حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا

حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا Instagram
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۰ دی ۹۵، ۰۰:۳۸ - کرگدن آبی
    :(
  • ۱۸ دی ۹۵، ۱۶:۳۸ - برنا
    :((((
پیام های کوتاه
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo

فید خوان rss reader

۱۹ مطلب با موضوع «تنها صداست که میماند :: مینی مال» ثبت شده است

۲۰
فروردين ۹۴
شب موقع خوابیدن ، پیدایشان میشود ، شروع میکنند بلند بلند حرف زدن، هزار جور تصمیم میگیرند ، انواع و اقسام سرزنش میکنند ، نمیگذارند مثل بچهء آدم کَپهء مرگم را که بگذارم... بعد هی از چپ به راست میشوم از راست به چپ.. آخرش هم تسلیم میشوم، میگویم باشه باشه ... شما درست میگویید از همین فردا صبح از همین فردا که نور از این پنجره، آمد داخل طبقِ برنامه های شما عمل میکنم.. بعد با خودم عهد میبندم ، انگار شب هنگام در رختخواب عمل کردن به همهء آن تصمیمها سادهء ساده بنظر می آیند! بعد از تسلیم خوابم میبرد... 
صبح که چشمهایم را باز میکنم ، نور آمده و آنها رفته اند! دیگر حرف و تشویقی نیست ، تنهای تنها میمانم با عهد و برنامه و تصمیمهایم... کوهِ رخوت سرم آوار میشود، میچسبم روی ملحفه های خوشبوی تازه شسته شده، دلم میخواهد دو روز پشتِ سر هم از این ملحفه ها جدا نشوم ... چه دور و سخت و ناممکن به نظرم می آیند ، آن تصمیمها و فکرهای شبانه ای که خواب را ساعتها از چشمم میدزدند...
۱۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۱ ۲۰ فروردين ۹۴ ، ۱۷:۱۸
آزیتا م.ز
۰۴
دی ۹۳

آیا میخواهید ته احساسات آقای همکار و عشق در کردنش به همسر فهیمۀ محترمۀ مکرمۀ ایشان را ببینید؟

اگر جواب شما مثبت است، پس گوش جان بسپارید به کوتاه بشنوید (18) خخخخخخ



دریافت
حجم: 1.66 مگابایت


صدا پیشگان:

آزی

آقای همکار

۱۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ دی ۹۳ ، ۱۱:۵۳
آزیتا م.ز
۰۴
آذر ۹۳

خب واسه اینکه جو وبلاگ از این تلخی و زهرماری و اینا خارج بشه ، رفتم تو آرشیو فایلهای صوتی ای که خیلی خیلی قبلا ضبط شدن اما تا حالا پخش نشدن گشتم ، یه چیزی پیدا کنم شاید یه لبخندی به لباتون بیاره :)





دریافت
حجم: 330 کیلوبایت
۲۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۱ ۰۴ آذر ۹۳ ، ۲۱:۳۵
آزیتا م.ز
۱۵
ارديبهشت ۹۳

میانِ انبوهِ نامه پامه ها و فایلهایِ دیگری که Bihefaz دریافت میکنه ،این یکی از عید تا حالا گم رفته بود!

خخخخخخخخخخخخخ

حالا میخوان ما رو توبیخ کنن!

هَی وایِ من :-S

عاخه عاقا چه اسپانسری چه کَشکی :دی

دِهَ


برایِ دیدنِ عکس در سایز اصلی بر روی آن کلیک کنید.



و حالا کوتاه بشنوید :)

دریافت
حجم: 630 کیلوبایت

صدا پیشگان:

آقای همکار

آزی

۳۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۴:۴۸
آزیتا م.ز
۰۳
ارديبهشت ۹۳

درسته حالا من خیلی وقتِ نبودم سر کار ولی دلیل نمیشه که!

عــــــــــــــــــــــه!!!

دِهَ!

