حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا

حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا Instagram
بایگانی
آخرین نظرات
پیام های کوتاه
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo

فید خوان rss reader

۱۵
بهمن ۹۳

سالهاست به خوردنِ قهوهء تلخ عادت کرده ام ، این روزها تلخی اش به کامم بی مزه است! هر روز قهوهء غلیظ تری دم میکنم! 

زندگی ام به لیوان قهوه ام حسودی میکند! هر چه صبور تر میشوم ، تلخ تر میشود!

موافقین ۰ مخالفین ۱ ۹۳/۱۱/۱۵
آزیتا م.ز

نظرات  (۱۲)

زندگی غلط کرده تلخ میشه :))))) روش عسل بریز خنثی بشه

پاسخ:
عسلم جواب نمیده... باور کن :)))
۱۵ بهمن ۹۳ ، ۱۱:۴۷ خانم هموستات
عمری دگر بباید....از نو زندگانی
پاسخ:
آری... کشتی شکستگانیم در انتظار خشکی :)))) یعنی بداهم تو حلقم خخخخخ
قهوه فقط با شیکر
پاسخ:
اصلا و ابدا... شکر به قهوه اضافه کردن اصلا یجور خیانته :))))) نشون دادی قهوه خور نیستی

حالم از قهوه بدون شکر به هم میخوره:)))

نه نیستم ولی جاییی برم برام بزارن بدون شکر نمیخورم

پاسخ:
هر کار راحتی همون کار رو بکن ! :)
به قولِ ناصر فیض: دهنتو عوض کن! :))
پاسخ:
اتفاقا هر روز سرویس میکنن دوستان :)))
:اااااااااااا
پاسخ:
وات هَپِن؟
چی میشه که زندگی آدم یهو عوض میشه؟
پارسال این موقع من بهههترین لحظات زندگیمو سپری کردم آزی ولی رفته رفته همه چی عوض شد...
زندگی منم مث زهرمار شده...خودِخودِ زهرمار!
:'(
+خیلی خسته میشم بعضی وقتا...خیلی!
پاسخ:
دل چه بندی در بد و نیک جهانی کاندرو               هر چه هست از کام و ناکامی به یک دم بگذرد 

:)
آی گفتییییییییییی
هر چه صبور تر میشوم ، تلخ تر میشود!
 لعنت به این زندگی!
پاسخ:
اوهوم :|
خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه
کز دست غم خلاص من آنجا مگر شود...
پاسخ:
میکده هم نداریم ... 

باید فقط بریم زیر پتو و تا صبح زار بزنیم
۱۶ بهمن ۹۳ ، ۰۲:۵۳ ساماناماسان

خیلی وقت پیش خونده بودمش الان فقط شت آخرش یادم بود سرچ زدم پیدا کردم . شاید بی ربط باشه ولی ...

بداهه می گویم مثل گریه های « بکت »

شبیه اکثر تصویر های تو ثابت

شبیه کردن_ فریاد ، در گلو تنها !

شبیه بچگی_ نا امید تو ساکت

شبیه حرکت انسان گیج روی زمین

شبیه حرکت یک سوسک روی سطح موکت

شبیه دلقک خاموش یک هواپیما

شبیه اوج گرفتن سواریک ماکت

شبیه خلق کسی مثل خواب های کجت

شبیه گم شدن از خود میان « اینترنت »

شبیه زن ، ویدئو ، قلب مرد ، تلویزیون

شبیه پارگی سیم ظاهرا رابط !

تو از الاغ پیاده شدی و مردم شهر

تو را به زور نشاندند در میان « جت » !

زن برهنه شده زیر پوشش تارخ

تو و پنیر محلیت لای نان باگت !

زمان خیس لزج روی شورت آدم ایکس

جهان بسته شده روی بند یک کرست

همینکه بوی تنی ناشناس را بدهی

و بعد گریه کنی در میان یک توالت

نمی توانم از این مارپیچ در بروم

جهان_ لعنتی_ بی گریز_ shit ! shit ! shit

دکتر سید مهدی موسوی

پاسخ:
هر چقدر شعرهای مهدی موسوی تلخه همون قد دوسشون دارم... و چقد درد میکشه و خوش بحالش که زبان شعر رو داره که دردش رو فریاد کنه!
هرروز بدترازدیروز عزیزم این روزها برای همه زندگی همینه تلخ تلخ .تواوج جوونی غم اندوه پیری .لذت ها انی و کم عمق 

پاسخ:
:(
زندگی بدون لذت و خوشی خر است.
پاسخ:
بلی بلی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">