حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا

حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا Instagram
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۰ دی ۹۵، ۰۰:۳۸ - کرگدن آبی
    :(
  • ۱۸ دی ۹۵، ۱۶:۳۸ - برنا
    :((((
پیام های کوتاه
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo

فید خوان rss reader

۲۸
تیر ۹۴

روزهای تعطیل در بیشتر مواقع کابوس زندگی من بوده بخصوص تعطیلات سلسله وار . لامصب تعطیلات که میرسه انگار تنهایی آدمها عمیق تر میشه.. این تنهایی ای که شما عادت دارید من هر چند وقت بیار ازش بنالم فیزیکی نیست ، این یعنی شده شمال بودم وسط یه مشت آدم ریز و درشت اما تنهایی قلبم رو سوراخ میکرده! تنهایی یعنی دور و برت شلوغ باشه اما کسی تو رو نفهمه یعنی جایی باشه با آدمهایی باشه که نه سلیقه مشترکی باهاشون داری نه حس مشترکی.. یارت کسی باشه که حوصلهٔ شنیدن دردهاتو نداشته باشه کسی باشه که آدمهای غریبه واسش جالبترن، کسی باشه واسه شناختن تو  وقت نداشته باشه، کسی باشه که درد و دلهای بقیه جالب انگیز و درد و دلهای تو ملال آور باشه! تنهایی یعنی باشی ، خوب باشی ولی اشتباهی باشی..بنظر من اینجور تنهایی از تنهایی فیزیکی هم بدتره ! چون کسی نمیفهمه که تو از چی رنج میبری. اگه تو یه قفس تنها باشی امید داری که بتونی یه روز از توش بپری بیرون و از تنهایی در بیای ولی اگه دورت شلوغ باشه و تنها باشی این خودش مثل یه قفسه، قفسی که زیاد امیدی نیست ازش خلاص بشی...

واسه فرار از حس بد این روزهای تعطیل دیروز رو یه کاری واسه خودم درست کردم که برم تا تهران و برگردم اما واسه اینکه بفهمم بی فایده است همون اولین قدم کافی بود ، خیابونها خلوت ، مترو خلوت ، همه آدمهایی که تو مترو بودن ،قیافه ها عبوس.. یکیشون خودِ من... هوای خاک آلود رو که از شیشهٔ مترو نگاه میکردم ، غم عالم تو دلم میریخت... یه لعنت به این هوا و یه لعنت به این حس لعنتیه من ... وقتی هم برگشتم خونه دو ساعت با صدای بلند زار زدم که نتیجش شد یه سر درد وحشتناک و دو تا چشمه ور قلمبیده.

امروز اما برنامه بهتری ریختم ، رفتم سینما ، فیلمی که خیلیها از خنده دار بودنش گفته بودن ، خوب بود قشنگ بود اما خیلی مسخره است که وقتی همه دارن به گریه های نقش اول یه کمدی میخندن ، تو بغض کنی! بعد به خودت فحش بدی ، به خودت بگی تو چه مرگته چه مرگته؟؟ 

 

 

از سینما که زدم بیرون بارون گرفته بود تو خیابون سیل میومد، همه میدوییدن ، سنگر میگرفتن، انگار جنگ شده!! ولی من خیلی خوشحال شدم! حال خوشی داشتم زیر بارون با صندل راه رفتم خیس شدم کفشم پر آب شد ! چقد حالم خوب بود اگه این درد لعنتی پاشو از رو خرخرهٔ من بر میداشت...چقد حالم خوب بود اگه بارون منو از رو زمین میشست و پاک میکرد... 

موافقین ۸ مخالفین ۰ ۹۴/۰۴/۲۸
آزیتا م.ز

نظرات  (۲۵)

من فکر می کنم تو همیشه اون قدر قوی و با روحیه و غم خوار بقیه هستی که هیچکی غم های خودتو جدی نمی گیره. همه فکر می کنن آزی اون قدر قوی هست که خودش از پس مشکلاتش بربیاد 
پاسخ:
اره واقعا شاید اینطوریه... 
شاید از بچگی کسی نبوده که من دردهامو بهش بگم واسه همین خودم موندم و خودم
۲۸ تیر ۹۴ ، ۲۳:۳۴ فیروزه ای
گاهی صدای بارش باران که دلربا ست

با چتر تک سواره چه دلگیر میشود

پاسخ:
قشنگ بود 
ممنون
تنهایی ینی همین!
ازیتا ینی همه وقتی ناراحتن و فرار میکنن تو بمونی و خوشحال باشی

و وقتی شادن و خوشحال غم دلتو سوراخ کنه

منم اازین تعطیلات متنفرم!!!!!!