دریافت
حجم: 238 کیلوبایت

صدا پیشگان:

آقای همکار

آزی

بچه ها قبل از گوش دادن، خواندن تقلب محسوب میشه و تقلب ممنوعه! دِهَ نیگا نکن بچه! :)

۱۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۹:۲۹
آزیتا م.ز
۳۰
فروردين ۹۳
یعنی این آقای همکار نمیذاره به دقیقه برسه آدم بره سر کار، بعد آدم رو حرص بده!
خودتون بشنوید!
:))



دریافت
حجم: 376 کیلوبایت


صدا پیشگان:

آقای همکار

آزی


متن نوشتاری در ادامه مطلب. برای بچه هایی که قابلیت دانلود را دارند پیشنهاد میشود "قبل از گوش دادن" تقلب نکنند :)

۲۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱ ۳۰ فروردين ۹۳ ، ۱۰:۱۱
آزیتا م.ز
۱۷
فروردين ۹۳


و اما از این راز پرده برداری شد که دختر داییِ سه سالۀ آقای همکار تنها عشقِ او نیست بلکه او همچنان سرسختانه عاشقِ یکی از مخاطبینِ اینجاست:))))
آقای همکار عاشقه کسی نیس جز  ..........! [آیکونه آقای همکار از دست رفت!]



دریافت
حجم: 210 کیلوبایت


صدا پیشگان:

آقای همکار

آزی

۲۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۱۷ فروردين ۹۳ ، ۱۶:۱۰
آزیتا م.ز
۱۴
فروردين ۹۳

خب در جریانید که در سفرم و به دلیل امکانات بسیور بسیور اندک، امکان آپ کردن آنطور که باید در خور شما عزیزان باشه رو ندارم! :)


نمیدونستم اسم این فایل رو بذارم "سوتی های آقای همکار (5)" و یا "کوتاه بشنوید (12)". میپرسید چرا؟ چونکه این یک سوتی صوتی آقای همکار بود :)



دریافت
حجم: 276 کیلوبایت


صدا پیشگان:

آقای همکار

آزی

۱۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۲ ۱۴ فروردين ۹۳ ، ۱۴:۳۴
آزیتا م.ز
۰۳
فروردين ۹۳

فکر کنم ، عشق آقای همکار رو پیدا کردم!

و اون کسی نیست 

جز

دختر داییش :)

باور نداری؟

خودت گوش کن :دی

loving thoughts emoticon


دریافت
حجم: 693 کیلوبایت


+این کلیپ بر اساس یک دیالوگِ واقعی است !!!

صدا پیشگان:

آقای همکار

آزی


۱۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۳ ، ۱۸:۵۸
آزیتا م.ز
۲۱
اسفند ۹۲

اعتراف میکنم دلم برای خراب آباد تنگ نشده اما برای خونهٔ خودم چرا... دلم برایِ آقای همکار تنگ نشده اما الان حسِ این مادرهایی رو دارم که از بچهٔ خودشون راضی نیستن اما وقتی بچه شون میفته زیرِ دستِ زن بابا ، خیلی دلشون میسوزه....

نه اینکه دلم تنگ شده باشه هااااا ، نع! فقط با وجود این خانوم جدیده دلم به حالش میسوزه :) از بعضی خشونتهای رفتاریِ خودم، کمی فقط کمی نادم و پشیمانم...یه ذره ها نه بیشتر :)))))



Cute Sad Smiley emoticon


دریافت
حجم: 174 کیلوبایت


+احساس میکردم دارم زیر کامنتهای تایید نشده ، دفن میشم :) ببخشید که با تاخیر تایید شدن :)

+دیروز به خاطر حمل ساک کمی سنگین کتفم گرفته الان تا تکون میخورم آخ و اوخم میره بالا... کامنتهام که خودشون اندازه دمبِل زدن انرژی بردن تا تایید شدن خخخخخ

+این چند روز وقت نکردم به وبلاگهای مورد علاقم سر بزنم یا اگه زدم فقط خوندمُ کامنت نذاشتم... سر فرصت میام میخونمتون :)

۲۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱ ۲۱ اسفند ۹۲ ، ۱۴:۱۸
آزیتا م.ز