حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا

حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا Instagram
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۰ دی ۹۵، ۰۰:۳۸ - کرگدن آبی
    :(
  • ۱۸ دی ۹۵، ۱۶:۳۸ - برنا
    :((((
پیام های کوتاه
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo

فید خوان rss reader

۰۸
ارديبهشت ۹۳

یه دوس پسر داشتم ، خیلی سال پیش شاید حدودِ ده سال پیش،خداییش بچهٔ خوبی بود، منم خیلی دوس داشت! اسمش "ح" بود. بعد من الان نمیخوام قصهٔ اونو بگم که میخوام قصه داداشش رو بگم، این یه داداش داشت حدود 17،18 سال از خودش بزرگ تر، اما هنوز ازدواج نکرده بود! اسمش احمد بود تو یکی از این بیمارستانهای معروفِ تهرانم حسابداری میکرد! بیچاره خودشم مریض احوال بود! ینی کلیه هاش مشکل داشت! لاغر مردنی، فسقلی، زیرِ چشمهاش گــــــــود رفته رنگِ رخسار، پریده! ولی خداییش قلبِ مهربونی داشت... عاغا اونقد "ح" رو دوس داشت! بعد به واسطهٔ داداشش ما رو هم دوست داشت! میگم ما ینی من و داداشم خخخخخخ

هر آخرِ هفته میومد دنبالمون چهار نفری باهم میرفتیم بیرون و گشت و گذار، پیتزا میزدیم به حسابِ احمد آقا!!! البته اونم خودش بهش خوش میگذشت دیگه، اونقد داداشِ منو دوس داشت که نگو و نپرس، اصلا اگه یه طوری میشد که داداشم نمیتونست بیاد گند میزد به کلِ برنامه، کنسل میکرد سرِ ما هم میموند بی کلاه :دی

از قضا یه روز این احمد آقا با چت آشنایی پیدا کرد و از آن لحظه به بعد در جمعِ چهار نفریِ ما مدام کمرنگُ کمرنگ تر شد تا جایی که اصلا بیرون رفتنها رو کنسل نموده و خودش آخر هفته ها را پای کامپیوتر میگذراند!!! چند وقتی از این موضوع گذشت ، "ح" روز به روز اعصابش بیشتر بهم میریخت، یه روز ازش پرسیدم چی شده؟ چرا اینقد آشفته احوالی؟ چرا با احمد سر سنگین شدی؟ که یهو شروع کرد به گفتنِ اینکه بعله احمد در چت یک دخترِ شهرستانی را یافته که تقریبا همسن و سال "ح" میباشد ینی 21 ساله و احمد را بابایی صدا میکند و آنقدر با او صمیمی شده است که احمد کلا تمامِ وقت آزادش را گذاشته است برای دخملش... بعد من گفتم حالا مگه چیه؟؟؟ بیچاره یه عمر تنها بوده شاید دلش یه نفر رو بخواد که از لحاظ عاطفی ارضاش کنه... بعد "ح" گفت نه بابا ، رابطه شون اینجوری نیست که فکر میکنی! دختره تو یکی از شهرهای کوچیکه استان خراسانِ بعدم هِی بابایی بابایی میکنه... ینی رابطمون از پدر دختری فراتر نره! تازه من فکر نکنم احمد اینقد دیوونه باشه که بره یه همچی دختره زشتی رو بگیره!! اونم کی؟ احمـــــــــــــد... خخخخخخخ گفتم شاید از نظر تو زشته از نظرِ باباییش خوشگله!!! حالا ببین من کِی گفتم احمد میره دختره رو میگیره ;)

اما احمد آنقدرها دیوانه بود ینی دیوانه نبود، اما دختره خوب بلد بود که دیوانه اش کند ;) همه چیز از یک عروسکِ خر جدی شد... بله یک عروسکِ خر!!!!! عروسکِ خری که دختره پُست کرد دم خونهٔ احمد اینا... آمدنِ عروسکِ خر دمِ خانه همانا، اعلامِ زن خواستنِ احمد آقا و شدیدا افسرده شدنِ "ح" همان. :))))

و اینگونه شد که طی دو ماه دختره با احمد ازدواج کرده و به تهران نقلِ مکان کرد... و احمد از مقامِ بابایی به شوشویی ارتقا یافت.. عرضم به خدمتتون که بدین طریق احمد به تمامِ حرفهایی که پشتِ سرش میزدند خاتمه داد! چه حرفهایی؟ از این حرفهایی که پشتِ سرِ مردهایِ سن بالایِ مجردی که کمی ظریف هستند و روحیاتشان کمی حساس است و آخر جملاتشان را کمی کِشدار ادا میکنند، دیگر! عــــــــــه وااااااااااا از همین حرفها دیگر...

