حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا

حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا Instagram
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۰ دی ۹۵، ۰۰:۳۸ - کرگدن آبی
    :(
  • ۱۸ دی ۹۵، ۱۶:۳۸ - برنا
    :((((
پیام های کوتاه
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo

فید خوان rss reader

۲۶
اسفند ۹۲
امروز دوباره سواره مترو شدم، میخواستم برم هفت تیر! نه واسه خاطر خرید، بلکه تو یه دفتری که اونجا بود کار داشتم!! اولش یکم نگران بودم... از شلوغی هراسون بودم اما بعدش گفتم بی خیال این همه آدم میرن دیگه، منم یکی از اونا :) هندزفری رو گذاشتم تو گوشمُ راه افتادم!!! موقع رفتن تو مترو با کمالِ ناباوری جا گیرم اومد تا بشینم!!! امام خمینی خط عوض کردم!!! راحت رسیدم هفت تیر!! وقتی از مترو خارج شدم، یعنی چه عرض کنم میخواستم خارج بشم!!! اونقد جمعیت بود که نمیشد واردِ پیاده رو شد!!!! اینبار تصمیم گرفته بودم اگه تنه ای خوردم ناراحت نشم...از شلوغی کلافه نشم... آروم برم کارم رو انجام بدمُ برگردم!!! سعی کردم لبخند بزنم!!! به آهنگهایی گوش بدم که پشت سر هم پِلِی میشن، دستفروشها رو نگاه کنم!!! احساس آرامش رو تمام مدت تو وجودم پخش کردم و چقدر خوب بود!!!!حتی یه شلوار خریدم!!! شلواری که کلی جاها دنبالش گشته بودم!!! یهو جلوم ظاهر شد!!! :) به مردهایی که نگاهشون رو تنم سنگینی کرد اهمیتی ندادم، به متلکها توجهی نداشتم !!! هیچ چیز نتونست لبخند منو ازم بگیره!!! چون سفت بهش چسبیده بودمُ عمرا نمی خواستم کم بیارم! :)
موقع برگشت جمعیت داخل مترو سه برابر شده بود!! به زور سوار شدم!!! اونقدر فشار بود که حتی وقتی موبایلم زنگ خورد نمیشد از تو کیفم بیارمش بیرون!!!! اما من یه لبخند گنده گذاشته بودم رو لبام!!! :) انتهای واگن دوتا خانم دعواشون شد، یکیشون فحش میداد اون یکی کتک میزد البته ازدحامِ جمعیت اجازه نمیداد من چیزی رو ببینم اما صداشون میومد ولی برعکسِ همیشه که از دعوا ، پریشون احوال میشم اینبار خندم گرفته بود!!! وقتی لبخند زدم ، خانومی که روبه روم وایستاده بود و فقط 10 سانتی متر صورتش از صورتم فاصله داشت هم اخماشو باز کردُ خندید!!!
از مترو که پیاده شدم راحت تاکسی گیرم اومد اونم صندلی جلو که واسه وضعیت نشستنِ من که مجبورم مث خرچنگ کج بشینم همه جا، خیلی مناسبتره!!! از پلِ عابر دم خیابونمون که اومدم این ور، نظرم به طرف کوهها جلب شد، کوههایی که بادِ شدید سر ظهر غبار رو از تنشون برده بود!!! چقدر شفاف بودن!! وارد پارکِ جلوی خونمون که شدم ، موسیقی تو گوشم بودُ چشمم به کوهها ، ساعتی از روز بود که من همیشه عاشقشم، ینی پیش از غروب خورشید، پارک خلوته خلوت.....یه حسی داشتم!!!! با اینکه کتف و کمرم به شدت درد میکرد اما در یه حس خوب معلق بودم!!! اون لحظه میتونست بهترین لحظه ها باشه!!!! یه ندایی درونم می پیچید!!! سالِ روبرو سالِ خوبیه سالِ خوبیه...تو فقط لبخند رو رویِ لبهات نگه دار، همین! :)


چند ساعت پیش
همین جا :)




****



موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۲/۱۲/۲۶
آزیتا م.ز

نظرات  (۳۲)

۲۶ اسفند ۹۲ ، ۲۱:۰۹ masi_biasabosaltane
با اینکه قدم ب قدم طرقه می زدن...
امروز من نخندیدم ولی حس خوبی داشتم ک زنده برگشتم خونه...
پاسخ:
ترقه بده.... اینا ترقه نیستن بمب اند :|

خداروشکر حالت خوبه مواظب خودت باش عزیزم
خدا رو شکر که حس خوبی رو تجربه کردین
پاسخ:
:) مرسی
همیشه بخند دوست نازنین و با احساس من..
:)















:-********
پاسخ:
تا تو رو دارم غم ندارم...ایشالا همیشه خنده رو لبهای خوشگله تو هم باشه





:-*:-*:-*

چه خوب....آرامشت مستدام عزیزم:*

پاسخ:
ممنون.... همچنین واسه شما :)
نمی دونم قبلا به این اشاره کرده بودم یا نه. ولی اینجا را خیلی دوست دارم... کاش بشه یه روز بغل یه همچین پارکی یه خونه داشته باشم...
پاسخ:
اشاره نکرده بودی :) خودمم دوس دارم...

