حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا

حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا Instagram
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۰ دی ۹۵، ۰۰:۳۸ - کرگدن آبی
    :(
  • ۱۸ دی ۹۵، ۱۶:۳۸ - برنا
    :((((
پیام های کوتاه
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo

فید خوان rss reader

۱۴
فروردين ۹۳

دیروز که سیزده به در بود الحق که هوا به همۀ کسانی که اینجا بودن حال داد! همچین هوا آفتابیُ دل انگیز بود که نگووووو.... و من بالاخره بعد از چند روز تلاش و کوششِ بی شاعبه (شائبه؟) تونستم عکس آپلود کنم :)



منظرۀ پشتِ پنجرۀ اتاقِ محل اقامتِ من

دیروز :)

ملت در حال در کردن میباشند :)



همون منظره

امروز :)





جنگلِ سی سنگان

امروز ظهر

زیر بارونِ شدید






جوجه کباب خوردن همراه با لرزیدن و خیس شدن زیر بارون :)

حالا تو این بارون و سرما، یه نفر هم یادش رفته بود نوشابه ها رو از دیشب که تو فریزر بودن بیرون بیاره! همه نوشابه خورها یخ در بهشت خوردن! البته به من مربوطی نبود چون من که نمیخورم :))

تازه باید از همین تریبون اعلام کنم بنده اصلا جوجه کباب دوست ندارم کسی خواست مهمون کنه فقط کبابّ گوشت اونم گوسفندی خخخخخخ





خب ما کلا دیروز که آفتابی بود دلمون نبود بریم دَر کنیم ، امروز رفتیم زیرِ بارون در کردیم :)

اصن مجبور بودیم ...مجبــــــــــــــــــــــــــــور :))

موافقین ۲ مخالفین ۲ ۹۳/۰۱/۱۴
آزیتا م.ز

نظرات  (۲۴)

اووووووووووووففففففففف آخریه عجب چیزیه :دی

اون کناریه بشقابه یا شکم طرف؟:دی

ما ک سیزده نداشتیم،داشتیمااااا تو راهی داشتیم

امروزم ک سمنان و خراسان غرق در بارون بود خدا رو شکر

:))

پاسخ:
اون بادبزنه بابا :)))) تو این جمع هیشکی شیکم گنده نی:)
خب شما روزهایی که در حال در کردن بودید زیاد بود خیلی دو هفته تو سفر بودید خو :)))
عجب عکسای قشنگی خیلی عالی اند.
واقعا مشخصه سخت مجبور شدین :دی
پاسخ:
ممنون:)
نه خدایش من یکی رو مجبور کردن
چون من نه خیس شدن زیر بارون نه جوجه کباب دوس دارم تازه کلی هم لباس بوی کباب گرفته موند رو دستم که شستم:|
چه باحالن عسا :) خو من دقیقا برعکسه توأم . هم شمال دوز دارم هم بارون هم جوجه کبااااااااب :))))))))))) اصن یه وعضی !
پاسخ:
خو ایشالا خدا قسمتت کنه:))

چقد این عکس آخریه رو دوست داشتم. یاد فیلم زندگی دوگانه ورونیکا افتادم. چقد دلم می خواد دستمو بذارم رو تنه ی درخت. خیلی حس خوبیه... البته من قبلا دستمو گذاشتم ولی درختش لاغر بود. :))

+ الان اون عکس اولیه منظره بیرونه یا منظره دست های آزیتا با لاک هاش. :دی
++ مجبورم می فهمی؟! :)))

پاسخ:
خدا ایشالا یه درخت چاق نصیب شما کنه :)
+اون عکس اولیه منظره بیرونه با امضای آزیتا :))
++میفهمم،میفهمم:))
یک بار بود دیگه خسته نباشید آزیتا خانم
پاسخ:
مرسی :)
سیزده را همه عالم به در از شهر امروز
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم
پاسخ:
ع این همه عدد رفتی سیزده شدی؟؟؟

+ جدی شعر قشنگی بود :)
۱۴ فروردين ۹۳ ، ۲۱:۴۳ مهران مهرگان
سلام
دوازدهم اینقدر برای خلق الله مرغ کبابی خُرد کردم که به فنا رفتم . از نه صبح تا نه شب که خدا رحم کرد مرغ ها ته کشید وگرنه سقط می شدم . هیچ کس هم راضی نمی شد ببره خونه خودش خُرد کنه .
چه منظره های قشنگی خوش بگذره !
پاسخ:
سلام
حالا درست خسته شدی ولی کاسبیت رونق داشته دیگه خدا رو شکر!
دستاتم که هنوز عادت نداره:) ایشالا همیشه کیب و کارت به راه باشه قربان
در ضمن ما جز کسانی بودیم که مرغها رو خودمون تو خونه خرد کردیم :))
ممنون :)
وایییی عجب فضایی عجب هوایی:)))هوای دونفره شادابم میکنه ولی اون تَهِ تَهِ قلبم احساس کمبود میکنم!عقشم ازین هوا نهایت استفادرو بکنو تاجایی که میتونی نفـــــــــس بکش که تهران اوضاش خرابه!
پاسخ:
دقیقا منم تو هواهای دونفره هرچند لذت میبرم اما دردِ روحیم بیشتر میشه :|

