حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا

حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا Instagram
بایگانی
آخرین نظرات
پیام های کوتاه
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo

فید خوان rss reader

۲۴
مهر ۹۳

4 ساله بوده که مادرش رو از دست داده و پدرش یه زنِ دیگه گرفت. از پدرشم معمولا چیزی نمیگفت جز کتکهایی که ازش خورده بود...که وقتی عصبانی میشده یه دختر بچه رو با زنجیر آهنی تا حد مرگ میزده!! وقتی هم که 16 سالش میشه بهش میگفتن از وقتِ ازدواجت گذشته و شوهرش میدن به مردی که 13 سال از خودش بزرگتر بوده که اتفاقا کشتی گیر بوده با  دست بزنی، زبان زدِ خاص و عام ! خلاصه روندِ کتک خوردنهاش سالها ادامه پیدا میکنه ... هر دو سال یبار مجبور به بچه زاییدن میشه و 8 تا بچۀ زنده از 14 تا بارداری باقی میمونه... که از قضا بچۀ آخرش ، مامانِ منه ! 

من و مامانبزرگ

سال ٦٨

88 سال زجر کشیدن کارِ آسونی نیست... پسرهایِ نامرد و دخترهای بی وفا داشتن کار آسونی نیست... واسه زنی که هوش و زیباییش خیلیها رو شوکه میکرد! تو کودکی واسه اینکه نره و سواد یاد نگیره هزاران بار کتک خورده بود و همیشه آرزوی سواد داشتن ، اولین آرزوش بود...بهترین پسرش وقتی 23 سال بیشتر نداشت و فقط دو ماه از نامزدیش گذشته بود سرطان میگیره و فوت میکنه...داغ بچۀ رعنا دیدن آسون نیست...بقیۀ 5 تا پسرش با اطمینان میتونم بگم از نامردترین مردهایی هستن که تو زندگیم دیدم! بعله اونا داییهای منن ولی حس خویشاوندی ای که باهاشون دارم دلیل نمیشه که چیزی در این مورد نگم...پدر بزرگم که ده سالِ پیش فوت کرد...فقط ازش یه خونۀ کلنگی تو شهرستان موند... قطعا میتونم بگم که این 5 تا پسر و علی الخصوص 4 تاشون درست ده ساله که منتظرن مادره هم بمیره... بارها علنا تو روی خودش گفتن بعدشم که دیدن نمیمیره واسش نقشه کشیدن که خونه رو بفروشن به 6 قسمت تقسیم کنن و پیرزنِ بیچاره رو تو سنِ 80 به بالا راهیِ آپارتمان... بارها شنیده بودم که میگفت دلم میخواد تو همین خونه بمیرم نمیخوام سر پیری حیرون و سیلون بشم... چند ماهِ پیش ، متخصص قلب گفته بود که این زن 25 ساله با 30 درصد از قلبش زنده است... زیاد غصه بهش ندین 30 درصد قلب، زیاد طاقت نداره...

بین نوه ها میگن من از همه بیشتر به مادربزرگم شباهت دارم... البته شاید نه خیلی تو قیافۀ ظاهری اما تو اخلاق یا علایقش... عاشق رقص ، اهل ورزش ، با اینکه بی سواد بود اما اهل ادبیات...کلی شعر حفظ بود...نقاشیِ عالی ...صدای رساییِ که گوش فلک رو کر میکرد :) با تکنولوژی زود عجین میشد...رک و بی پرده !! طاقت حق خوری رو نداشت...اهل بیرون رفتن و گشت و گذار... همیشه تحسینش میکردم اون موقع که میدیدم صبحها یه پیرزنِ 80 ساله وقتی از خواب با اون حال و احوالش پا میشد شروع میکرد نرمش کردن هر چند نشسته یا خوابیده... ضرب المثل از زبونش جدا نمیشد ، اکثر ضرب المثلهایی که ورد زبونه رو از اون یاد گرفتم...و موهای فر فری ....تنها نوۀ مو فر فریِ خانواده کسی نیس جز آزی...

