حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا

حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا Instagram
بایگانی
آخرین نظرات
پیام های کوتاه
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo

فید خوان rss reader

۲۹
مهر ۹۴

خب از کجا شروع کنم نمیدونم ، پس همینجوری یهو شروع میکنم... اگه بگم من یهو تصمیم گرفتم برم ترکیه کاملا دروغ گفتم ، واقعیتش اینه که من از دوران نوجوانیم فکر میکردم اولین سفر خارجی که برم ، ترکیه است ولی خیلی اتفاقی اینجوری نشد... بعد هر بار میخواستم برم ترکیه یه اتفاقی میفتاد تا اینبار که هر چی اتفاق افتاد و نه توی کارم اومد ، پامو کردم تو یه کفش که الّا و بلّا اینبار فقط ترکیه. درسته که ترکیه نرفته بودم اما در موردش کلی اطلاعات داشتم بخاطر اینکه مامانم خیلی زیاد رفته بود و همۀ تجربیاتش رو با من قسمت کرده بود زین رو خیلی خوب در مورد بیشتر شهرهای توریستی اونجا اطلاعات داشتم...واسه سفرم شهر کوش آداسی رو انتخاب کردم ،هر چند معنیه این اسم میشه جزیرۀ پرندگان ولی من اونجا جز گنجشکهایی که میومدن از آب استخر میخوردن پرندۀ دیگه ای ندیدم :))) 

فاصلۀ کوش آداسی تا ازمیر تقریبا یه ساعته و خودش فرودگاه نداره ... اما خوشبختانه از تهران به ازمیر پرواز مستقیم هست... درسته که هواپیمای هواپیمای کیش ایر به مقصد ازمیر از نظر کیفیت با اتوبوسهای امام زاده داوود برابری میکرد اما همینکه واسه آدمهایی مث من که بودجه شون به پرواز ترک نمیرسه ، موجود بود ، جای شکرش باقی بود... من ساعت سه نصف شب رسیدم ازمیر و ساعت 4 هم رسیدم به هتلم تو کوش آداسی... و از اونجایی که اتاق خالی نبود مجبور شدم تا ساعت 2 بعد ازظهر در لابی و محوطه و رستوران هتل آواره باشم... اما چون میشد از همه امکانات هتل استفاده کرد خیلی سخت نگذشت... وقتی وارد هتل شدم از اینکه اون هتل رو انتخاب کردم راضی بودم ، چون نسبت به هتلهای 5 ستاره دیگه ارزونتر بود قیمتش یکم میترسم که یه چیزی مشکل داشته باشه اما نداشت و اتفاقا فضای هتل خیلی ریلکس و اروم بود و بر خلاف بعضیها که میگفتنن کسل کننده است من خیلی دوست داشتم.

 

محیط روبه روی هتل یا به اصطلاح lounge

 

 

 

از قبل از سفر تصمیم گرفته بودم که تو این سفر همۀ پولم رو خرج تفریح کنم و دنبال خرید نرم و واقعا هم همین شد ... بجز یدونه کیف و کیف پول و یه تاپ و یه مقدار خیلی کمی خوراکی هیچ چیز دیگه ای نخریدم و همه پولم صرف تفریحات سالم شد :))) اونقد تو این سفر به من خوووووووووووش گذشت که بعدش از اینکه به زندگی عادی برگشتم تا دوماه افسردگی گرفتم .. :))) باور کنید گاهی خوشیه زیادی هم ضرر داره ... 

