حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا

حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا Instagram
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۰ دی ۹۵، ۰۰:۳۸ - کرگدن آبی
    :(
  • ۱۸ دی ۹۵، ۱۶:۳۸ - برنا
    :((((
پیام های کوتاه
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo

فید خوان rss reader

۱۶
بهمن ۹۲

من از آن دست آدمهایی هستم که احتمالا از یک جایی، اصل و نسبم میرسد به گربه سانان! نه آدمهایی که هر وقت از جلویِ قصابی هایِ سنتی رد میشوند، اَخ و پیف میکنند! برعکس... وقتی از جلویشان رد میشوم مثلِ یک گربه که یک هفته است غذا نخورده باشد، دماغم تیز میشود، چشمهایم زل میزند به آن گوشتهایِ خامی که از سقف آنجا آویزان است... تازه قضیه از این هم حاد تر است! ینی به قصابی ختم نمیشود! یک موردِ شرم آورِ دیگر هم هست! و آن بازارِ ماهی فروشهاست! واه واه... همان بازاری که 90 درصدِ آدمهایی که من میشناسم از آن فراری اند! حتی کسانی که ماهی دوست دارند و ماهی میخورند از بازارش متنفرند! بعضی حاضر نیستن برای چند دقیقه هم پایشان را آنجا بگذارند! میگویم بازار ماهی فروشها، نه از این مغازه های لوکسِ ماهی فروشی در شهرهای بزرگ ها! از این بازارِ ماهی به معنایِ واقعی... از آنهایی که وقتی هوا بارانی است و دریا طوفانی، کلا بسته است و کسب و کاری نیست! از آنهایی که وقتی واردش میشوی، پاچه هایت خیس میشود و کُلِ وجودت بویِ ماهی میگیرد!


چند وقتی است، آنقدر هوسِ ماهی و مخصوصا میگو کرده ام که حتی خوابش هم میبینم :) یادِ آن قسمت از سریالِ قصه های مجید افتادم که معلمِ ریاضی اش بهش گفته بود، میگو بخور، فسفر داره و واسه هوش خوبه! اما بی بی همه رو ریخت سطلِ آشغال!! و اون موقع; آی من حرص خوردم، آی من حرص خوردم! میگو از بچگی تا همین لحظه جزِ یکی از محبوبترین غذاهایِ من بوده! یادمه بچه که بودم به ندرت پیش میامد که میگو داشته باشیم! خب غذایِ اعیانی به حساب میامد اما مامانم سعی میکرد، شده سالی یکبار یا دوبار هم، اجازه دهد ما لذتِ خوردنِ میگو را ببریم! خیلی جالب بود ، وقتی سر سفره سه نفری می نشستیم، یعنی من و داداشم و مامانم!! (نپرسید پس بابایت کجا بود؟ بابایِ من در 99% مواقع زندگی من غائب بوده است و در آن 1% مابقی هم در حالِ دعوا کردن!) خب از بحث منحرف نشویم، وقتی سه نفری پای سفره می نشستیم! مامانم از قبل میگوها را شمرده بود، که معمولا از 20 یا 25 تا تجاوز نمیکرد! بعد به سه قسمتِ مساوی تقسیم میکرد تو بشقابهامون! یادمه همین پروسۀ شمردن و تقسیم کردن برایِ ما که بچه بودیم کلی هیجان انگیز بود! اما خب مامانم کلک میزد اول سهم اصلی اش را برمیداشت اما هر بار آخرش میگفت، من سیر شدم، بعد چندتایِ باقی مونده رو باز بین ما تقسیم میکرد!بعد ما شاکی میشدیم نه تو باید همۀ غذاتو بخوری و اینا... :) هیچ میگویی دیگه مزۀ همون هفت ،هشت تا میگویِ اون موقع رو نمیده! دلم برایِ جمع سه نفرۀ مان تنگ شده، خیلی تنگ شده!

هر شهری که برم خیلی دوس دارم یک تورِ گردشگری بروم بازارِ ماهی فروشهایش را ببینم! حتی اگر قرار نباشد ماهی بخَرم! اگر خواستید یک روز مرا خیلی سورپرایز کنید، دستم را بگیرید، ببرید در بازارِ ماهی فروشهایِ شهرتان بگردانید و مرا خیلی کیفور بفرمایید :)


عکسیجات در





:)


ماهی سُرخو کی خورده؟ :)




اون ماهیهای زشت رو ببینید! بهش میگن کَفشَک! میگن خیلی خوشمزه است! اما من طرز طبخشو بلد نیستم و تا حالا امتحان نکردم!




