حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا

حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا Instagram
بایگانی
آخرین نظرات
پیام های کوتاه
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo

فید خوان rss reader

۱۵
مرداد ۹۳

یه بچه جلوم نشسته، یه دختر بچهء ٥ ساله، قیافه اش پکره...دو تا دستش رو زیر دو تا لپهاش گذاشته و پاهاش رو از زانو تندُ تند تکون میده، بگمونم حوصله اش سر رفته، از چیزی دلخوره ، کلا اعصاب مَصاب نداره! ازش میپرسم از دستِ کی ناراحتی؟ با کج خلقی میگه : تو! از دستِ تو...میگم: من؟؟؟ چرا اخه ؟ من که اینقده تو رو دوست دارم... میگه: نه نداری، اگه داشتی اینقد اذیتم نمیکردی! ازش میپرسم حالا الان چکار کنم خوشحال بشی؟ از دلت در بیاد ، منو ببخشی! فکر میکنه، لبهاشو غنچه میکنه ، بالای پلکش رو با دو تا انگشتش میگیره و میکشه ، پاهاش رو تندتر تکون میده، بعد میگه: اوووووم... منو از اینجا ببر، از پیش این آدمها ببر. من اینجا رو این آدمها رو دوس ندارم. زل میزنم تو چشمهاش، خوب که به صورتش خیره میشم ، یه حسِ عجیبی میاد سراغم !! میگم : راستی اسمت چیه؟ چرا اسمت رو به من نگفتی؟ میگه : آزیتا اسمم آزیتاست ولی همه آزی صدام میکنن...

+ شمام چشماتون رو ببندید ، ببینید کودکِ درون ِ شما چه حالی داره؟ خوشحاله؟ غمگینه؟ یا عصبانی؟ ببینید دقیقا چی خوشحالش میکنه؟ خواستهء اون دقیقا چیزیِ که الان شمارو خوشحال خواهد کرد... اینجا بگید اون چیه؟ :)

موافقین ۳ مخالفین ۱ ۹۳/۰۵/۱۵
آزیتا م.ز

نظرات  (۴۲)

کودک درون من میگه:
نشسته داره های های گریه می کنه و میگه که من دل پسرخاله اش رو شکستم !!
میگه باهام دیگه قهره و باهام دیگه بازی نمی کنه !!
میگه من نمی خوام بزرگ که شدم مثه تو بشم، مثه تو دو رو بشم!! مثه تو ترسو بشم!!
مثه تو از پسرخاله ام دور بشم!!!مثه تو اونو به غریبه ها نمی فروشم!!
پاسخ:
ای واااای
خب برو آشتی کن... 
راستی کودک درون هیچوقت بزرگ نمیشه کودک درون همیشه باید کودک بمونه یه کودک که با شهودش راه رو به ما یاد بده :)
کودک درون :
یه گوشه نشسته
بغض داره
چونش میلرزه
: چته؟؟
نگام میکنه و چونش میلرزه ..
: چیزی میخوای؟
اخمو زل میزنه بهم: عـــاره :(
: چی ؟؟
چه فایده وقتی نمیتونی چیزی که میخوامو بهم بدی؟
:حالا تو بگو ؟؟؟؟
بریم :(
: کجا ؟ :/
یه جای دور .. یه کشور دیگه .. یه خونه واسه خودمون داشته باشیم .. تنها باشیم .. هیشکی و نشناسیم .. تنهای تنها .. با هیشکی هم دوس نشیم ..
: ولی ...
دیدی گفتم نمیتونی :(
: آخه ..
نمیتونی دیگه مگه غیر اینه؟؟؟ :((
: آره .. نمیتونم .. نمیتونم .. !!
و اشکاش میریزه !
پاسخ:
کودک درون تو هم مث مال منه :|
کودک درون من یک کوچولوی ساده مهربونه که خسته شده از این همه رنج و ساکت یه گوشه نشسته و بغض کرده!
پاسخ:
خب چی میخواد ازت؟ چرا رنجها رو واسش کم نمیکنی؟ لابد جوابش یه کلمه است نمیشه :/
کاشکی میشد همه چی مثه بچگی هامون می بود!!
همین قهر و آشتی کردنا!!!!
پاسخ:
بخوایم شاید بشه :|
کودک درون من گشنشه شیر میخواد :دییی
پاسخ:
خخخخ
چه ساده خب در یخچالو وا کن کاری نداره که خسیس :)))
با این تفاوت که من هیچوقت نمیتونم اینو تجربه کنم :|
عرررر :(
پاسخ:
چرا هیچوقت؟؟؟؟ :/
کودک درون من میگه:
نکبت! تو بیخود کردی مارو انداختی تو مسیری که خودتم دوسش نداشتی! من آدم نبودم؟! من همیشه با تو نیستم؟! راهی رو که میری من نباید دوست داشته باشم؟! من خر ِ توام که هرجا میری باید بیام؟! حالا 4تا فحش ِ آبدار خرجت کنم آدم شی؟!
اصن کیف می کنم دهنت سرویس شده! های! تا تو باشی دیگه بری دنبال اون راهی که دوست داری. تا دیگه بفهمی زندگی همین یه باره.. نباید گه بزنی بهش بره! من نمیدونم آدم قحط بود که من زرت شدم کودک درون تو؟! اه

