حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا

حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا Instagram
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۰ دی ۹۵، ۰۰:۳۸ - کرگدن آبی
    :(
  • ۱۸ دی ۹۵، ۱۶:۳۸ - برنا
    :((((
پیام های کوتاه
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo

فید خوان rss reader

۱۰
ارديبهشت ۹۳

اگر روزی دختری داشته باشم، حتما قبل از اینکه به سنِ عشق و عاشقی برسد، کتابِ داستانِ زندگیِ خودم را خواهم نوشت! آن وقت کتاب را بطور خام و بدون سانسور دستش خواهم داد تا بخواند. خوشم نمیاید از آن مادرهایی باشم که مدام در گوشِ بچه هایشان نصیحت زمزمه میکنند ... که مطمئنا بچه ها برایِ نصیحتها تره خُرد نخواهند کرد که هیچ...آن وقت مادرشان هم به چشمِ یک زهرماری نگاه میکنند که ره به ره در حالِ حالگیری میباشد...مینویسمُ دستش میدهم تا خودش بخواند که ببیند وقتی دلِ آدم جوان است چقدر احمق است...که وقتی دلِ آدم جوان است چقدر تشنۀ محبت است ، درست مثل بچه ای که با یک آدامس خر میشود...با یک کلامِ محبت آمیز خر که هیچی عاشق میشود...که آن روزها که آدم جوان است چقدر عشق جدی به نظر میاید..چقدر خوشایند خود نمایی میکند..که آدمها مثل آب خوردن عاشق میشوند و میپندارند با این عشقشان میتوانند دنیا را فتح کنند ...درست در آن لحظات چنان قدرتی در خودشان احساس میکنند که خیال میکنند کُل کائنات فقط در حالِ چرخیدن به دور محورِ همین عشق هستند..عشقی که اگر باشد همه چیز است و اگر نباشد هیــــــــچ! آدمها وقتی جوانند فکرهایِ خامی میکنند...در کتابم خواهم نوشت که من هم روزی چقدر عاشق بودم ، مینویسم که همه حق دارند عاشق شوند...همه حق دارند در یک حماقتِ خودخواسته غوطه ور شوند و از آن لذت ببرند و حتی خود را تباهِ آن کنند..مینویسم که مادرت این چیزها را میفهمد..که مادرت هم روزی عشقِ جوانی اش را جدی گرفته بود..که چه شبهایی برایش زاری کرده بود که چقدر برایش دعا کرده بود که فکر میکرده اگر این عشق نباشد او هم نیس..که فکر میکرده با این عشق ، بی شک خوشبخت ترین دخترِ دنیا خواهد بود!! اما چه.. اما عشق زیبا بود ، دل انگیز بود..مثل غروب خورشید که از طلوعش زیباتر است...که آدم را مسخ و مسحور میکند اما بعد از هر غروبی تاریکیِ شب است...دخترم به غروبها دل نبند با غروبها عاشق نشو...بعد از غروب همه چیز در تاریکیِ عمیقی فرو میرود..و من طاقت رنج کشیدنِ دلِ کوچولویِ تو را ندارم!


شوش دانیال
90.11.1



در ادامه میتونید شعری از خودم با صدای خودم رو به سمع و بصر برسونید...


دریافت
حجم: 1.09 مگابایت



عاشقم بمون

هنوزم دوسِت دارم بیشتر و بیشتر

عاشقم بمون حتی یه خُرده بیشتر

من بی تو آشفته میشم میرم میمیرم

دلتنگُ دلمُرده میشم، تو عشق اسیرم

ببین که عشق رو دستمون داره میمیره

از این بی تو بودن، دلی میگیره

عاشقم بمون حتی یه ذره

نذار ببینم، پیشم نیستیُ دل بی تو درده

عاشق بمونی واست میمیرم

ستاره رو از آسمون واست میگیرم

نذار همه بگن که، عشق الکی بود

یه بازیِ تموم شده تو بچگی بود

اگه نمونی دنیا قفس میشه

عشقم واسم یه بازی، تو هوس میشه

بذار همه بدونن که مقدس بود

دلم واسه عشقت یه عالمه بس بود

بذار همه بدونن که عاشقت بودم

عشقت واسه دردم یه عالمه کَس بود

عاشقم بمون حتی یه ذره

نذار بگم که بی تو عشق با دلم قهره

نذار که بی تو باشم بی عشق فنا شم

بمون که من از عشقت بِت مبتلا شم

بمون که من دوباره ترانه ای بسازم

تو بازیِ بچگی، دوباره دل ببازم

آزیتا
نهمِ آذر 89


+بابتِ زیاد شعرگونه نبودنش مرا ببخشایید :)

