حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا

حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا Instagram
بایگانی
آخرین نظرات
پیام های کوتاه
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo

فید خوان rss reader

۱۲
تیر ۹۴

بی شک نمیشناسی اش ! 

او غمگینترین زنِ خندانِ جهان است...

از شدت غصه هایش قهقهه میزند 

ندیدی اش؟

همینجاست 

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۹۴/۰۴/۱۲
آزیتا م.ز

نظرات  (۱۹)

 هعی :(((
۱۲ تیر ۹۴ ، ۲۲:۴۳ مهندس بهشت
آزییییییییییییییییی نگو اینو
:/عررر بیا بغلمممممممممم
به نظرم شهامت میخواد غمگین باشی و بخندی
😟😟😟😟😟
همه مرا به عنوان سلطان قهقهه و خنده های از ته دل میشناسن، اما بیچاره بالشم مرا با گریه های بیصدا و سیل اشکهایم میشناسد.
در جمع دوستان، دوستی چیزی گفت، نفهمیدم چه گفت، اما یقینا" چیز زیاد خنده داری نبود، دیگران لبخندی زدند ولی من بی اختیار قهقهه میزدم، دوستم گفت: بمیرم الهی، تو که دلت باز داره از غصه میترکه، گفتم: چطور مگه خیلی تابلوست، گفت: آخه تو هر وقت اینجوری قهقهه میزنی یعنی دلت داره از غصه منفجر میشه.
                     خنده را دلیل سرمستی مدان
                   آنکه میخندد، غمش بی انتهاست
۱۳ تیر ۹۴ ، ۰۰:۲۸ فیروزه ای
:((
خوبه میتونی خودتو کنترل کنی زیاد غمگین ننویسی من نمیتونم😢😢😢
یه عده هم هستند منتظرن ببینند آدم چی میگه بعد بیان ثابت کنند ما هم عین توایم ولی بدبخت تر! والا به خدا
:)

غصّه را بشمر سه پر می دهی
گر بازآمده چون راهِ در می دهی
غم هایت را پرواز بده، پرواز بده
تو که برای شادی سر می دهی

:)
۱۳ تیر ۹۴ ، ۰۲:۲۰ گمـــــــشده :)
با رئشا موافقم..
کاش میشد پرسید چرا
و کاش میشد حرف زد
و کاش میشد اعتماد کرد
و کاش میشد درد دل کرد
و کاش میشد دیگه غمگین نبود.....
ببخش که بود و نبودمان هیچ فرقی نمیکند....
چه زیبا بود آزیتای زیباتر.
به چشمای قشنگتون غم نمیادها :(
 امان از اونایی که قهقه های تلخ رو به لب های آزی میارن :////


:(
۱۳ تیر ۹۴ ، ۱۸:۰۳ خانوم پاف
خیلی هامون یکیشو توی آینه ی اتاقمون داریم 

شعر قشنگی بود ولی من برای این پست های غمگینانه کامنت نمیذارم.
بله
می دونی این بد نیست که آدم قهقهه بزنه موقع مشکلات و غم ها.. این بده که توی ذهنت همون موقع که می خندی یه چیزی تکرار می شه: "داری از زور غصه ها می خندی.." 
اون موقع هست که همون خنده هم رو لبت خشک می شه.. 
به قول شاعر:
خندم اندر جمع بی دردان ولیکن ناگهان/ یاد دردی موی را سوزن کند بر پیکرم/ تاشوم تنها نگاهم گم شود درخاطرات/ آن شوم دیگر که گویی در جهان دیگرم/ 
پاسخ:
من قضیه ام فرق داره من وسطه هق هق و عر زدن هم اگه با یکی حرف بزنم شروع میکنم خندیدن کلا خلم
۱۴ تیر ۹۴ ، ۲۲:۴۴ آقای همکار
به عنوان یک همکار قدیمی باید بگم وقتی اینجوری اعتراف میکنی یعنی غصه تو دلت به اندازه یک کوه بزرگ شده !
بی شک نمیشِناسمش!
وقتی که ناتوان،

گریزانم از درک خویشتن،

وقتی که سوی دیدگان
رخت بر بسته از دل و جان

مهر خاموشی شود سهم لبانم
پس چه توانم که سرایم نوای همنوایی؟!
:|
پاسخ:
هیچ :|

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">