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۳/۰۲/۰۸
آزیتا م.ز

نظرات  (۵۱)

بیچاره لابد فکر میکرده تهران مدینه فاضلست :| که از هول حلیم افتاده تو دیگ
پاسخ:
اتفاقا با چیز افتاد تو عسل... مگه احمد چش بود، مرد به اون خوبی.... والاع :))
خب تابلوا ک احمد و حمید بودن یگه 
تازه وسطای متن بودم ک با خودم میگفتم بذار بگم ازی ادرس این دختره رو واسم گیر بیاره ک دیدم بعلههههه از دست رفته :دی
اما جالبه ک یه ازدواج نتی دیدیم بالاخره..فک میکردم فقط تو قصه هاست :دی

پاسخ:
نخیر ، حمید نبود با اجازت کارآگاه گجت :D
بعد این ماجرا مال ده سال پیش دل زنده ، یعنی اون دختره الان 31 سالشه البته الان ده سالم هس که ازدواج کرده ،، تازه زشتم بود :))))
نه من زیاد دیدم :)

ای بابا! چرا خدا یکم ازین عرضه های این دختره با ما نداد؟! هعیییییی! 
پاسخ:
عروسکِ خر!!! یاد گرفتی؟؟؟ عروسک خر باید بخری تا خر شه :D
منم یه مامان نتی داشتم اما با هم ازدواج نکردیم خخ
شاید باید الاغی شغالی چیزی میفرستادم واسش خخخ
پاسخ:
پ تو هم اینکاره ای؟ حواس ملت جمع باشه با مامانی و آبجی و اینا آغاز موکونی به چیز ختم میکنی :D
۰۸ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۶:۲۹ عالیجناب کنتور
جای استاد عالیجناب خالی..حیف که ما از 10 سال پیش شروع کردیم...وگرنه چه نصیحتی میکردیم این احمد و حامد را...
پاسخ:
الان باز قُپی اومدی؟؟؟؟؟
تو این اعتماد بنفست از کجا خریدی لامصب جنسش خعلی خوبه :)))
چه اسم عجیبی داشت دوستت"ح"
پاسخ:
شما نگفتی چی آموزش میدی ها؟؟؟؟

"ح" عجیبه؟؟؟
من به خوبی احمق ها خدشه ای وارد نکردم
برای من عجیبه یک کم اما ایشالا خوشبخت باشن
پاسخ:
احمق ها؟؟؟؟؟ O_0
خوشبختن خیالت راحت...
چــــــــــــــــــه میـــــــــــــکنه الاغه!!!!! :)))))
پاسخ:
کار میکنه کارستون :D
خخخخخخخخخ همیشه پای یک زن در میان استD=+ اینقد ازین رابطه ها دیدم ازی به هم میگن داداش اجیو اینا!خو عاخه مگه داداشته?!باباته?!خواهرته?!عجبااااا +امان از روزی که اینجور ادما وارد رابطه احساسی شن دیگه وا ویلا! + طفلی ح:|
پاسخ:
حالا اگه ته دلشونم همون حس خواهرانه برادرانه باشه یه چیزی.... طرف داره نقشهٔ ازدواج میکشه بعد میگه باباییییییییی :|
البته واسه ح هم بد نشد با خیال راحت رفت خارج دیگه :)
خواندنی بود
پاسخ:
ممنان...
ح مثه حنانه لابد؟ :))))