اینام که دوستایِ من :))) البته شما خوشکلترید !!! خخخخخخ

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۱۱/۱۶
آزیتا م.ز

نظرات  (۳۲)

بیا اول یه سر به بازارچه ی دم خونه ی ما که قولشو داده بودم میزنیم...بعدم میبرمت پیش دوستات :)
پاسخ:
نگفتی کجاست که؟ گفتی تجریش؟ من کفِ بازارِ تجریش بزرگ شدم خخخخخخخخخخ :))))

آخجون پیشِ دوستام هورااااااا :)))
من عاااااااااشق میگوام ینی اصن یه وضی ولی عاشق پخته شدشما!نه ازینایی که عکسشو گذاشتیD: اوخی چه مامان مِرَبونی:-) عقشم شهرما بازار ماهی نداره وگرنه حتما میکِشیدم!میبردمت:-P
پاسخ:
منم عاشق توام :*

خب منم پختشو دوس دارم! خام که نه :)

بازار ماهی نداره؟0-O حتی شیلات؟ میشه عایا؟
خیلی ماهی خور نیستم،ولی میگو رو واقعا دوس دارم:)
پاسخ:
من همه چی خوارم :)))))))
من ماهی دوست دارم اما از شکل میگو خیلی خوشم نمیاد برای همین نمیخورم.
همه مادر ها مثل هم هستن همیشه زود سیر میشن و یک وقتایی هم اشتها ندارن اصلا.
پدر من که صد در صد غائب بوده از زندگیم(به قول شما از بحث اصلی خارج نشیم)
اگه یک روز خواستین بیاین کرج یک جایی میبرمتون که هم بوی ماهی رو حس کنید و هم تکون خوردشون رو از نزدیک ببینید البته نمیدونم دل دارید مردنش رو ببینید یا نه.
پاسخ:
شکلش که خیلی خوشگله...حیفه بخور خوشمزه است...:) وقتی پخته میشه که خیلی خوشگل میشه :)

:)

ای بابا...شما هم :|

عه...ماهی قزل آلا زنده؟ خوبه دوست دارم...اما راستش اون لحظۀ بی جون شدن ماهی یکم واسم آزار دهنده است... :)
۱۶ بهمن ۹۲ ، ۱۳:۲۶ خانومه آقای x
یادم نمیاد تاحالا میگو خورده باشم چون از قیافش حالم بهم میخوره اما ماهی خیلی دوست دارم
ولی انصافا بازارشو دوست دارم مخصوصا بازار های ماهی فروشای شمال
وقتی سر یک ماهی بزرگ مناقصه میزارن بیشترین قیمت میفروشن!
خیلی جالبه!
ولی خب بوی خوبی نداره !

پاسخ:
قیافش که خوبه بیچاره :) با اون چشمهای خوشگلش شبیهِ مروارید سیاه میمونه...خیلی باهوش به آدم نیگا میکنه :))))

من شمال زیاد بازار ماهی فروشها نرفتم :( ینی هیشکی منو نبرده!

:)))

من بوشم دوس دارم :))
چی اون دست و پاهای درازش خوشگله؟ :p
خارج از شوخی یک بار باید تست کنم.
بله من هم :|
قزل آلا و سالمون و سفید و اوزون برون.
میدونم خانم ها خیلی تحمل دیدن این صحنه ها رو ندارن.
می تونم ببرمت زندشون رو ببینی اگه دوست داری
پاسخ:
خوشگله...من دوست دارم...نازه :P

آره حتما مالِ یه آشپزِ قهارو تست کن :)

خیلی خوبه :)))
حتی عکساش چندشه چ برسه بوش
90رو بکن 99
واقعا اعجوبه ای تو 
منم بو بنزین و چسبو دوس دارم،حال باحالی بهم میده
آزی عاشقتم با نوشتنت 
اصن گذشته رو میاری جلو چشم آدم،اینجور موقعا واس چ..کلاسش میگن چی؟میگن ی حس چی داشت نوشته هات؟
از همونا داشت 
+خودتم اصلاح کن!آخه بو ماهی؟
نکنه بو مرغ مرغ فروشیام دوس داری؟؟نگو آره دلخور میشم :|
پاسخ:
خخخخخخخخخ...نه همون 90% نکنه تو خودت به تنهایی 9 درصدی؟؟؟ :))))