امروز راحت شد زنی که اسمش احترام بود ولی تمامِ عمرش جز بی احترامی چیزی ندید... زنی که این روزها هر دوست و آشنایی فوت شده میدید، بعد از خدا بیامرزتش میگفت خوش به حالش.... زنی که نصف عمرش به دعا و نیایش گذشت و نصف بقیش به کتک خوردن و فحش شنیدن از نسلهای متمادیِ مردانِ زندگیش........ یکی از معدود نفراتِ خانواده ام که من دوستش میداشتم امروز راحت شد و تمامِ استعدادهای شکوفا نشده اش رو به گور برد..


یک فاتحه روحش را مهمان کنید

موافقین ۲ مخالفین ۱ ۹۳/۰۷/۲۴
آزیتا م.ز

نظرات  (۵۷)

۲۴ مهر ۹۳ ، ۱۳:۴۱ خانم هموستات
تسلیت میگم عزیزم.روحشون شاد
پاسخ:
ممنون عزیزم
روحش شاد و قرین رحمت الهی 
پاسخ:
ممنون مرسی
خدا بیامرزدتش :| 
پاسخ:
ممنون همچنین رفتگان شمارو
۲۴ مهر ۹۳ ، ۱۴:۳۶ بنای با ثوات
خدا بیامرزدش..:(
پاسخ:
ممنون رفتگان شما نیز
خدا بیامرزدشون
چه سرنوشتی! خدا بهت صبر بده
پاسخ:
مرسی عزیزم خاطراته که آدمو ملتهب میکنه :(
تسلیت میگم آزی جان
فقط میشه تاسف خورد...
پاسخ:
ممنون :*
کابوس بود.
روحشون شاد.
پاسخ:
:/
ممنون :(
خدا رحمتشون کنه
پاسخ:
رفتگان شما هم
۲۴ مهر ۹۳ ، ۱۵:۱۲ استاد سلام علیکم خیلی ناشناس خخخخ
خدا رحمتش کنه. خیلی ناراحت شدم.
من با ارزش ترین کادوی زندگیم رو از دستان این پیرزنه مهربون گرفتم. هم از لحاظ قیمتی و هم از لحاظ معنوی بهترین کادوی زندگیم بود.
و تو هم دقیقا همون اخلاق ها رو داری. مهربان و دلسوز و دست و دلباز.
میدونم که الان روحش شاد و راحت شده. خدا بیامرزتشون.
پاسخ:
با این کامنتت باز منو یاد چیزی انداختی و اشکمو در اوردی
ممنون
روحش شاد.
اشکم درومد با این پست.
روح مادربزرگتون تازه الان به آرامش رسیده...
انشاا... غم آخرتون باشه
پاسخ:
اوهوم :( بعد یه عمر زجر آروم گرفت... فقط اشکام واسه مظلومیتش پایین میریزه 
مرسی فرانک جون
# روحش شاد . خدا رحمتشون کنه .
# واقعا ناراحت شدم :(
# زندگیشون در عین اینکه به قول تو تراژدی بود ولی انسان عاشقی بوده به معنی واقعی کلمه که تونستی عشقش رو احساس کنی
# هوش ، زیبایی، آرزوی سواد داشتن ، عاشق رقص ، اهل ورزش، اهل ادبیات ، نقاشی عالی ، صدای خوب ، رک و صریح ، اهل گردش و تفریح ، علاقه مند به دعا و نیایش و........ من جنبه های خوب زندگی احترام خانوم رو شمردم که تونسته روی تو تاثیر بذاره . در مورد وقایع بد زندگی ایشون که خیلی هم زیاد بوده ، فقط میشه تاسف خورد :(
# اون عبارت « استعدادهای شکوفا نشده اش » منو بیشتر به فکر فرو میبره و باعث تاسفه
# توی عکس هم خیلی باعشق و صمیمی نشستی روی پاهای ایشون :)
# فاتحه که با عشق نثار روح بزرگشون شد ( بچه ها فاتحه فراموش نشه لطفا ) .
# ما رو در غم خودت شریک خودت بدون آزی 
# ببخشید معمولا اینجور مواقع نباید زیاد حرف بزنم ولی من اینجور چیزا رو هیچ وقت یاد نمیگیرم . 
# باز هم خدا بیامرزتش . ایشالا غریق نور و رحمت الهی بشه که حتما میشه . همین 
پاسخ:
عاشق بود اره عاشق زندگی بود... من طنازی رو از اون یاد گرفتم :)
خدا رفتگان تو هم بیامرزه... 
الان فقط یه افسوس دارم کاش تو تماس گرفتن و بدیدارش رفتن اینقد کوتاهی نمیکردم... آدمها عادت اخلاقهای بده یه نفر رو پررنگ کنن و راحت چشمشون رو ببندند روی یه عالمه خوبی ...
ممنون بابت کامنتت
آخخخخخخ..
آزی.. :(





