+عنوان:مصرعی از مهدی موسوی

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۲/۱۰
آزیتا م.ز

نظرات  (۴۴)

عشق یک نیروی جاذبه هیچ کس هیچ قدرتی در مقابلش نداره...
خانوم صداتون شاعرانست شعر نمی خواست کعه...به به...
ماااااااااااااااااااچ مدله بی اعصابی...:*
پاسخ:
چرا بعضی ها دارند خوبشم دارن :|

شما به بنده لطف مزید دارید :)
ماچچچچ
سلام
اولاً حسب الوکاله از فرزند ذکور شما، از مادرش گلایه کرده حرفهای فرزندتان را به سمع و نظر شما می رسانم:)))
"مامان جون
من بچه ات نیستم؟
دلت برای من حرفی نداره؟
نگران من نیستی؟
مامان مهربون، چرا اغلب آدما، معتقدن، دخترا فقط گرفتار می شن؟!
و و و"
و اما تجربه ی عمر چندین ساله ی این حقیر، در برخورد با سایر آدمها و سایر احساسات بدین قرار است که:
آدمای مهربون همیشه عاشقن، همیشه.
همیشه نگران آدمای اطرافشونن
همیشه از چشاشون داره مروارید و الماس تراوش می شه
همیشه هم غصه ی اون همه علاقه ای که فک می کنن هرز رفته رو می خورن
اگه بخواین به دخترتون بگین عاشق نشو، باید بهش بگین از مهربونی و رقت قلب استعفا بده!
من معتقدم و تجربه نشون داده
آدمای مهربون ان شاء الله عاقبت بخیر می شن
و شاید
به واسطه ی همان عشق و مهری که نثار کسی کردند و او نفهمید، شاید همان مهربانی و عطوفت بهونه ای باشد تا خداوند موجبات عاقبت بخیریشان را فراهم فرماید، بعله
آدمای همیشه عاشق و ماه
کافیست بفهمند مهر و علاقه شون وقتی به ثمر می شینه و باعث آرامش دلشون می شه، که به منبع مهر، برش گردونن.
با اجازتون:*** برای همه ی مهربونیاتون.





پاسخ:
سلام
اولا که نوشین خانم جان ابتدای پست گفته بودم اگه دختری خواهم داشت...و ینی من اون موقع فقط همون یه دختر رو دارم...که اگه پسری هم داشت یه طوری دیگه بهش میگفتم...
اما چیزی که واضح و مبرهن است اینه که درسته آقایونم دردِ شکستِ عشقی رو احساس میکنن اما بر طبق ساختارِ وجودیشون خیلی راحت تر التیام میابن... این از این

دوم اینکه من به کسی نگفتم عاشق نشه...که عاشق نشدن نشدنیه...من گفتم عاشق غروب نشه...عاشق چیزی یا کسی که بعدش درد باشه...که بالاخره انکارِ وجودِ عشقهایِ خوب و درست دور از عدالتِ...

و متاسفانه من یه همچین دیدی به عاقبت به خیری و این چیزها ندارم که بتونه آرومم کنه گاهی...احساس میکنم حواله دادنِ سختیهای این دنیا به خیر بودنِ آن دنیا...از رویِ ناچاریِ کسانیِ که مجبورند با نا ملایمات این دنیا دست و پنجه نرم کنند.... کاش منم میتونستم طوری فکر کنم ک آرام بخش باشه!
ممنون که که خوبید و منو خوب میدونید :*

این تیترت رو با صدای شاهین .نجفی خوندم داغون شدم!

ببین میگم تو مامان خوبی میشی میگی نه!بعدش میزنی کاخ ارزوهای منو له و لورده میکنی.