اعجوبه....خخخخخخخخخ

عوضش من از بوی بنزین بدم میاد سرم درد میگیره! :/

منظورت نوستالژیکه عایا :)))

نه نه...مرغ هرگــــــــــــــــــــــــــــــز....حتی از خودِ مرغم خیلی خوشم نمیاد...ینی زیاد از خوردنش مشعوف نمیشم...اما مرغ محلی خیلی دوس دارم! :)))
خب فک میکنم همین که بگم من گوشت و مرغ و ماهی و میگو نمیخورم، خودش برسونه که از بو و جایی هم که میفروشنشون هم بدم میاد پس با همین کامنت کوتاه از صحنه خارج میشم :دی
من گربه ی لازانیا خوار هستم.
پاسخ:
چی میخوری پس؟ علف؟ :))))))))))

لازانیا بدونِ گوشت؟؟!! 0-O ینی علف میزاری لای لازانیا :))))) اصن گربه نیستی تو باوووووو :))))))))
اولش سلام
محضاطلاع دوستان بگم که من اولی اینجا بودم ولی بخاطر اینکه تو ذوق بچه ها نزنم اولی کامنت نذاشتم

بعدشم با خانم م.زاده در مورد بوی گند گوشت و ماهی موافقم
ولی از مرغ بدم میاد

تازه باد بیای اینجا ببینی مرغ روح و روح ماهی داریم اصن معرکه
روح همه شاد باشه
پاسخ:
سلام

نکنه اینجا شده پاتوقِ روحها ؟؟؟

منم از بوی مرغ بدم میاد!
ماهی سفید دوس دارم...با میگو سوخاری...
اما هیچ کدومو نه بیشتر از آزی جونم...
پاسخ:
من مزه ماهی سفید رو دوس دارم اما خیلی تیغ داره :/ ماهیهای جنوب رو امتحان کردی عزیزوم؟ :)

اوخی منم تو رو دوس دارم دوست خوبم :*
ن ن چ..کلاستر از نوستالژیک :دی
خدا رو شک ک باز مرغو...
خدایا چی آفریدی؟ن ب اون لطفات هنریش ن ب بو ماهی دوس داشتنش
ی چیزیتو دوس دارم 
ب نظر نمیاد از اونا باشی ک جنبه مثلا رفاهو ندارن 
اون شاشی بلندو ویلات لیاقتته :)

پاسخ:
دیگه من کلاسم به کلاس اون کلمهه نمیخوره لابد!:)

یه آشِ شعله قلمکاری آفریده در حد لالیگا! همه چی درهم! :))))

ای بابا شاسی بلند و ویلام کجا بود؟؟؟ :| خدا از دهنت بشنوه به حق علی :))))))))
۱۶ بهمن ۹۲ ، ۱۶:۱۹ خانم مهندس
٩٩درصد غذا ها رو دوست دارم,اون یک درصد هم ماهی که دوست ندارم!!!!
شایدم,چون یبار تو بچگی استخونش,راه گلوم گیر کرده!!!و نزدیک بود خفه بشم!دوست ندارم:-(
ولی ماهی زنده,خیلی خوشگله,و تنها حیوانیه,که دوستش دارم,چون تو آبه,بیرونم نمیاد,,بی آزاره,بی آزاره:-)))))))
پاسخ:
شاید! شاید چون خاطرۀ بد داری....
:)
بقیۀ بیچاره ها کوجا با آزارن عاخه...ببعی آزار داره عایا که شوما میترسی؟؟؟0-O
۱۶ بهمن ۹۲ ، ۱۶:۲۱ خانم مهندس
راستی آزی ,بنظر منم میگو,خیلی خوشگللللللله;-))))
موجوده,به این نازی رو بعضیا میگن زشته!!o_O
پاسخ:
عه؟ چه جالب...خوشحالم که یکی اینو گفت :)

والا به این نازی با اون چشمهای باحالش :))
أحیانا ب ماهی آکواریوم ک چشم نداری؟خخخ

پاسخ:
خیلی دوس دارم اما نه برای خوردن برای داشتن و دیدن! کلا جک و جونور دوس دارم به جز حشرات البته! :))
خو منم عاشققتم:-* عاره دیه!اینجاکه دریا نداره که ازون بازار بو گندوآ داشته باشه:-Pازین بازارای ماهی منجمدواینا داره عقشم
پاسخ:
:*:*:*:*