3\>
پاسخ:
دوستمممممممم 
.
.
.
.
.
:(
خاطره ها چه ها که با آدم نمیکنه...
دلم چقدر مچاله میشه وقتی از نامهربونی میشنوم... 
روحشون در آرامش. 
پاسخ:
ممنون 
اره خاطره هااااا بد میکنن با ادم بدددد
وای دلم ترکید آزی....خدا رحمتش کنه واقعا راحت شد
پاسخ:
دور از جونت
اره راحت شد ، خدا رفتگان شما هم
روحش شاد!
از دست دادن مادر بزرگ سخته آزی!
پاسخ:
ممنون ..
تسلیت میگم
روحشون قرین رحمت عزیزم:(
پاسخ:
خیلی ممنون
:*
عزیزمممم
خدا رحمتش کنه
غم نبینی دیگه عزیزم
پاسخ:
ممنون رفتگان تو هم رحمت کنه 
۲۴ مهر ۹۳ ، ۱۸:۰۶ مهندس جون
آزی جان تسلیت میگم.....
پاسخ:
خیلی مچکر...
آزی جونم ایشالا که روحش آروم و شاد باشه و خدا بیامرزتش.
منم به تازگی عزیزی رو از دست دادم و خوب میفهمم که یه آدم خوش قلب و مهربون رو از دست دادن یعنی چی:(((
ایشالا که شما زنده باشی و عمر باعزت داشته باشی عزیزم
پاسخ:
ممنون... ایشالا شما هم یه عمر با دل خوش زندگی کنید
۲۴ مهر ۹۳ ، ۱۹:۵۳ niloofar^ـــــــــــ^
khuda rahmatesh kone:(
chera  marda fk mikonan harkari deleshun mikhad mitunan bokonan,,,zanam mitunam vali nemikhan:(
.
.
.
.
.
ferestadam fatehe i:)
va man baraye pesaraye ehteram khanum vaghean motasefam...madar kheili khube kheiliii:)
پاسخ:
منم براشون متاسفم جالبه که همشونم زندگیهای بیخودی دارن ولی هیچوقت نفهمیدن مشکلشون چیه
خدارحمتش کنه
پاسخ:
رفتگان شما هم
تسلیت میگم آزی جون
منم هردوتا مادربزرگم رو از دست دادم
روحشون شاد
پاسخ:
روح مادربزگهای تو هم نیز

آزی تف به این مرد جماعت ایرانی میدونی چقدددددددددددددددر زن های اینجوری دارن عذاب میکشن؟؟ میدونی چقققققققققققدراستعداد شکوفا نشده توی این خراب شده دفن شده؟؟ :((

طفلکی.. دلم خیلی خیلی سوخت آزی.. ایشالا حداقل راست باشه که میگن اون دنیایی هم وجود داره! کاش توی اون دنیا راحت باشه لااقل :(

پاسخ:
تففففف به چنین آدمهایی و چنین فرهنگی

امیدوارم...
۲۵ مهر ۹۳ ، ۰۰:۱۷ زهرا بانو و مسترش
خدا بیامرزتشون...