:(((
پاسخ:
تموم شد خدا رو شکر این تعطیلات
مفهوم واقعی واژه ی تنهایی همینیه که تو گفتی آزیتا ... :(
+ میدونی من عاشق پابندم ، الان دیدم مال تو رو کلی ذوق کردم ^_^
پاسخ:
منم خیلی پابند دوست دارم :)
۲۸ تیر ۹۴ ، ۲۳:۴۴ کرگدن آبی
بارون خوب ترین باریدنی دنیاست! :)
شهر ما که دریغ از یه قطره، غرقِ قطره بغلی شهره! :دی
(اشاره به سیل بوکان و اینا)
پاسخ:
دنیا همینه یجا از سیل میمیره یجا از خشکسالی ! 
آخرین حرفت ناامیدی بود این حرفو نزن اون وقت اگه بارون تو رو بشوره کی هوای اینجارو داشته باشه آخه قربون تو عزیزم
پاسخ:
وقتی من نباشم اینجام به زودی به تاریخ میپیونده ... مهمتر از ایناش پیوسته نگران اینجا نباش عزیزم
۲۹ تیر ۹۴ ، ۰۰:۱۳ آقای همکار
با شناختی که از تو و طرفت دارم به نظرم منصفانه راجع بهش فکر نمیکنی!
نمیدونم چکار کرده که تنها شدی ولی برمیگرده! شاید هم خودت نمیخوای که برگرده و ترجیح میدی مثل همیشه مستقل و راحت زندگی کنی!
پاسخ:
مث اینکه نفهمیدی... نوشتم مشکلم تنهایی فیزیکی نیست 

منصفانه یا غیر منصفانه این حسیه که من دارم یه احساس عمیق درونی.. که از رفتار طرف مقابلم میاد وقتی حتی حوصله شنیدن دو جمله نداره ! اسمشم میذاره غر
میفهمم که میگی وسط آدمایی باشی که بهشون ربطی نداری!! من همیشه بغضم میگیره تو اینجاها!! 
هوووووف ما دو روز خوش بودیم اونوقت تو غمگین بودی تنها بودی :(((( بمیرم :,(  
:'((
پاسخ:
منم بغضم میگیره ولی متاسفانه شده دائمی... 

هدا نکنه عزیزم تو خوش باشی انگار من خوشم :*
حالا با این تنهایی اگه یه ناراحتی دیگه هم همراه بشه عجب تنهایی ای میشه :/
و دقیقا من هم این چند روز یا گریه کردم یا با سردرد بیدار شدم :((
پاسخ:
ای وای
امیدوارم جفتمون زود خوب شیم
دیر غمگین میشی ولی انگار وقتی غمگین شدی دوره ش خیلی طولانی میشه.
میدونی که چیزای خوب اومدنی نیست ساختنیه مثلا ماشین خوب خونه خوب شغل خوب و حتی حال خوب
پاسخ:
دقیقا... میدونی چرا ؟ چون اون چیزی که منو ناراحت میکنه حتما باید باید خیلی خیلی عمیق باشه که اینجوری بروز کنه

بله بله میدونم دوست خوبم
خیلی وقته دلم یه بارون می خواد...خاک نم خورده می خواد و خیابون خلوت...
پاسخ:
میرسه به زودی...
خلخال و لاک آبی پات دربست تو حلق رفیق آرایشگرم! والااا :))

شنونده کمه.. نایاب.. مخصوصاً برای کسانی که مدت ها نقش گوش رو بازی می کنند برای دور و بریا.. 
پاسخ:
حالا چرا تو حلق اون خخخخخخ

اره عجب جمله ای گفتی
اگر این جمله خودته که خیلی خوب بود
((تنهایی یعنی دور و برت شلوغ باشه اما کسی تو رو نفهمه))


پاسخ:
مطمئن باش مال خودمه از سخنان عمم نیس هخخ
چقدر  این تنهایی رو تجربه کرده ام....روزهای تعطیل دقیقا تنهایی خودشو بیشتر به رخ می کشه...و چقدر با چشمان ورقلمبیده دوباره از جا بلند شدم، حتی از این برنامه ها هم برای خودم ردیف کرده ام....و هر وقت برای فرار از تنهایی برنامه ای به تنهایی برای خودم میچیدم، بیشتر اندوهگین میشدم....
بگذریم. این حرفها را به این خاطر گفتم که بدونید تا حدی شاید تا حد زیادی درکتون میکنم.