خب تهرانم دریا نداره اما بازار ماهی داره! میارن از جنوب یا شمال :)

:)
تشریف بیارید روستای ما بازار ماهی فروشی اش مثل عکس هایی هست که گذاشتین ولی ی کم مفصل تر! میگو هم فوق العادست، البته خیلی وقته سراغش نرفتم پاک کرده دریایی اش قیمتش سر به فلک میذاره، اینجا بالای پنجاه شست (شصت) هزار تومن یک کیلوش آب میخوره!
پاسخ:
روستایِ شما کجاست؟ هوم؟ اونجا مگه دریا داره؟ آره میگو همیشه گرون بوده! مخصوصا اگه تو فصلش نباشه! هر چی هم از دریا دورتر باشی گرونتر...هر چی میگو درشتتر گرونتر....
همین گوشت موجود در لازانیا و کباب کوبیده و استیک و همبرگر که باعث میشه من گیاه خوار محسوب نشم دیگه، البته لبنیات و تخم مرغ نقش عمده تری دارن:)
پاسخ:
آها! پس اونارو میخوری...بخور مفیده.... تو چه پیشی ای هستی؟ پیشی پلاستیکی خخخخخخ
والا من اینجا ندیدم عقشم:-)
پاسخ:
:)
تمام مدتی که مطلبتو خوندم بوی گند ماهی رو توو دماغم حس میکردم! پووفففف
پاسخ:
دعععععععع....حتما شبم میخای خوابِ ماهی ببینی :))
۱۶ بهمن ۹۲ ، ۱۷:۵۳ خانومه آقای x
خُدُوم مُبُرُمِت جیگرررر!
مو مِدِنُم امانِمُگوم:))))))))))
پاسخ:
عه؟ گوش دادی؟ :))
نمیدونی روستای ما کجاست؟ ی بازاری داره بنام گذرخان، فوق العاده کثیف، توی اونجا ی بازارچه داره مخصوص ماهی و میگو، ی رستوران هم داریم فقط غذاهای دریایی داره!
پاسخ:
گذرخان معروف به بازرِ عربها :))) اینجا عکسهاشو دیدم اما خبری از راسۀ ماهی فروشها نبود :)چه رستورانه خوبــــــــــــــــــــی :)
این هم فیلم بازار ماهی فروشای گذرخان! اینجا
پاسخ:
ممنونات...

منم ماهی ومیگو خیییلللللیی دوست دارم.اون سس کنار میگو هم خیلی خوبه همون که توش خیارشور و سس مایونز و پیاز هست.یه سبزی هم هست فکر کنم ترخون باشه...شایدم جعفری؟!وای یادم رفته!

مثل تو مرغ هم دوست ندارم از تخم مرغ هم بدم میاد!

پاسخ:
بهش میگن سس تارتار :)) البته سیر هم داره :)

بعله ما میدانیم که شما از تخم مرغ بدتان میایدو حتی دست هم نمیزنید :)))) اما بنده تخمش را میدوستم خخخ

اهان تارتار بود!اسمشم یادم رفته بود!بقول مامانم که سس تاتار چیه؟!این اسم های جک جونوری چیه میذارین رو غذاها!؟

ماشالا به هوشت مهندس!حافظه ات مثل خودمه.این چیزای ریز یادت می مونه.خوشم میاد.دوستتون داریم یه عالمه.

پاسخ:
خخخخخ جک و جونوری چیه؟

قربانِ تو :) من کلا دقیقم دوس دارم راجع به همه چی بدونم :D

بنده هم بسی شما را دوست میدارم....راستی رشت یخ نزدی؟ :D
منم از اونام که بدم میاد از بوی بازار ماهی فروشا
پاسخ:
عه....نگوووووو....حیف...... خب تو نازنازی هستی من آز آزی خخخخخ:))))))))
من از میگو متنفر بودم تا اینکه یه خیری پیدا شد و یه بار به ما میگو کبابی بوفالو داد.عجب میگویی بود


پاسخ:
الکی متنفر بیدی...به اشتباهت پی بردی :D

بوفالو؟ کجاست؟ واااای دلم خواست:D
وای که من عاشق ماهی و میگو ام... البته کمی با بعضی ماهیای جنوبی مشکل دارم. ولی کلا همه مدل ماهی رو دوز میدارم. ولی انصافا بوی بازارشو نععععععع!!!!!!! مخصوصا اون بازار ماهی فروشا توی چالوس که تا زانو میری تو آب ماهی :S
پاسخ:
هیح هیح ....آره پاچه هات همه خیس میشه! گفته بودم که :)))))))