اصن خانمان خراب کنه این اینترنت .. 
خداییش پاشد رف از اونجا زن گرف!!! آآآ .. فک کن حالا بابایی هم میگف بش! اگه یچی دیگه میگفت چی!
پاسخ:
حنانه؟؟؟؟ اسم پسر است عایا؟؟؟؟؟ هوم؟

بعله بلند کرد رفت از اونجا زن گرفت ورداشت آورد... مهم بابایی گفتن نبود مهم این بود که دختره عاقل بود و به یه مرد 38 ساله عروسک خر کادو داد :دی
بعله نمیدونی بدون :D
=))))) دمش گرم
پاسخ:
دوز داری؟؟؟
دم کدوم گرم؟؟؟ =]
"ح" چی شد پس؟؟؟؟


پاسخ:
ح خیلی چیزها شد، داستان اونم خعلی مفصله :))
اقا بعد از 43 سال سن یکیو دیدم که تونست دهن مردم را ببنده ازی جون ادرس بده بهش مدال بدم
پاسخ:
البته با این کارش ع یه طرف دهن مردمُ بست ولی دهنا ع یه ور دیگه باز شد...ینی شروع کردن گفتنه اینکه چرا اینو گرفتُ چقد ازش کوچیکتره و جا بچشه و ... خخخخخخ
حالا اگه ما واس طرف عروسک خر میفرستادیم زمین و زمان و اینترنتو رو سرمون خراب میکرد که مگه من بچه ه ه ه ه ه ام یا منو خر فرض کردییییییییییییییییییییی ؟!!!!!!!!!!! و سپس قطع رابطه :|

پاسخ:
ینی میخوای بگی بری لب چشمه خشک میشه؟؟؟؟ :D

خو حامد بوده دیه!!! والاااااااااااااااااااااااع بوخودا

 

خو دمش گرم.....

 

موبارکشان بووووشه........

 

 

پاسخ:
حالا الان مسئله اسم اوشونه؟؟؟؟ :))))


بعله خوشبخت باشن ایشالا :D
خدایا اندکی فقط اندکی از عرضه این دختره رو به مام بده طرف بااون قیافه از شهرستان به کجا رسید ما وسط شهرش هیچ گهی نمیتونیم بخوریم :|
هعییییی....
پاسخ:
گاهی هم شانسه عزیزم، گاهی هم بعضیا میگن قسمت... حالا شما حرص نخور!!! :D
آخ آخ آخ! با عسلی بانو موافقم شدیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد! اصن دختره حتما دعا موعا رو خره خونده بوده :)))
پاسخ:
شایدم!! خدا عالمه!!!
ما که گناهه بقیه رو نمیشوریم :D
اخ اخ بخشید منظورم احمد اقا بود اصلا نمیدونم چرا این طوری نوشته شد من واقعا شرمنده ام
پاسخ:
خخخخ احمد با آقا قاطی شده لابد شده احمق :دی
اکشال نداره :D
azi junam fek mikonam bas tu shivehaye mok zani va "baba" tajdide nazar konim
پاسخ:
بعله ... حق با شومایه :D
میدونم اسم دختره .. :دی

آزی برو اون لینکی که تو پستِ آخرم گذاشتمو ببین و متوجه شو که هستن آدمایی که از تو خوشگل تر لاک بزنن :| :))
پاسخ:
عه؟ :D

وایییییی خدا رفتم دیدم ، کامنتم نهادم واست دیدی که :D خدایی دستاش از منم خوشگلتره ولی لاکهاش نه :|
خدا آخر و عاقبتِ همه رو بخیر کنه :)) 
پاسخ:
صلواااااااات هم چنین منو شما رو :دی
خخخخخ
یاد خاطرات خودم افتادم خخخخخ
یکی هم سالیان پیش اون یکی وبلاگ قبلیم بعد 14سال از من بزرگتر بود و زن وبچه هم داشت همیشه هم به من دخترم می گفت ولی خوب در لابلای همین دخترم دخترم گفتن ها دیدم کم کم میخاد مارو بکنه زن دوم و خونه خراب کن و ازین صوبتا و یحتمل هم عروسک خر و این صوبتا ...
بش گفتیم برو سر خونه زندگیت ما از اوناش نیستیم !! خداییش تو این یه مورد اقا بود حرفمو گوش کرد و رفته که رفت خخخخخ