+امشب یکم عصبانی بود شرمنده
پاسخ:
هعیییی امان از راهایی که دوست نداریمُ میریم امان :(
اشکال نداره خوب کردی خودتو خالی کردی 
چون هم شرایطشو ندارم .. هم اینکه تو خانواده ما اصن این چیزا جا افتاده نیس که دختر پاشه بره یجا تنها زندگی کنه اونم با اون همه فاصله :/
پاسخ:
:|
۱۶ مرداد ۹۳ ، ۰۱:۰۷ مهندس بهشت
کودک درون من فقط میگه زمان بایسته و انقد ز=روزا تند تند نرن خیلی ناراحت و داغونه
پاسخ:
زمان بایسته که باهاش چکار کنی؟؟؟
کودک درون من اینقد دعواش کردم که بزرگونه رفتار کن اینقد هرچی خواسته گفتم بعدا دیگه ساکت شده اصلا کاری به کارم نداره.قهر نیستا ترجیح میده ساکت باشه که دیگه غر غرها و ایراد گرفتنای منو از خودش نشنوه...
پاسخ:
رفتارهای بزرگًنه که خیلی بده :( چرا اینقد اذیتش میکنی؟؟!!
کودک درون من نشسته تو اتاقش داره با اسباب بازی هاش که همه رو پخش و پلا کرده بازی میکنه.
فکر کنم الان باید 5 سالش باشه یک وقتایی خیلی شیطنت میکنه و منم که سن و سالی ازم گذشته نمیتونم هی بدوام دنبالش :))
-->این بخش رو میخواستم ننویسم اما با خودم گفتم دیگه خود سانسوری کافیه:
نمیشه این کودک های درون رو گذاشت کنار هم با هم دیگه بازی کنن؟
هم کودک درون من دیگه تو اتاقش تنها نیست هم کودک درون شما سر حال میاد و شاید دیگه ناراحت هم نباشه
این رو هم بگم کودک درون من با ادب هست اما خیلی شیطونه :)) اینقدر که گاهی از خودم هم سر ریز میشه شیطونیاش
پاسخ:
کودک من یکم بی دل و دماغه ، یه مدتیه زیاد حوصله بازی ماری نداره :|
کودک درون من خیلی ساکت ی گوشه دنج پیدا میکنه و گریه میکنه....
اونم.میگه میخواد بره!!