آورین ماهی و میگو خیلی خوفه :-*
چیزای جورواجور دیده بودم ولی ازین کفشکا ندیده بودم! ویییییییح ;)
خب کاری نداره که همونجا تو بازار از هر خانومی بپرسی میدونه دیگه تازه ممکنه هر کی ی روشی بگه
بگیر درست کن ببینیم اگه سالم موندی ما هم بخریم(نیشخند)

پاسخ:
اینارو فقط جنوب میتونی ببینی....

پرسیدم ، توضیحم دادن....ولی حسش نی....یه بار باید یه کار بلد بپزه من بخورم....عاخه ماهیش یجوریه....چندشه قیافش!
ﺑﺮﻑ ﻋﻈﻴﻢ ﻛﻪ ﻣﻴﮕﻦ ﻫﻤﻴﻨﻪ!
ﻣﻨﻢ ﺳﺮﻣﺎﻳﻲ!ﻛﻼ ﺗﻮ ﺭﻭﺯﺍﻱ ﺑﺮﻓﻲ ﻳﻪ ﻳﻚ ﺳﺎﻋﺘﻲ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺑﻮﺩﻡ ﻛﻪ ﭘﺲ ﻓﺮﺩﺍ ﻧﮕﻦ ﺑﺎﺯ ﺑﺮﻑ ﺍﻭﻣﺪ ﺗﻮ ﭘﺮﻳﺪﻱ ﺯﻳﺮ ﻟﺤﺎﻑ!ﻳﻪ ﺑﻴﺴﺖ ﺗﺎ ﺩﻭﻧﻪ ﻋﻜﺲ ﮔﺮﻓﺘﻴﻢ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﻭ ﺍﺩﻡ ﺑﺮﻓﻲ ﭼﻬﻞ ﺳﺎﻧﺘﻲ ﻣﻮﻥ!ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻛﻼ ﻫﻤﻪ ﭼﻲ ﺭﻭ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻧﻈﺎﺭﺕ ﻣﻴﻜﻨﻢ!
ﻫﻢ ﺍﻛﻨﻮﻥ ﺑﺎ ﻛﻼﻩ ﻭ ﺷﺎﻝ ﮔﺮﺩﻥ ﻭ ﺳﻪ ﺗﺎ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺭﻭ ﻫﻢ ﻭ ﺩﻭﺗﺎ ﮊﺍﻛﺖ ﺑﻪ ﺗﻦ ﺩﺭﺧﺪﻣﺖ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﻢ!ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﭘﻮﺷﻴﺪﻡ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ 60ﻛﻴﻠﻮ ﻧﺮﺳﻴﺪﻡ!ﮔﺮﻣﻢ ﻧﺸﺪﻩ!
ﻓﻘﻂ ﺑﺎﻋﺚ ﺧﻨﺪﻩ ﻱ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺍﻳﻨﺎ ﺷﺪﻡ ﻛﻪ ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ ﺧﺎﺗﻮﻥ ﺷﺪﻱ ﺑﺲ ﻛﻪ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻟﺒﺎﺱ ﺗﻨﺖ ﻛﺮﺩﻱ!
پاسخ:
هه هه آره تو خبرها دیدم! همش تو فکر تو بودم گفتم این سرمایی الان چکار میکنه :)))) نگو چهارشنبه خاتون شدی :)))

عکساشو بگذار در وبلاگت خب خاتون جان...ما دلمان برایِ چهل سانتی تان غنج  میرود خخخخخخخخ

وای مامی من دچار تحول میشم بوی ماهی به مشامم میرسه

دوسش دارمااااا حتما هم میخورمشاااااااااا ولی بوشو دوس ندارم حالم بد میشه ووی

پاسخ:
آره خب بعضیهام اینجورین...گفتم که :)
اینو دوست دارم (((اما هر بار آخرش میگفت، من سیر شدم، بعد چندتایِ باقی مونده رو باز بین ما تقسیم میکرد)))
پاسخ:
:)
چرا سالی یبار یا دوبار میخوردین؟
فک میکردم شما اعیان بودید(نیشخند)
پاسخ:
حالا فهمیدی فکرت اشتباه بود
 :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">