نمونه ی یک زن واقعی بودن...

خدایش رحمت کند
پاسخ:
ممنون عزیزم 
 tasliat migam,kheili narahat shodam azi jun, khoda rahmateshun kone , ruheshun shad
پاسخ:
خودتو ناراحت نکن فداتشم
ممنون
خدا رحمتش کنه ...
امیدوارم بهترین جا را کنار ائمه داشته باشه.......
پاسخ:
ممنون
Roheshon Shad  v gharin rahmat.Dastan zendegi ensanha in hast,khosha be saaadat kassani ke NAMESHON hamishe niko o eftekhar afarineh.man ro  ham dar Gham Khodetun sharik bedunid....
پاسخ:
اره ادمها داستانهای عجیبی دارن
ممنون واسه همدردی 
تسلیتـ بـ قلبـ صبورتـ ...
پاسخ:
ممنونم ... قلب صبووور ... هووووف
۲۵ مهر ۹۳ ، ۱۰:۳۲ عسلی بانو
چقدر دلم گرفت آزی .... روح بزرگش شاد و تسلیت 
پاسخ:
مرسی.. 
خداش بیامرزد! باقی عمر شما باشه ان شاء ا...
پاسخ:
خیلی ممنون... لطف شماست
تسلیت می گم عزیزم ؛ روحشون شاد .
پاسخ:
واوووو
مچکر ممنون
وای من تازه اومدم اینجا! چه پاقدمی هم دارم! 
یعنی تا اخرش دلم میخواست یه جور دیگه تموم شه باورم نشد که نوشتی راحت شد :((( خدا بیامرزتش فاتحه خوندم ایشالا اون دنیا جای همه بدی های این دنیا خوبی ببینه!
خدا بیامرزتش ! 
پاسخ:
من به پا قدم اعتقاد ندارم شما هم خوش اومدی و ممنون بابت فاتحه .. ببینمت باز اینجا
تسلیت میگم آزیتای عزیز. انشاالله خداوند رحمتشون کنه 
پاسخ:
خیلی ممنونم.. رفتگان شما هم همچنین
عزیزم اشک مارو دراوردی یک حمد و سوره هدیه به روح مادربزرگتون الانم اشکام بند نمیاد خدابیامرزتش دلم خیلی سوخت
پاسخ:
الهی... نبینم چشاتو اشکی 
ممنون ازت
ان شاالله روحشون قرین رحمت و اون دنیا همه سختی های زندگیشون جبران شه.
پاسخ:
خیلی ممنون انشالا
سلام

تسلیت میگم...
امیدوارم جاشون بهشت باشه ...
پاسخ:
سلام

ممنون مچکر
عزیز دلم بمیرم واسه دل مهربونت،روحش شاد
پاسخ:
خدا نکنه عزیزم :*  خیلی مرسی
تسلیت میگم آزیتا...
خدا رحمتش کنه...
پاسخ:
ممنون رفتگان شما هم نیز
الهی... چقد مظلوم...چقد دردناک ... خدارحمتشون کنه(-_-*)
پاسخ:
:/
مرسی عزیزم
آزیتای عزیز
این عکسی که گذاشتی یه حس عجیبی رو در من برانگیخته میکنه که قابل توصیف نیست.
اما چیزی که در ظاهر برام ملموسه اینه که انگار تو این عکس قراره یه اتفاق بدی بیفته 
و من دوست دارم بپرم وسط کات بدم، بگیرمت بدزدمت
و مادربزرگ تنها بماند...
مادربزرگ خوب میدونه که در برابر حادثه ای که قراره براش رخ بده هیچ کاری از دستش ساخته نیست
اما ...
اما آزیتای کوچولو منتظر یه مُنجیه انگار...
کاش میشد نجاتش داد...