این اولین سفر من بود که هتلش All inclusive بود... یعنی صبحانه ناهار شام و اسنک و نوشیدنی روی پول هتل بود و به صورت سلف سرویس سرو میشد... واسه همین از ایران با خودم شرط کرده بودم که نباید چاق بشم :))) با این مقدمه برم سراغ غذاها.. یکی از قسمتهای مهمه سفر! کلا غذاهای ترکیه خوشمزه اند و به ذائقه ایرانیها خوش میاد ، چند تا از غذاهای معروفشون همون دونر کباب یا کیاب ترکی خودمون ، بورک ، پیده و کوفته هستش... که پیده همون یه چیزی شبیه پیتزاست ولی نونش رو شبیه قایق درست میکنن و بورک یجور دستپیچه یه لایه خمیره که لاش پنیر یا سبزیجات یا حتی گوشت میذارن ، میپیچن و میذارن تو تنور، کوفته شون هم که مثل شامی ما میمونه ...یکی از عادتهای خوبی که ترکها دارن اینه که بیشتر بجای برنج کنار غذاهاشون از بلغور پخته شده استفاده میکنن... تنوع نونهاشونم که بی نظیره...

 

اینجا محیط رستوران هتل بود یه قسمت روباز هم داشت که خیلی باحال بود اگه سیگار کشندگان نیست و نابود میشدن :)))

 

 

بهشت من ،قسمت نونها

 

 

املت است ، صبحانه است دلم برایش تنگ است :)))

 

 

 

یک نمونه از شام هتل که البته من با سبزیجات فراوون سر میز عشق بازی میکردم واسه همین بشقابم پر از سبزیجاته

 

 

اون نونی که میبینین یکم روش سوخته همون بورک هستش

 

 

 

اینم قسمتی از میز دیوانه کنندۀ دسر بود که من رو هر روز و هر شب وادار به جنگ با شکم و ارادۀ خویش میکرد :|

روی  کیک پرچم ترکیه رو زده بودن به منناسبت ترکیش نایت که جشن ملی ترکیه بود 

 

 

 

ایشونم کوفته هستن... اوووووووم

 

 

 

یه چیز جالبی که تو هر کوچه و خیابون کوش آداسی میدیدی ، دستفروشهایی بودن که صدفِ آماده به خوردن میفروختن ، درست مثل دستفروهای ما که باقالی یا لبو میفروشن... منم برای اولین بار خوردن صدف رو تجربه کردم... صدفها دونه ای یه لیر بود و ریزترهاش نیم لیر.. پخته شده بودن و داخلشون ادویه و کمی برنج ریخته بودن واقعا هم نمیدونن چطوری برنج رو اون داخل گذاشته بودن در حالی که صدف شکسته نشده بود... روش آبلیموی تازه میچکوندی و یه لقمه اش میکردی... من که خیلی دوست داشتم... نا گفته نماند که یه شب هتل خوراک صدف سرو میکرد که من از اون هم امتحان کردم اما اصلا نتونستم قورتش بدم چون تقریبا نیمه خام بود و خیلی بو میداد ولی صدفهای دستفروشها خیلی خوشمزه بود اوووووم

 

 cheeky

 

 

هتل علاوه بر رستوران اصلی چد تا بار و رستوران دیگه هم داشت.. یکیش رستوران ایتالیایی بود که من اصلا وقت نکردم برم توش یکی یه رستوران بود مخصوص چینی ها که بقیه اقوام رو راه نمیدادن و غذای چینی سرو میکرد یه اسنک بار بود که تا ساعت 4 بعد ازظهر دو ساعت بعد از اینکه رستوران اصلی ناهارش تموم شده بود پیتزا و همبرگر و سیب زمینی سرخ شده سرو میداد و بارهایی که کل روز و شب نوشیدنی های مختلف سرو میکردن...

 

 

من یه روز بیرون بودم و برای ناهار دیر رسیدم  واسه همین همبرگر زدم و الان خیلی خوشحالم که زدمش از بس که خوشمزه بود .. جاتون خالی... :))

 

 

از اونجایی که قسمت غذا در سفر خیلی مهمه یه قسمت از سفرنامه رو گذاشتم براش... بقیه تفریحات در قسمت بعد... امیدوارم قسمت همتون سفرهای خوش بشه ولی بعدش افسردگی نگیرید :)))

 

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۴/۰۷/۲۹
آزیتا م.ز

نظرات  (۳۱)