بعدم خوبه الان خوشبختن:)) یعنی دختره ازینا نبوده که ع خودش حوری بهشتی تصویرسازی کنه و بعدم جن جهنمی از اب دربیاد!!!
این نشون میده همیشه این ازدواجا تهش بدبختی و این صوبتا نیست و استثنا هم وجود داره!!!
پاسخ:
اوه اوه...... توکا زن دوم  میشود خخخخخخ، مردم چه خوش اشتهان والا :D
حالا خوبه کنه نشده ول کرده رفته :))))

نه همیشه بدبختی نی گاهی خوشبختیه :)))))
گفتی عروسک خر یاد پسرعمه ام هم افتادم ... این بچه که بود ها عشق عروسک خر و خود خر داشت خخخخ اصن یه کلکسیون از انواع و اقسام خرها داشت:))))
پاسخ:
احتمالا احمدم تو بچگی مث پسر عمهٔ تو بوده :)))))
راستی ح حسین هم می تونه باشه ها :)))))))))))))
پاسخ:
آفرین بر تو... :)چیزهای دیگری هم حتی
۰۸ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۱:۲۸ خانم هموستات
جالب بود.واقعا اولین هدیه واسه یه مرد 30 ساله خر؟ آیا؟
انشالله به پای هم پیر بشن:))
پاسخ:
کاش 30 سالش بود ، 38 سال بابا :))) لابد میدونسته خر چه تاثیری داره :D
ایشالا :P
دختره هم سن و سال الان من بوده ولی چقدرررر زرنگ :)))
ره براحتی با خری پسر مردم را خر نمود !!
ولی خب دیگه وقت ترشیدن پسره بوده ،بختش باز شده دیگه ، حالا با واسطه خر مگه طوریه ؟
حالا جدی زشته ؟!
پاسخ:
بعله آن هم پسری که 38 سال بود خر نشده بود :))))
نه طوری نیس، کی گفت طوریه اصن :D
والا الانشو که نمیدونم ولی اون موقعها که دختر بود خعلی زشت بود ع چشم ما :)))))) خدایا توبه!
آره دقیقا همینطوره . هر کی به ما میرسه یا مزخرفترین آدمه روی زمینه یا نامرد و کلاه بردار !
پاسخ:
ایشالا یه آدم خوب زارت بیفته تو بغلت :))) منتها افتاد ولش نکنی ها . سفت بچسب :D
الان از زندگیشون راضین؟خبر داری؟؟
واسم مهمه هااا!!!خخخخخ
پاسخ:
والا آره فکر کنم راضی هستن....
نکنه میخوای ازدواج اینترنتی کنی؟؟؟ :)))
احمد دیگه!
من کلا با این مدل باباها حال میکنم D:
پاسخ:
خدا قسمتت کنه ع این باباها
های علیکم :)

خواستم بگم: خدا خیرت بده خواهر، بس خندیدم :))

+ موفق باشید [گُل]
پاسخ:
عه سلام

بابا خوبه چشممون به جمال شما برای بار دوم روشن شد ;)

نوش جانتان خنده :D

همچنین شما :)
راستش یه دخمل متشخص هس که فکر ما را به سمت خود معطوف نموده است!!
پاسخ:
انشالا که خیر است :)
اینم سومیش! (تا 3نشه بازی نشه! هه)

+ عامو دیدیم شما که ظاهراً تشریف نمیارید برآن شدیم 2باره خودمون بیایم!

+ ;)
پاسخ:
قدم رنجه کردین :D
این عروسک خریه چه قدر قشمگه،می خامش آزی،چه با حال لم داده
پاسخ:
اوهوم خعلی خوشمله... خعلی جیگر طلاست ....
اگه واست بخرم زنم میشی.؟؟؟؟ :D
اگه زنت بشم منو با چی میزنی؟
پاسخ:
با بوووووس :))) با گاز :D
منم اون ماگ خر نشان رو برات میگیرم عشقم
پاسخ:
ای جوووووووووووونم :-*:-*:-*:-*:-*
خر اون ماگ هم خیلی مامانی بود ،پشیمونم که نخریدم
پاسخ:
عب نداره حالا.... یه خوشگلتر میخری :)
من میگم قسمتشون بوده
پاسخ:
بعله بعله.. :)
دوستان پیشنهاد اسم حسام رو یادشون رفت:)
یه چی دیگه هم هست آزی. از شانس من برا من یه بار برعکس در اومد. از عشق اتشین ایشون رسید به این نکته که من را به  به آبجی شدن مفتخر گرداند :) و همچنین :(
پاسخ:
آفرین بر شما، تازه بازم اسم داریییییم ;)
خخخخخخخ
ای بابا ینی تو دوستش میداشتی اما اوشون داداشیت شد؟؟؟؟ عجب! =/