خونه ما هم استیجاریه ایشالا تو بخری ;)
:) سال خوبیه ...لبخند پلیــــــــــــــــــــــــــز
پاسخ:
یس اُلرایت :D
خوندم،نظر دارم اما ۹۰ داره بعدا ذرتمو پرت میکنم :دی
راستی باغ خونتون چقد بزرگه :دی
با ی لبخند گنده من رفتم استقبال عادل جون 
پاسخ:
 میدونی منم همسن تو بود 90 نیگا میکردم خخحخ اما الان حوصله ندارم :D

نوشتم پارک...باز میگه باغ!!! دیوونه :)))

لبخندت منو کشته :D
اخیییییییییییییی
:)
منم :) گندههههههههههههههههه
پاسخ:
آخییییییییییییی

آفررررررییییین

چه لبخنده گندهٔ قشنگی :D
چه حس خوبی رو تجربه کردی!! کاش من هم بتونم روزی به همه شلوغی ها بخندم

سال جدیدت پر لبخند
پاسخ:
اوهوم!!!! اگه بخوای میشه....بی خیییییال :D

همچنین برای تو عزیزم :)
:|
پاسخ:
:)
۲۶ اسفند ۹۲ ، ۲۳:۲۳ خانم هموستات
خدا رو شکر که مصرانه شادی رو تداوم بخشیدی و امیدوارم این حس خوب همیشه همراهت باشه
پاسخ:
مطمئنا که همیشه نیس اما سعی میکنم زیادش کنم !
عاخه من اخلاق گه خودمو میدونم خخخخخخ

مرسی :-*
میگم ها یه پیشنهاد یه دوربین نیمه حرفه ای بگیر... آینده روووشنی میبینمت برات تو عکاسی
پاسخ:
خب این یه دوربین compact canon هستش که همیشه تو جیب و کیفمه :)
 یه حرفه ای هم هست که من طاقت سنگینی و حملش رو ندارم!!! که بخوام همه جا ببرمش :)
ممنون به خاطر آینده ای که میبینی واسم :D
چه پارک قشنگی...
چه آزی پر انرژی ای...
چقدر حس خوب اینجا مکزیکی میزنه:))
صد در صد...سال خوبیه امسال...ایشالا... 
:*
پاسخ:
چه دوست مهربونی :-*

سگ درصد عه نه چی ببخشید صد در صد صد در صد :D
بعضی روزا یه جورین حتی اگه سنگ هم از اسمون بباره ادم کم نمیاره و هم چنان لذت مندانه است حال و هواش ...آی دوس میدارم همچین روزایی رو ، اصن دلم نمی خواد برسم خونه یه همچین روزایی!!
پاسخ:
من دلم نمیخواد شب بشه!!! چون من وقتی آفتاب غروب میکنه یهو باتری low میشم :D
بعد یه چیزی من تا حلا چایی زعفرونی نخوردم!! خوشمزه اس؟؟
پاسخ:
من که عاشقشم!

کلا شادی آور و انرژی آوره....

هم میتونی از قسمتهای ارزونه زعفرون استفاده کردُ ریخت تو چایی هم یکم از همون سرگلشو...من که خودم از همون پودر زعفرونم استفاده میکنم... تا با چایی دم بکشه...عطرش معرکه است :) امتحان کن...هل هم بریز :P
فک نکنم چای زعفرونی دوست داشته باشم!
عطف به اینکه شربتشم نمیدوستم!:دی
پاسخ:
چه بد سلیقه!!!! :D

البته با شربتش متفاوته... اما اگه کلا زعفرون خور نیستی لابد دوس نداری دیگه!!!  :))))))) بهتر اصن  خخخخخ
خدارو شکر که خندونی گل دخترم
پاسخ:
مرسی مامان جونم.... تو خودت فرشته ای اصن :-*
۲۷ اسفند ۹۲ ، ۰۰:۳۰ دلنیا دوست lotus
سلام ... اولین بار اومدم اینجا برای دوست خلم کامنت گذاشته بودی مزاحم خودت و وبلاگت شدم...... توصیفهای جالب بود از یه روز پردغدغه