اول؟:)) حالا برم بخونم P:
پاسخ:
باریک الله :)))))))
الان کلی کوفته آب انار خوردما؟ ولی بازم گشنم شد.. چقدر خوبه که خوش گذشته بهت حتی اگر بعدش افسردگی بوده باشه! والا بهتر از اینه که بهت خوش نگذشته باشه و بعدشم کلی افسردگی باشه :))
دلم کیک خواست.. 
پاسخ:
من کوفته آب انار تا حالا نخوردم :))) ولی حق داری گشنت بشه... خوشش زیادی بود خیلیییییییی زیادی بود خخخ
واقعا قسمت غذا و خوراکی تو سفر خیلی مهمه . صدفا رو که دیدم یاد فیلم گیم آو ترونز افتادم که دختره صدف میفروخت البته با سرکه سرو میشد :)))
پاسخ:
من ندیدم اون فیلم رو امروز هم از دوستم راجع بهش پرسیدم اونم گفت صحنه های چندش زیاد داره منم بی خیال دیدنش شدم خخخ
وااااااای خداااااا دهنم اب افتااااد 
خیلی مسخرس که من به خاطرشغل همسرم سفر خارج نمیتونم برم نه.....یعنی این دسته از ارزوهامو باید به گور ببرم؟؟؟:(
صدف:| دوس ندارم امتحانش کنم.....
من جای تو بودم ازهمه چی یه عالم میخوردم بعد میسوزوندم کالری مصرفیمو:)
پاسخ:
چقد بد :||| حالا یعنی خودت به تنهایی هم نمیتونی بری یعنی با دوستهات یا خانوادۀ خودت؟

فکر کردی من اونجا کالری نسوزوندم من همیشه در حال کالری سوزوندنم... خیلی هم.... اونقد اونجا شنا کردم که باورت نمیشه اما مطمئن باش اگه اون همه کالری وارد بدنت کنی قهرمان المپیکم باشی چاق میشی... منم از همه چی خوردم ولی یه کوشولو...
۲۹ مهر ۹۴ ، ۱۳:۳۸ فیروزه ای
من که تا انتها فقط آب دهنمو قورت میدادم.
من که صدف نخوردم اما یاد یه مستند افتادم که همه چیزو امتحان میکرد و صدف هم یکی از اونها بود! بعد که خورد قیافه ش سرخ و سفید و زرد و کلا رنگی رنگی شد!
تا گفتی صدف خوردم یاد اون افتادم
پاسخ:
اخیییی.....
اگه منظورت از مستند غذاهای عجیب و غریب با اندرو زیمرنه که یادم نمیاد با صدف اینجوری شده باشه :))) البته یجور خوراک صدف خام مرسومه که اون حتما میتونه خوردنش وحشتناک باشه چون لزجه و خیلییییییییییییییی بو میده
من چقدددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددر منتظر این سفرنامه بودمممممممممم. وای با کله اومدم... میدونستم اولین سفرنامه ات راجع به خوراکی هاس :))) آزیتا صدف چجوریه؟؟ خرچ خرچ میشه موقع خوردن؟ یا نرمه؟؟ یه سوال اساسی دیگه که هی میخوام از وقتی رفتی ازت بپرسم و نشده این بود که اونجا ترکی حرف میزدی؟؟ آخه من شنیدم انگلیسیشون خوب نیس... کسایی که ترکی بلد نیستن چیکار میکنن؟؟
پاسخ:
نه عزیزم صدف وقتی خام هستش یه مایع لزج بینش هست که وقتی خووووب آبپز بشه اون مایع لزج خودش رو میگیره مثل تخم مرغ که سفت میشه بعد از پختن و اصلا سفت نیست یه ریزه گوشت نرمه... که اگه ادویه نداشته باشه و خوب پخته نشده  باشه خیلی بو میده ...
من قبل سفرم میخواستم یکم ترکی هم که شده یاد بگیرم اما اصلا فرصت نشد... این شد که بجز چند تا کلمه هیچی ترکی بلد نبودم...انگلیسی حرف میزدم تو هتل که پرسنل دست و پا شکسته بلد بودن ولی راننده تاکسیها و فروشنده ها اصلا بلد نبودن .. دیگه به زور ایما و اشاره ارتباط برقرار میکردیم :)))
قسمت اول سفرنامه که خییییلی خوشمزه بود ؛)
تو هر سفری اگه به خندق بلا خوش بگذره انگاری به کل وجودت خوش گذشته ؛)
همه خوراکیا یه طرف دسر های چاق کننده یه طرف ( آیکون یه وقت فکر نکنین من شیکموام :))) )
پاسخ:
لادن بعضی دسرهاش بدمزه بود یا خوشمزه نبود ولی بعضیهاااااااااااااااااااش امااااااااان از بعضیهاش ... اونقد خوشمزه بودن وحشتناک... مخصوصا اونایی که شهد داشتن جات خالی
۲۹ مهر ۹۴ ، ۱۶:۴۵ کرگدن آبی
سلام!
کرگدن هستم، یک افسرده!!! :))
پاسخ:
خوب میشی غصه نخور :)))
آب دهنمممم راه گرفت که خخخخخ
صدفها رو واقعا دلم میخاد امتحان کنم اومممممم
آزی من اگه جا تو بودم با وزن ۷۵ کیلو برگشته بودم :))) اصن اضافه بار بهم تعلق می گرفت واسه برگشت فک کنم خخخخخ
پاسخ:
وای توکا نمیدونی هر روز و هر شب چه جنگی با خورم داشتم ولی خدا روشکر فقط یه 750 گرم چاق شدم... چون فعالیتم خیلی زیاد بود... :))
عجیبه ترکها که اینقدر توریست زیاد دارن انگلیسیشون خوب نیست !!
پاسخ:
دقیقا.... فکر میکنن همه عالم باید ترکی بلد باشن... فکر کن در میزدن شروع میکردن ترکی حرف زدن... انگار نه انگار ممکنه که طرف ترکی بلد نباشه.. ولیی جوونها خیلی بهتر بودن و تحصیل کرده هاشون
ای خدا!آخه همه ش که غذاهای خوشمزه بود که!آآآآه ه ه ه ه!
کاشکی منم مثه تو میتونستم تنهایی برم سفر و از مسافرت لذت ببرم!
خب از تفریحاتتم بنویس دیگه!
پاسخ:
ایشالا که بتونی بری...
قسمت بعدی مال تفریحات بید :)