پاسخ:
داغون نشو عزیزززززززوم :)

من شاید مامان خوبی بشم اگه برسم به اون مرحله که مامان باشم البته :)))
این دستمال من کو!؟
شما دیگه باید توی فکر مادربزرگ شدن باشید!
پاسخ:
زیر درخته آلبالو گم شده...

زیاد توفیری نداره....
عزیزم عاقبت بخیری که فقط ربط به آخرت نداره
مثلاً
ممکنه شما تو همین دنیا به واسطه ی خیرخواهیتون که در حق کسان دیگه داشتید، با کسانی آشنا بشید و یا زندگیه مشترکی داشته باشید که شما رو در راستای هدف خلقت به آرامش برسونه.(از هر دست بدی از همون دست پس می گیری و اینا دیگه؛))
این جمله تون "عاشق غروب نشه" ضمن اینکه فوق العاده بود و شیرین، با این جمله
"کافیست بفهمند مهر و علاقه شون وقتی به ثمر می شینه و باعث آرامش دلشون می شه، که به منبع مهر، برش گردونن."مترادف بودن دیگه؛)))
و دیگه اینکه
من بوکالت از پسری که دوست داره فرزند شما باشه حرفیدم، نیومده حسادتو اینا(آیکون آدمی که با آدمای عالم ذر در ارتباطه انگار!!! :))))

پاسخ:
بازم توفیری نداره.....
اتفاق از نظر من از هر دست بدی با اون یکی دستتم باید بدی.. و هی باید بدی بدی بدی...گرفتنی در کار نیست...من که تو این 27 سال عمرم ندیدم کسی خوبی کنه و خوبی هم ببینه...این از این (آیکونِ یه آدمِ بدبین) :))))))))

عاغا من اصن پسر دوس ندارم به کی بگم؟ هر چند پسر بچه ها خیلی منو دوس دارن ...

والسلام :)))))))))))))))))))))))))))
likeeeeeeeee
پاسخ:
:)
این عکسایی که قراره بفرستیمو قراره هممه ببینن؟چه جور عکسی باشه؟صورت مشخص نباشه ایراد نداره؟
پاسخ:
بعله قرارِ بعدا همه ببینن.... نه هر جور دوس داری میتونی باشه... با صورت بی صورت فقط باید به طریقی خودت باشی....
اینجا یه نمونه اش هست :)

میخوای بفرستی زودتر بفرست.......

سلام ازی جان...

 

کار خوبی میکنی...منم اگه دختر دار بشم حتمن بهش میگم..

 

عشق ادمو تسخیر میکنه و یهو ضربشو میزنه..دیگه دل اون دله همیشگی نیس و نمیشه...

 

اگه بی پرده با بچه هامون حرف بزنیم اون ها هم متوجه میشن..نه اینکه بگیم این جیززه و از این حرفا و نصیحتایی ک دخترم ک هیچ من خودمم گوش نمیدم...

 

 

پاسخ:
بعله بعله آورین زری جون
با تشکر ویژه از شما...به خاطر فرهنگسازیِ تربیتی تون :))

خاهچ میشود خواهری.....

 

خواهری مااااااچ

پاسخ:
:**********************
میشه ی نسخه اش رو هم بدی به من بدم به دخترم!؟
پاسخ:
اگه نوشتمش باشه...هر چند میدونم میخوای خودت فضولی کنی توش :)))))
سلام یک سئوالی ازتون داشتم. تصور من اینه که دخترا اگه تا آخر عمرشون هم مجرد باشن ککشون هم نمیگزه و مجرد بودن خیلی براشون سخت نیست. البته حالت کلی رو میگم نه استثنائات رو. اونقدر  خانم ها رو دیدم که تا سن بالا مجردن ولی ککشون هم نمی گزه ولی مردا وقتی مجرد باشن زمین و زمان رو به هم میدوزن. به نظر شما این تصور من درسته؟
پاسخ:
سلام
البته بنده هم خیلی از آقایون رو دیدم که مسن هستن ازدواج نکردن و بقول شما ککشون هم نمیگزه.... ولی در این که زنها از نظر روحی مستقلتر هستن شکی نیس...معمولا اون چیزی که زنها را مایل به ازدواج میکنه نیازِ عاطفی و گاهی میل به مادر شدن و داشتنِ خانواده است اما این انگیزه در آقایون کاملا متفاوته!!!
پس اگر خانومی از تجرد اصلا ناراحت نیس احتمالا نیازِ عاطفی نداره یا در جایِ دیگه ای بر آورده میشه...
بعدشم ما که ندیدیم آقایون زمین و زمان رو به هم بدوزن! لا اقل آقایونِ اطرافِ بنده که اینجوری نبودن!
ایمیلتو چک کن لطفا
پاسخ:
کاش آپلود میکردی :|