عااااره میدونم هم جوجه دوزنداری هم نوشابه نمیخوری D=[ایکون من میـــــــدونم!]
پاسخ:
آیکون دمت گرم :)
عقشم عجب عکسای مشتی گرفدیاااا ایول:*منم یه عکس ازجنگل نور گرفدم شبیهه این عکس جنگل سیسنگانه:)
پاسخ:
قربانت:)
اره خوب جنگل نور هم خیلی نزدیکه به اینجا شبیه هم هستن :)
منم مثل شوما نوشابه نمیخورم ، خیلی به ندرت شاید سالی یکی دو بار .البته کباب گوشت گوسفندی که جایی برای بحث نداره ، ولی اگه جوجه هم باشه  دیگه مجبورم بخورم ، میفهمی مجبورم :))
انصافاً جای باحالی بوده ها :دی 
پاسخ:
منم الان سالهایت نوشابه نخوردم شاید ده سالی باشه :)
منم امروز مجبوری از سر گشنگی جوجه رو خوردم دیگه :))
جاش باحال بود بعله :)
:)))))))
امضات تو حلقم
. منم از این درخت عکس دارم. :-"
پاسخ:
امضام نوش جان :)
عاره انگار همین یه درخت تو شمال این شکلیه:/
چه خوبه :)
13 و 14 فرق نداره مهم اینه که شما هم در کردید :دی
پاسخ:
بعله ...چون شما میگید لابد درسته :))))
بادبزناااااتون چقدر شبیه شکمه خخخ
پاسخ:
دیگه اینجوری افتاده چکارش میشه کرد؟:)
بارون دوست نداری؟!!!
پاسخ:
بارونی که مجبور باشم زیرش خیس شم نه دوست ندارم :)
وای!جنگل سی سنگان!!خیلی جای قشنگیه!
چه جایی خوبی انتخاب کردی واسه در کردن:))))

پاسخ:
خیلی قشنگ بود آره
بعد ما چهاردهم رفته بودیم یه عالم آدم داشتن آشغالهای روز قبل رو از توش جمع میکردن :|
آزیتا جوون من سیزده به در نداشتم الان این عکسارو دیدم دلم سیزده به در خواست چند نفر بودین اگر زیاد بودین پس حتما بهتون خوش گذشت نه من سیزده به در دسته جمعی میخوام[ آیکون بغض]
پاسخ:
10 نفر بودیم...ایشالا میری پیک نیک تلافیِ سیزده بدر رو در میاری :)
بابا عجب هوایی عجب فضایی:))
من توی این هواهای به ظاهر دو نفره ولی در واقع یه نفره میشینم دونفره ها رو می بینم هی آه حسرت می کشم،هعــــی!!! می گم لااقل شوما ها خوش باشین و لذت ببرید!!!

خخخخ همه نوشابه هاشونو میذارن تو یخچال یخ بزنه ،شما گذاشتین کنار آتیش یخش وا بره!!! :)))))

منم با این درخته کلی خاطره و عکس دارم[آیکون کم نیاووردن در مقابل قُپی بقیه]
پاسخ:
خب آره اما حقیقتش اینه که من به ندرت با دیدنِ معدود دو نفره هایی حسرت میخورم نه همشون...چون بیشترشون ظاهرشون طوریه که انگار به زور پیش هم اند و گاهی هم با دیدنِ جمعهای دوستانۀ مرفه حسرت میخورم خخخخخخخخخخخ 
آره یکی هم بود هِی میگفت تا حالا نوشابه کباب خوردید؟ امروز میخورید:)))
قُپی بقیه :)))

امضای آزیتا هم قشنگه. :))
اصلا برندِ آزیتا؟ :)

پاسخ:
میخوام برندِ بی حفاظ رو ثبت کنم اصن :)))))
بهترین جای دنیا هم که باشی دلت اما جای دیگه باشه بحال تو فرقی نداره
پاسخ:
دلم بی جا و مکانِ خواهر بی جا و مکان! /:
۱۶ فروردين ۹۳ ، ۱۰:۴۴ احسان احسانی
عکسهای قشنگیه تبریک میگم
پاسخ:
مرسی ممنون :)
ببین اشتبات همین جاس ، باید یه طوری عکس می گرفتی ما اون ناخوناتونو ببینیم
پاسخ:
ینی الان ندیدی؟...
چیز زیادی ع دست ندادی :)
سلام
خداروشکر که بهتون حسابی خوش گذشته...
پاسخ:
سلام
ممنون :)
۲۰ فروردين ۹۳ ، ۲۱:۴۴ علی اصغر بدرالدین
با سلام خدمت شما دوست گرامی
خیلی تصاویر جالب بودن، من دلم خواست اونجا می بودم و هم از هوا و هم از جوجتون استفاده می کردم.

منتظر حضور گرمتون در وبلاگم هستم.
یاعلی
پاسخ:
ایشالا شما هم در همین زودی قسمتتون میشه هوای ملس و جوجه :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">