سلام آزیتا جون. ترکیه مقصد بعدی سفرهای منه. البته نمی دونم کی قسمت بشه. راستی شما با تور رفتی یا خودت برنامه ریزی می کردی؟

پاسخ:
بسلامتی بهت خوش بگذره... قبلا کجاها رفتی؟ ... من هتل و پروازم رو جدا گرفتم چون این هتل توی تورها نبود.. ولی اونجا اسیر یه تور شیاد ایرانی شدم
نوووووووووچ هیچ جوره نمیشهههه...تازه سفر زیارتیم با هزارتاا مهرامضا ..باید برم دیگه سیاحتی که واویلا:)))))))
خو اره ولی خوشمزن
پاسخ:
ای بابا ... چه شغلی :|||
منم چند سال پیش رفتم ترکیه ولی از اونجایی که خانوادم بسیییییار بد غذا هستن اصن نتونستم غذای جدید امتحان کنم :| فک کن با یه مامان وسواسی بری ومجبور باشی فقط کنسرو بخوری :|
واقعا عجب اراده یی دارای ها که باوجود این همه غذا و تنوعشون چاق نشدی خوش بحالت
پاسخ:
ای واااای کنسرو /:
اصلا برام غ ق پذیرشه... چرا اخه مامانت باید سلیقه و نظرش رو تا این حد تحمیل کنه :(
من کنسرو لب نمیزنم مگر قحطی باشه
آزی من یه سوال دارم!عایا این یه ذره غذا آدمو سیرمیکنه؟!!خخخخخ
پاسخ:
والا منو سیر میکرد :))) تازه من از خودم ناراضی ام که چرا زیاد میخورم :( اخه با همینم چاق میشم
سلام آزی جان چقدر دیر. .. ولی خیلی خوب شد که بالاخره نوشتی.منم عید اولین سفر ترکیه رو تجربه کردم.آنتالیا. و متاسفانه سه کیلو چاق شدم! به خاطر این هتل های u all شون! هتل ما خوشبختانه انگلیسی رو خوب صحبت میکردن و خوشبختانه یا بدبختانه به خاطر کثرت مسافرای ایرانی حتی فارسی هم صحبت میکردن! سفر خیلی خوبه البته با همسفر پایه... 
پاسخ:
پست قبل نوشتم واسه چی دیر نوشتم مودم خراب بود :)
من انتالیا دوس ندارم برم چون خیلییییییی ایرانی زیاده هرچند تو کوش آداسی هم بود ولی به مراتب کمتر بعد من خودم یه هتلی انتخاب کردم که ایرانی کم باشه که تازه با این حال بازم بودن ولی کم :))))