خر دوست دارم خیلی...هم خر و هم کلاغ.

اون دختره هم خوب فهمیده بود راه نرم کردن احمد اقا چیه.حالا منظورم عروسک خر نیست ها.یه جور محبت معصومانه...الهی!

البته اگر همین حرکت رو ما در بیست ویک سالگی مون میزدیم و برای باباییییی خر میفرستادیم،پشت سرمون صفحه میذاشت که دختره خل وضعِ!یعنی هیچ معصومیتی رو مشاهده نمیکرد از هیچ جاش!!

پاسخ:
من خر خیلی دوس دارم اما کلاغ نِع :D
ینی محبت معصومانه داشته؟؟؟؟ :| نیدونم :)
خخخخخخ طرف ما هویجوریشم میگه دختره خل وضعِ چه رسد به عروسک خر خریدن :)))
اخی نازی چه بابایی لطیفی وچه دختره خری دختره خوایته بگه من خرتر ازتوام بیا منو بگیر:)

پاسخ:
خخخخخخخخ
شایدم خواسته بگه بابایی زودتر خر شو دیگه من دیگه حوصله ندارم ، بیا منو بگیر :))))
عجب اما واقعا ازدواج اینترنتی هم شدنی هست ها منم دیددم از نوعی که از ازدواجهای واقعی (غیرمجازی) موفق تر هم بوده...نظرت چیه آزی یه بحث دنباله دار و با نتیجه گیری درباره ازدواج های موفق اینترنتی و غیروفق واقعی؟
پاسخ:
بعله شدنی است... منم چند تایی دیدم، البته این همه ازدواج واقعیه غیر موفق داریم ولی اسم ازدواجهای اینترنتی بد در رفته وگرنه از نظر من زیاد توفیری نداره ...:)
بحثم زیاد دوس ندارم....اما از نظرات استقبال میکنم :)
دختر باید زرنگ باشه :دی
پاسخ:
پسرم باید زود خر شو باشه :)))))))
اون عروسک خرو فرسداده که بگه : جیگرم جیییگرممم جییییگررررمممممD= خخخخخ
پاسخ:
اون موقع جیگر البته معروف نبوده احتمالا بنیانگذارش همین دختره بوده :)))))
دخمل من چطوره ؛-)
هایدا هم براش میخرم
قربوس دخملم بشم که اینقدر هَوَل ‌و شیکموهه

پاسخ:
عه؟ از اون دخملهااااااااااااااااااا :))))))))
باباییییییییییییییییی گشنمه خو.....................هیچم شیکمو نیستم تازه اگرم باشم به باباییم رفتــــــــــــــــم :))))))))))))
:پی
آزی چقد پست گذاشتی من نبودم...
گوجه راس می گه می خواسته بگه ما هم کلا قرمزی میبینیم:)))
پاسخ:
خخخخ
کلا دیر بیای عقب میمونی :)
خو رفته بودم عکس بگیرمD:
پاسخ:
پ کو عکست؟؟؟؟:)
دستم نرسیده هنوز D:
پاسخ:
واااا دست کیه مگه؟
پیش دایی جانمان
پاسخ:
بگو زودتر بفرسته :)
خونشون طبقه بالامونه نیازی نیست برفسته
پاسخ:
خب بیاره بده دیگه...
خودتو لوس نکن ...ده
خونه نیستن وگرنه عکسا رو می گرفتم:)
منو لوس بازی؟ محاله محاله محاله
پاسخ:
بعله محاله :D

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">