عکست اومد مرسی :)

فقط بگو کِی و کجا و عکاسش کیه :))


ازی  ازی ازی ازیییییییییییییییییییییییییییییییی تو چقد نازی....

 

خخخخخ

 

ازی ازی کی عسکارو میذاری ازی؟؟؟

 

خخخخ

 

راسی راسی بازم از این صوتی ها ک موگوذاشی بگذار....داداشمان کچلمان کرد خخخخخ  (ایکونه زری با کله ای طاس.تاس.تاث.تاص.طاث.طاص.)

پاسخ:
قلبونت عزیزم....

خخخخخخخخ این طاس گفتنت خیلی باحال بود... باشه میذارم ایشالا، همهٔ همهٔ قبلیهارو گوشیدین؟؟؟

داداشت چند سالشه؟؟؟ :)
14 خرداد92
ساری
عکاس:داداشم
از کدوم شبکه پخش میشه و کی!؟خخخ
اگه کمیته انضباطی ایراد میگیره عوضش کنم؟!
پاسخ:
خخخخ در هفتهٔ آینده از شبکهٔ بی حفاظ پخش میشه...

اینجا آزادیه، کمیتهٔ سخت گیر نداره :)
خلاصه ببخشید دیگه
من سر کارم و اینا هرچی گشتم دنبال عکسی که مشخص نباشه صورتم"یافت نشد!!
پاسخ:
خوب بود اتفاقا باحال بود، راستی ساری که دریا نداره؟؟؟O_0

داداجم؟؟؟خخخ 29 ....خخخخ

 

ایکونه الان دیه کلمم کنده شد)))خخخخخخخخ

 

اوره...... خخخخخخخخخ

پاسخ:
ده....باشه میذارم :D

سعید اقا زری ما رو اذیت نکن :D
خزر اباد(فرح آباد سابق)
15کیلومتریه ساریه
پاسخ:
ها :)
به به چه میکنه آزی بانووووووووووووووو :)))))))) قشنگ گفدی و خوندی :)
پاسخ:
مرسی... لطف داری :)
اگه پسر داشتی چی مینوشتی واسش؟؟
پاسخ:
یه روز باید حس بگیرم ببینم به پسرم چیا میگم... الان فعلا دخترم پیشمه :)
حرفات چقد خوب بود آزی [تفکر]
پاسخ:
ممنون :)
منم یه چند وقتی هس هی زیر لب همچین متنی رو برای دخترم زمزمه میکنم اما نوشتنش سختمه
پاسخ:
عه... خوب یا بنویس یا بده همینو بخونه خخخخ :))
چه جالب امروز یک مطلب با همین مضمون گذاشتم. بیا بخون. نظرتم بده. البته احتمالا اختلاف عقیده داریم.
پاسخ:
باشه...اما تا اینجایی که خوندم مضمونش کاملامتفاوت بود ها..
اره ازی ....منم
پاسخ:
:|
چرا دیگه همین بحث عشق و عاشقی دوران قبل ازدواجو گفتم دیگه. البته پاسخی که به نظر یکی از مخاطبا دادم تکمیلش کرد.
پاسخ:
آره باشه...من نظر دادم...
زندگی آدما کلی تجربه است که مال همشون شبیه همه. ولی قشنگ ترین تجربه تکراری آدما عاشق شدنشونه. درسته مسخره است ولی حس خوبی توی قلب آدم ایجاد میکنه. و چه خوب که توی جوونی که کلی قدرت داریم با عشق آشنا میشیم
پاسخ:
میدونی عزیزم تا قلبِ آدم جوونهعاشق میشه...بدون اگه کسی تو پیری عاشق شده حتما قلبِ جوونی داره :)
صدایتان لایک :*
پاسخ:
:)
:*
به نظر من آدم هر چقدر هم راجع به عشق و عاشقی و آخر و عاقبتش حرف و سرگذشت ببینه و بشنوه و زندگی دیگران بشه واسشون یه تجربه، بازم تاثیری نخواهد داشت برای تسلیم نشدن در مقابل عشق یا در مقابل خریت، چون وقتی عاشق میشی دیگه همه ی این چیزا و این حرفا و این خیر خواهی یادت میره و فکر می کنی اونی که عاشقش شدی با همه فرق می کنه و اون هیچ وقت کارایی که دیگران میگن رو با تو نمی کنه و تا خودت سرت به سنگ نخوره و خودت نشی یه زخم خورده نمی فهمی معنی اینی که کور شده بودی و عقلت از کار می افته و دلت فقط تصمیم می گیره و خر شدن داستانش چیه!!!
این خاصیت عشقه!!! که خرررررر و کوررررت می کنه!!!
پاسخ:
منم که گفتم...فکر میکنی کائنات داره حول عشق تو میگردی و هر انسانی حق داره در این حماقته خودخواسته باشه و لذت ببره... اما گاهی میشه که یه حرفِ صمیمانه قبل از وقوعِ حادثۀ عشق تو نا خوآگاه آدمها شکل بگیره تا بهتر و درست تر عاشق بشن :)
بابا مریم حیدرزاده :))))))