منم دوبی رفته بودم تو ٥ روز ٣ کیلو چاق شدم -_-
منم موخام خیلی خوشمزه بودن غذاها
پاسخ:
اره جات خالی :)
خدایاااااااااااااااا دارم میمیرم از گشنگی ازیتا !!! :((((
پاسخ:
تو مگه تو قحطی گیر کردی؟؟

بسیارعالی....
وصدافسوس ک مانمیتونیم بریم:-)
پاسخ:
ایشالا که بتونی بری،، منم یه روزی واسم ارزو بود
بسیار عالی.....
وصدافسوس ک نصیب مانمیشه!
پاسخ:
ایشالا میشه
۳۰ مهر ۹۴ ، ۱۳:۱۲ مامان علی
خوب بود بعد نهار پستتو خوندم! وگرنه خونم میافتاد گردنت😉
پاسخ:
دور از جونت خخخ

من قبلا مسافرتای داخلی می رفتم ولی ماه پیش واسه اولین بار رفتم امارات و واقعا دیدم به لیدر و تور و ... منفی هست و قصد دارم انشالله ترکیه رو خودم بدون تور برم ولی همه می گن امنیت نداره و دختری و از این حرفا... البته من احتمالا نزدیک عید می رم. نظرت راجع به اینکه آدم با تور نره چیه؟


پاسخ:
من که ناامنی ندیدم اونجا دخترهای اروپایی تنها زیاد اونده بودن ... به نظر من مشکلی نیست ادم با تور نره ولی اونجا بیشتر تنها هستی خوبه ادم از اینجا چند نفره بره ولی تور نگیره
آره خیلی صحنه هاش زیاده هم خشن و هم جنسیه. کلا هر روحیه ای نمیتونه ببینه فیلمو :))
پاسخ:
من از کشت و کستار خوشم نمیاد :|
۳۰ مهر ۹۴ ، ۱۶:۱۸ فیروزه ای
دقیقا همون منظورمه و دقیقا منظورم خوردن صدف خام بود
چون از کنار دریا گرفت و خورد :D
پاسخ:
اره خام وحشتناکه :/
بالاخره این سفرنامت اومددددد یه تکونی به این وبلاگت داد. مطلب جدید نداشتی خیلی وقته سر نمیزدم خوب شد خبر کردی اومدم... خیلی جالب بود مخصوصا اون قسمت صدفیش :-p منم تو مالزی بود که برای اولین بار صدف خوردم اونم نصف یه کاسه بزرگ!! باورم نشد که تونستم همشو بخورم! همیشه فک میکردم صدف چندشه! اولش نمیتونستم بدون نون بخورم خیلی نرم بود انگار که چی تو دهنمه میترسیدم گازش بزنم یهو منفجر بشه مایع لزج و چندش پر بشه تو دهنم!! اولی رو تقریبا قورت دادم! ولی اخرش تونستم اون کوچولوی نرمو گاز بزنم! البته مال من چون تو شراب سفید بود بیشتر چسبید!!! ولی مثل مال تو توش برنج نریخته بودن ساده بود!