پاسخ:
ای بابا :(

من کودکم انقد خستش کردم که دیگه باهام حرف نمیزنه فقط گهگاهی دوتا حرف اعصاب خوردکن میزنه و میره..خیلی وقت تنهاش گذاشتم و دیگه نمیفهممش باهاش غریبه شدم..
پاسخ:
چه بد :(
بدجور عصبانی و ناراحت
بعضی وقتها یه حرفی یه ادم میزنه که هر اتفاقی افتاده رو زیر سوال میبره
پاسخ:
اتفاقهایی که اصلا مذاق اون خوش نیومده و ما به زور انجامشون دادیم :|
خاله کودک درونم خر شده داره به فرار فکر میکنه :|
پاسخ:
فرار با جیب بی پول خریت محض خاله جون :( 
نکنی یه وقت :|
اگه پول داشتم دستتو میگیرفتم باهم در بریم :/
Koodake daroon nadaram. Hodoodan 50 saleshe va hoseleye ghro fer nadare.
bad akhlagham khodeti azi
پاسخ:
اَیییییی اونم عینه خودت گنده دماغه :|
میگم بیا یکم آدم باش خخخخ
ایشالا که به زودی زود سر حال میاد
پاسخ:
ایشالا :)
Etefaghan adamam haj khanoom :-D
پاسخ:
مُشک آنست که ببوید نه آنکه عطار بگوید :)
نه خب همینجوری که فرار نمیکنن
اول درسمو باید یکاریش کنم
واسه اونم میرم یه شهر دیگه .. اینجا نمیمونم :/
بعدش کار پیدا کنم باید :|
بعده اون تو فکر فرارم :|
اونموقع خبرت کنم میای بریم؟ :))
پاسخ:
هر موقع پول باشه من پایه ام ؛) خخخخ آیکون همراهی در جرم مثلا :))))
من کودک درونم رو گم کردم هرچی میگردم پیداش نمیکن
پاسخ:
همونجاست مطمئن باش همونجا نزدیکه دلته منتها کِز کرده یه گوشه 
کودک درون من:راضیم ازتD=
پاسخ:
عه چه عااااالی :)))
۱۶ مرداد ۹۳ ، ۱۴:۳۸ زهرا بانو و مسترش
کودک درون من ک هی شیطونی میکنه...با چشای درشتش مظلومانه نگام میکنه و میگه منو ببر شهر بازی...ی بار بردمش انقد شیطنت کرد

پاسخ:
خخخخخخ :))))
۱۶ مرداد ۹۳ ، ۱۵:۴۵ عروس کوشولو
کودک درونم
اوووم
خیلی بی صبرانه منتظر ِ کوچولوش زود تر به دنیا بیاد : )
بضی وقتام از این صبر زیاد خونش به جوش میاد |: :))
پاسخ:
کوچولو ؟!!!! :)
مبارکه :)))
من فکر میکردم هنوز عروسی نکردین :))
جالب توصیفش کردی....مثل فیلمهایی که اخرش کلا سورپرایز میشی..البته یادم نرفته که تو این کار تبحر داری :)
پاسخ:
:)
کودک درون من:
یک دختر بچه لجبازه که بتازگی یاد گرفته با همه لج کنه
یک دختر بچه پشیمون از همه چی...یک دختر بچه بلا که گاهی وقتا دلش میخواد تنها باشه حتی واسه یک هفته....

پاسخ:
لج خوب نیس لج ینی اینکه یه چیزایی بر وفق مراد نیست !!!
۱۶ مرداد ۹۳ ، ۱۹:۲۶ مهندس بهشت
واسته من به خودم بیام مغزم منجمد شده از بس این مدت باید تصمیمای بزرگ میگرفتم
پاسخ:
اوهه :))
اوکی پس دو سه سال دیگه میبینمت خخخخ
پاسخ:
See u :))
کودک درونم گاهی سرحال است ومشتاق بازی وگاهی خموش وساکت
کودک درون من دست خوش حوادث است، ولی بدجوردلش برای یه اغوش بی منت تنگ است!!!!
گاهی باحسرت دیگران رانگاه میکند وبه من خیره میشود میگوید کی منم بغل میکنن ومن چشمانم پرازاشک میشود ومیگویم بزودی...
خاستهایش ساده اند ولی ازپس براوردنشان ناتوانم
کاش میگفت کوه رابرایم جابه جاکن!!!
پاسخ:
عاشق بی منتِ مونث قبول است عایا؟؟؟ :)))
الان دلش بستنی می خواد اما می دونه اگه بخوره خود بزرگه دعواش می کنه. الان اخم کرده. زانوهاشو بغل کرده. می گه تو به من سخت می گیری
پاسخ:
بستنی که عیب نداره خب بذار بخوره واااا :)))
من کودک درونم الان یه پا پیرمرده واس خودش! :))))
دنبال کفن میگرده...
پاسخ:
خدا رحمتش کنه :))
گمونم به اندازه یه پست بشه منویسم بیا بخون
پاسخ:
بنویس میام میخونم :)
کودک درون!؟ تا اونجا که یادم میاد پیرمرد درون داشتم تا کودک درون! من وقتی بیست سالم بود هفتاد سالم بود!
پاسخ:
پس الان یحتمل دیگه فوت کردی :))))))) خخخ
همه یه بلایی سر کودک درونشون آووردن!!!!
پاسخ:
میبینی؟ :)))))
Bah bah goje khanoomo!!!
پاسخ:
:)))
خاله خالـــه خالـــــــــه .. چندتا دوسم داری؟ :))
پاسخ:
هوارتااااااااااااا :*