:)
پاسخ:
مراحمی ، قدمت رو چشم :D دوست خلت؟؟؟؟ خخخخخ

مرسی :)
۲۷ اسفند ۹۲ ، ۰۰:۳۴ خانم مهندس
ایشاالله که واست سال خوبیه:-*
پاسخ:
واسه تو هم همینطور :D
ایشالا که اون خنده ی خوشملت لحظه ای از رو لبات جیم نشهD= اصن من هلااااااک اون خرچنگی نشستنتم ینی اصن یه وضییییD= وااااااای بلخره اون شلواری که میخواستی یافتی?!?![ایکون مشخصات شلوار مذکور!!!]D= آزی?جات خالیه اینجا تا باهم درو دیوارو ساحلو دریارو بازارا رو گاز بزنیم[ایکون اصن یه وضیD=]
پاسخ:
عزیزم مرسییییییی....تو بخندی منم خوشحال میشم :-*:-*:-*
به خرچنگی نشستن من میخندی ؟؟؟ بخند بخند خخخخخخخ

آره تقربا یه چی با قیمت مناسب خریدم ;)
آخییییی چه حالی میداد با هم بودیم :D
از همون چای زعفرونیایی که باهم خریدیم?!?!D=[ایکون عنوان را دریاب عقشم]
پاسخ:
اونو هنوز باز نکردم، هیچی چای زعفرونیه دمی نمیشه ;)
عاغا عسکا واسه من بازنشدن:|[ایکون سرعت رو به موت]
پاسخ:
چه حیف =/
لبخند معجزه میکنه ازی همیشه رو لبات نگه دار سیع کنیم از زشتی های اطرافمون خسته نشیم وبهشون پوزخند بزنیم حالشونو بگیریم:-D 
پاسخ:
من که پوزخند نزدیم من لبِ خند زدم :دی
ایشالا که سال روبرو سال خوبیه!
پاسخ:
انشاالله :)
منم حس میکنم امسال سال خوبیه! نمی دونم چرا!!! البته مگه می شه سال اسب باشه و سال بدی باشه؟! سال منه ها من اسبمD: !!!!
آزی تو که رو صندلی باید کج بشینی چجوری پا میشی راه میوفتی تو این خیابونا راه می ری رو ترقه ها و تو جمعیت مترو له می شی حتی؟:| 
اصلا مواظب خودت نیستیا :|
پاسخ:
اوه اوه بعله بعله.... سال شماست.... البته سال اسب قبلی که من 15 سالم بوده خیری ندیدم اما اینبار مطمئنا سال خوبیه :D

خوب میگی چیکار کنم ؟؟؟ تو خونه بپوسم؟؟؟؟ عررررررر
نوچ همه میدونن من زیاد مواظب خودم نیستم :|
چه باحال هی من یه رفرش میکنم یه نطر جدید تایید میکنی:)))))ِD:
پاسخ:
خخخخخخ....نشسته اونجا بازی میکنه :-*

اینم فعلا آخریش... از کَت و کول افتادم  هوووووووف
سلام بانو
راستش یه خرده عجولانه گفتم جوابشو میدم ...میدونین چرا ؟

احساس کردم علاوه بر خودم ، زبونم لال شان شما رو هم در حد اون تقلیل خواهم داد.
احساس کردم شما بزرگوارانه تر برخورد کردین و باید اعتراف کنم و ممنون باشم که این موضوع رو به یادم آوردین .
یه لحظه احساساتی شدم و میخواستم جوابیه فجیعی که براش نوشته بودم رو بفرستم ...خدا رو شکر و بازم هم ممنون
پاسخ:
سلام گوریل جان

اوهوم....
آدم  آرامش خودش رو حفظ کنه خیلی بهتره :)
لبخند روی لبتو دو دستی بچسب ولش نکن :) ایشالا همیشه یه آرامش ِ درونی تموم وجودتو در بر بگیره :) آمیــــــــــــــــــــن :) بوس
پاسخ:
ایشالا لبخند هم روی لبای تو حک بشه اصن :)

آمین
بوس :)
:)
پاسخ:
8-)
۲۷ اسفند ۹۲ ، ۱۸:۲۱ نانا (همکاردکترمظاهری...!)
همیشه یه لبخند پت و پهن رو لبت باشه:*

سال جدیدم با لبخنده بزززززززززززززززززززززززززززززررررررررررررررررررررگ منتظرت باشه:*
پاسخ:
موتوشکر!!! لبخنهای شما هم شِکَری :)

منتظر هممون ایشالا :)
درگیریا !:)))
پاسخ:
من در گیرم؟ O_0 وااااااا با چی دقیقن؟
آزی جون انشاء الله نه ان شاء الله  معنی شون فرق داره:)
http://www.farhangnews.ir/content/50529
پاسخ:
اصن من همون بگم ایشالا یا امید بهتره!!! مهم نیته!!! :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">