پاسخ:
وای من مالزی که بودم خیلی دلم میخواست همش غذای دریایی بخورم اما همسفرم اصلا و ابدا دوست نداشت و پایه نبود این شد که فقط تونستم یه خرچنگ فسقلی بخورم :|
حتما باید باحال بوده باشه اون صدفها که امتحان کردی... کجا خوردی؟ رستوران؟ چه رستورانی بود؟ +_+
اره خیلی باحال بود یه رستوران روباز نزدیک برجهای پتروناس اسمش یادم نیست ولی خیلی باصفا بود تنوع غذاهاش زیاد بود سلف سرویسم داشت...
خوب میتونستی بش بگی من غذای دریایی میخورم تو هم هر چی دوست داری سفارش بده :دی
من خرچنگ تابحال نخوردم ولی اگه یروز بخوام بخورم باید بزرگ و گوشتی باشه کوچوهاش شبیه اون سوسکهای پوست کلفت بزرگن مخصوصا چنگالاش که ظریف و بلنده :دی کمی چندشن ×...ولی خداییش صدفهاش عالی بود...ایشالا یه روز صدفهای بهتری باهم میزنیم :-p
پاسخ:
چقد عالیییی
جور نمیشد اینکار رو بکنیم چونکه رستورانهایی که غذاهای دریایی داشتن چیزهایی نداشتن که همسفرم بتونه بخوره ... فقط همون یبار پیش اومد . 
خرچنگ من شبیه سوسک نبود خیلی هم ناز بود خخخخ تو سفرنامه مالزی عکسش هست :))) gelly shell crab بود پوستش نرم بود یجورایی
ایشالا ایشالا :))
بعضی رستورانها تنوع غذاییشون بیشتره فقط باید پیدا کرد اونوخ هرکی هرچی دوس داشت سفارش میده...قبل رفتن باید کلی سرچ کنی تا پیداشون کنی که اونجا وقتت تلف نشه...ولی رستورانهاییکه فقط مختص غذاهای دریایین خیلی حرفه ای ترن و غذاهای سالمتر و خوشمزه تری دارن
خرچنگتو الان رفتم دوباره دیدم خیلی وقت پیش دیده بودمش قیافش یادم رفته بود بیچاره همچینم بد نبوده پس :))
پاسخ:
ما شرایطمون جوری نبود که خیلی جاها بتونیم راحت بریم... سه وعده هم تور بهمون غذا داد که ایرانی بود... کلا خیلی چیزها وقت کم اوردیم 
نه خوشمزه بود فقط کم بود :)
اخ دهنم آب افتاد دلم به تاپ تاپ افتاد :)))) 
پاسخ:
واقعا خخخ
به به پشت جدید هورا
اوووم یامی یامی 
تا خرخره غذا خوردم ولی باز گشنم شد :دی

پاسخ:
:))))
با املت و سبزیجات پخته خیلی حال کردم
صدف هم با تردید.
راستی صدف چه مزه ایه؟ مزه میگو میده؟ من کلا خوراک دریایی دوست میدارم.
واقعا هم یکی از قسمت های مهم سفر(اقامت در هتل) خوارک هستش. منم که شکمو......اصلن هم دپرس نشدم...دلمم نخواست.....اصن هم امشب نمیرم همه ی اینها رو بخرم و برای خودم درست کنم.....(بجز صدف البته)
پاسخ:
نه اصلا مزه میگو نمیده... یه مزه ای میده که واسه ما جدیده ولی مشکلش اینه که خیلی بوی زُخم (ضُخم ظُخم ذُخم) میده و اگه خوب پخته نشده باشه از شدت بوش ما نمیتونیم بخوریم ... گوشتش لطیفه خیلی

آخ آخ من مصائب شکمو ها رو خوب میدونم خودم زیاد میکشم :)))
۰۵ آبان ۹۴ ، ۰۹:۰۷ مـــیـــمـــ ☺☺
اوفِی 
چقد خوراکی جات:))))
گشنم شد :|
پاسخ:
همش که مال یه روز نیس مال یه هفته است :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">