کودک درونم خیلی پرسر و صداست ، ازشما چه پنهون گاهی به "نفخ" مشکوک میشم اما نداشتن دل پیچه و عدم صدور اصوات مهیب و آبرو بر ،تاثیر شایانی در بصیرت افزایی بنده داره اطمینان میده که منشا صدا از امعاء و احشاء نیست و صاحب صدا همون کودک درونه

بهرحال منکوب شده که شلتاق میکنه ،نمیترسم ازش ...سگ پرسر و صدا گاز نمیگیره اساساً

به گوشش خوندم که  :

اگر بار خار است خود کِشته ای

و گر پرنیان است خود رشته ای

 

پاسخ:
نفهمیدم اخر ، ولی معلومه بیچاره رو حسابی اذیت میکنی ... :)
الان کودک درون من توی ماتحتش عروسیه و با دمش گردو میشکنه :)
فقط منتظره من کارامو کنم تا مثل همیشه بریم به تفریحات کودکانمون برسیم و هر هفته 3-4 ساعتی رو برای این کودک جان وقت بذاریم. چون من عادت دارم هفته ای یه کاردستی درست کنم یا مثل اسب بدوأم یا توی حموم کف بازی کنم و کلی تفریحات کودکانه دیگه :) 


پاسخ:
چه خوب به به :))
گوریل؟ O_o 

+ همونطور که قبلا اشاره کردم یجای دیگه، کودکِ من شیرخوارست و فعلا یاد نگرفته حرف بزنه :دی 

اما فک کنم دلش میخواد یه اتفاق بزرگ تو زندگیش بیفته که ازین یکنواختی در بیاد .. مثه کار، ازدواج، مهاجرت به شهرِ دیگه و ... 

بله خب میدونم کودک نه ازدواج میکنه نه شاغل میشه :))
پاسخ:
بعله گوریل! مشکلی هست؟ :)))

عجب چه کودک شیرخوارهء زیاده خواهی:)))
کودکه درون من راضی و خوشحاله. میدونه که براش تا جایی که بتونم تلاش میکنم. بابت یه سری چیزا ناراحته ولی خودش میدونه دست من نیست و باید تحمل کنه.. کودک من خیلی خوب صبوری رو یاد گرفته.
پاسخ:
چه خوب :)
تبریک :)))
نه...
آه...
من..
من پشیمونم...
نباید...
من چی کار کردم؟
من...
نه پشیمون نیستم نه چرا پشیمونم،پشیمونم
من نباید نمیدونم شاید هم...
من ...
من
من من کودک درونم رو...
پاسخ:
ها!؟
کودک درون من وق العاده دلگیره و جوری ماتم زده نشسته که انگار ...
پاسخ:
خب به دادش برس :/
خدا باید ب داد منو کودک درونم برسه دیگه کار از دست من درومده :)
پاسخ:
پ تو هم رفتی گوشهء رینگ منتظر خدایی، اونم که سرش شلوخه :)))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">