قشنگ بود:)
پاسخ:
نخیر آزیتا م.زاده :)))))))

قلبونت :)
عقیده و دیدگاهو حرفای منو راجع به این موضوع خودت بهترز هرکسی میدونی دیگه:) +دوزت میدارم ای مهربون مامان اینده:**
پاسخ:
خب اینجام میگفتی بقیه مفیوض بشن از دیدگاههای گوهر بارت :))
صداتم که حرفی توش نیس هس?:)
پاسخ:
خخخخخخخخ

ای بابا.....آیکونه خجالت :)

معشوقه ام بودی و هستی و نخواهی بود....

پاسخ:
پشت سیاهی های دنیامان سیاهی بود...
عشق چیه
زندگی ینی لذت والسلام
آدم ِ عاقل که نباس خودشو الکی درگیر کنه
پاسخ:
خوبه که آدم بتونه اینجوری باشه....ینی از بندِ عشق بگریزه...

به نظر من عشق قوه محرکه یه انسانه(ترجیحا به فرجام نرسه)
و دردها بزرگترین سرمایه
حداقل برای من که اینطوره....

ما هیچوقت با هم نبودیم     اطاقمون از هم سوا بود  

 اما کسی اینو نفهمید     این راز بین ما دوتا بود

این خونه آرامش نداره   با اینکه چیزی کم نداری 

  یک عمر با من بودی اما   ما بچه ای از هم نداریم ...


پاسخ:
مشکل اینه که تا به فرجام نرسیده خودمون رو میکشیم که وصال اتفاق بیفته اما بعدش میفته تو سراشیبیِ خاموشی...

دردها ؟سرمایه؟ :-؟
سلام..خیلی عالی بود....هم متن هم عکس....ولی از شعر کلا خوشم نمیاد...معمولا نمی خونم...:|
پاسخ:
ممنون...
البته شعر خودم بودها...حالا دوس نداری اشکالی نداره ..ایراد نداره که :)

من میگم بهش که دوست داشتن قشنگه. خوبه که آدمی رو دوست داشته باشه اما به شرطی که فقط تا وقتی اون آدم رو داره خوش باشه و بعدش نشینه گریه زاری!

همه فکر میکنن که رابطه ی خودشون با بقیه فرق داره و اینا مثه بقیه نمیشن. اما در حقیقت همه تکرار همدیگه ایم. بستگی داره چجور ازش لذت ببریم...