پاسخ:
اره دقیقا همین حس :||
۲۹ تیر ۹۴ ، ۱۱:۳۳ حسین ت.نیا
چقدر زیاده! 
انگار داری روی رودخونه راه میری! 
در مورد نوشته هات چیزی نگم بهتره چون جات نیستم که تجربه کنم چیزی روپ که عامل این حالته 
پاسخ:
اره خیلی تا مچ تو آب بود پاهام :)))
پس کامنت من کو؟؟؟
پاسخ:
سر جاشه :))
و  حس بد زمانی بیشتر میشه که میبینی در هر لحظه از زندگیت وجود داره ..کم و زیاد میشه  ولی از بین رفتنی نیست بی وجداننننن...(البته منظورم بقول خودت فیزیکی نیست)...در واقع بهترین لحظات زندگیتو داری اینجوری از دست میدی و دقیقا نمیدونم اینا چطوری و کی میخوان جبران بشن... وبنظرم فاجعه زمانیکه  اتفاقا اطرافیان هستن...خیلی زیاد.. ولی وقتی درکی نباشه...اونوقت اعتراف میکنی که ای کاش خودت بودی و خودت... حداقل درد تنهایی کمتر بود...
پاسخ:
دقیقا ... :|
چه درد آور مثل مرگ تدریجی حتی :/
بعضیا ذاتاً تنهان و همیشه احساس تنهایی میکنن،مث من،شاید ما تنهایی رو دوست داریم یا به سمتش گرایش داریم،نمیدونم واقعا،شاید حکمتی هست

جایی که من تنها شدم شب قبله گاه آخره
اینجا تو این قطب سکوت کابوس طولانی تره...
پاسخ:
نه من احساس تنهاییم مال اینه که جای اشتباهی وسط ادمهای اشتباهی ام :| یعنی احساسم اینو میگه
اسامی نفرات برتر کنکور را داشتم می دیدم، اسمتون نبود، چطور؟
پاسخ:
قرارم نبود با دو ماه درس خوندن اسمم لای اونا باشه :))) والاع بعد ده سال دوری از درس و رشته جدید و وقت کمه من واسه درس خوندن چ سطح انتظاررررررری :)))
چقد حالم خوب بود اگه بارون منو از رو زمین میشست و پاک میکرد... 

برگرفته از bihefaz.blog.ir
این آخرین جمله پستته و اون آخرِ آخر ۷ نفر که لایک دادن به این پست.
الان من فقط میخوام بدونم چرا باید ۷ نفر از آرزوی محو شدنت خوشحال بشن؟! :)) خصومت از این واضح تر :))) واقعا جز گذاشتن پستای جفنگ چه جفایی در حقشون کردی آخه :)))) آیا این بود آرمان‌های امام راحل؟
پاسخ:
بیا خوشبین باشیم احتمالا لایک کردن چون حرف دل اونا هم بوده :)
مردوم شما نمیدونین چرا من وقتی آهنگ سوز از بهرام رو که گوش میدم اولش همش یاد آزیتا و بی حفاط میفتم؟
خارج از شوخی اگه تونستی گوشش بدی خوشحال میشم نظر یا حست رو بدونم گرچه ... فکر نکنم جز اندوه بیشتر حس دیگه ای بهت بده :|
پاسخ:
اصلا بهرامو نمیشناسم :))) ولی اگه غمگینه بهتره فعلا گوشش نکنم :))
برای این که رفیق آرایشگرم خیلی علاقه داره به جینگیلی جات و اینا:))
پاسخ:
اها خخخخ
 امروز اینجا هم باروووون اومد منم بیرون بودم شدم مووش آب کشیده -__- خخخخ
پاسخ:
خوووووب بید :)
خیس شدن زیر بارون اونم تو مسیر برگشت از سینما رو عشق است

پاسخ:
بیست عالی خدا قسمت کنه :)))
سلام ماه بانو
از ته ته ته دلم آرزو میکنم که، هر چه زودتر این تنهاییت به سر بیاد و یارت این خلإ رو واست پر کنه، سر تا پا بش دو تا گوش و با جان و دل به حرفات گوش بده، عاشقانه مرهمی بشه واسه همه درد و رنجت و.......سزاوار نیست دل قشنگت اینجوری احساس تنهایی کنه، این حس رو منم اگه بیشتر از تو نه، حداقل به اندازه تو میشناسم، و میدونم که چقدر وحشتناکه آدم توی جمع باشه ولی خودش رو تنها حس کنه.
پاسخ:
ممنونم از آرزوی خوبتون ... شما هم همچنین

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">