 

صداتم که مثه همیشه خوب بود با شعرت :) :*

پاسخ:
خب بعضی چیزها ناگزیره...یعنی دوست داشتن وابستگی و دل بستگی و عادت میاره و ترکِ این سه دردآوره و وقتی درد داشته باشی گریه و زاری هم میکنی دیگه :)

قلبونت مرسی :)
مالتی وویس آزیتا!
در جاهای مختلف صداهای کاملا متفاوت از حنجره ات بیرون می ریزه! کاش میرفتی رادیوئی جائی از هنرت استفاده می شد، حیفی به خدا! :)
در مورد عشق هم حرفی ندارم و فقط باهات به شدت موافق و همفکرم. 
پاسخ:
میدونم من خعلی حیفم خعلی :)))))))))))))))
جدا؟؟؟ همفکریم پ :)
همه ی پست یک طرف عنوان یکطرف .. :)
پاسخ:
خیلی ممنون واقعا...عنوان که مال آقای مهدی موسویِ به ما هم هیچ ربط نداره :)))
میدونم :))  همینکه واسه عنوان انتخاب کردیش یک امتیازه مثبته :))
پاسخ:
بهله بهله :))
تریپ طنز بهت بیشتر می یاد:))))
پاسخ:
هر کی یه نظری داره... نمیشه همیشه طناز بود :)
یکی از دوستام یه رمان به من داده بود،منو یاد ِ این پست شما میندازه!
"بامداد خمار"
پاسخ:
عه وا!!!
جدا من یازده سالم بود بامداد خمار رو خوندم :) الان کلیاتش یادمه
نوشتت یه جاهاییش نمیخوره بهم انگار ! این سانسور بعضی نکات که ضربه میزنه به نوشته رو باید ازش بعنوان نقطه قوت استفاده ولی سخته خب ! شعره دو بیت اخرش خیلی خوبه !
جون من دیگه با اکسان گذاری و تاکید در مصرع اول شعر شروع نکن صدای سیستم زیاد بود نیم متر پریدم انقد محکم خوندی :( خخخخخخخ
مرسی من برای دخترهای آینده بالغ بر 20 اسم انتخاب کردم راستی :)))))
پاسخ:
کجاهاش بهم نمیخوره ؟ :))
چشم شما ببخشید! :)) من اون روز که اینو نوشتم سخت بی اعصاب و پر از فریادِ فرو خورده بودم :))
20 تاااااااااااااااااااااا اسم چه خبره؟ من یدونه فقط واسه تک دخترم :)
این تیتر مصرعی از مهدی موسوی خیلی خوب بود ینی شاهین که نمیشنوی :)))))) فقط مهدی موسوی میخونی :)))))))))))))
پاسخ:
نه خدایی شاهین اینو خوند من نشنیدم من خیلی خیلی قبلترهاش اینو خونده بودم ...یه مدتی بود هر روز هر روز شعرش رو میخوندم :) بعدا شاهین رفت خوندش :)
چ میدونم شاید خدا خواست 20تا دختر داشته باشم . میفهمی خدا میخواد . بالاخره طرف از بین 20 تا باید یکیو انتخاب کنه :))))))) مهدی موسوی همونه که توی ی کلیپ پتو انداخته رو کلش شعر میخونه یا اون کس دیگه ایه ؟ اینکه از دو فرمت استفاده کردی : مسحور و مسخ ، دل کوچولوی تو . سانسور هم که انگار نمیذاره صدات در بیاد هی میخوای حرف بزنی هی سانسور میکنی من بخاطر همین سانسور یه مجموعه 15 داستانه رو فقط چون داستا آخرش مجبور بودم سانسور کنم یکساله به حال خودش رها کردم ... متاسفانه :( سانسور حس تنگی نفس میده به ادم
پاسخ:
والا من کلیپ رو ندیدم...وبلاگش اینه (کلیک) خیلی وقتم هس آپ نکرده :|
به جای مسحور و مسخ کلمۀ دیگه ای نداشتم!
از سانسورم نگو که دلم خونه وبلاگ قبلیم با اون همه برو بیا الکی فیل شد رفت :/
میگی و لیکن برای اجراش ناتوانی.
مادر نمیتونه
پاسخ:
واقعا:(
من میخوام سنت شکنی کنم...چرا نتونه؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">