متاسفم برای از دست دادن عزیزت. 
پاسخ:
واقعا تفسیر جالبی بر این عکس نوشتی ... خیلی برام جذاب بود و واقعا انگار همین حس توش موج میزنه :)
امیدوارم هر چی که مادرجونت سختی کشید تو با شادی زندگیتو بگذرونی
جاش تو بهشت باشه :)
پاسخ:
ممنون مرسی 
ازی جون مطمین باش روحش به ارامش رسیده.غم اخرت باشه عزیزم
پاسخ:
اوهوم مطمئنم مرسی 
چه دردناک بود......
اشک درآر بود.....
تسلیت میگم آزی...
روحش در آرامش باشه تا ابد
پاسخ:
اوهوم :(
ممنون خانم مچکر
تسلیت میگم
پاسخ:
ممنون
سلام بانو
اول تسلیتم رو بپذیرید .
دوم آرزوی سلامتی و طول عمر برای خودتون
سوم غصه من بیشتر برای کسانیه که مرحومه رو دوست داشتن و فقدان ایشون برای اونها آزار دهنده اس  ، اما خودشون دنیایی رو ترک کردن که اثری از رحم مروت حتی در دل فرزندانش نگذاشته بود .
آرامش ابدی ، مهر و بخشش بی انتها و لذت و کامیابی از رحمت لایزال خدای مهربون گوارای روح پاک و بزرگشون

بهشت نوش جونت مامان بزرگ مهربون.

پاسخ:
سلام
غصه ای در کار نیست فقط ادم دلش میگیره از کوتاهیهایی که کرده و دیگه واسه جبرانش دیر شده وگرنه مطمئنا راحت شد و جاش خیلی بهتر از اینجاست 

مرسی :) جمله اخر لبخند رو روی لب میاره
۲۶ مهر ۹۳ ، ۱۴:۲۰ یادداشت های امیر
http://amirnotes.mihanblog.com/
پاسخ:
الان من میشناسمتون؟ یه پستتونو خوندم
یقرأ مع الفاتحمة الصلوات
الهم صلی علی محمد و آل محمد.
بسم الله الــ.... (بخونید)
پاسخ:
...

سلام آزیتا بانو.خدابیامرزدشون...روحشون شاد...

قصه مادربزرگ شما قصه خیلی ازمادربزرگا وخیلی ازمادرهاست...یه قصه تلخ که همش تکرار میشه...

چه حوا هایی که قربانی آدم ها نشدند...

پاسخ:
سلام
ممنون
بعله متاسفانه

مادربزرگه من خیلی وقته رفته...چه روزهایی که بودنش رو آرزو کردم که باشه وببینه بزرگشدنمو...روزهایی که دلم میخواست آخره هفتهاش خونه مادربزرگم باشم وهمین آخر هفته هایی که نبود...

تسلیت میگم آزیتا بانو

پاسخ:
منم خیلی با مامانبزرگم نبودم چون شهر دیگه ای بود ولی همون خاطرات عید و گاهی تابستونا ...
وای ازی ما هم ازین لباسا داشتیم. نشون به اون نشون که دکمه هاش دکمه نبودن. مث یه قلبمه ی پارچه ای بود که توی یه تیکه پارچه ی نوار مانند میرفت درسته؟:P
پاسخ:
اره دقیقا
و من عاشقش بودم و وقتی هم کوچیک شده بود دست از سرش بر نمیداشتم :)
:(((((((((((( روحش شاد:((
جدن دلم هری فروریخت و اشکم جاری شد.
تسلیت میگم بهت آزی جون. چقد سخته چقد داغ نبودنشون سنگینه.

پاسخ:
الهی...
مرسی عزیزم
لعنت به این بقضِ لعنتی 
روحش شاد خانومی [گل] 
داغ عزیز دیدن سخته خیلی سخت 
............................
روحش قرین رحمت الهی و آرامش [گل][گل][گل]

پاسخ:
ممنون خیلی ممنون... روح رفتگان شما هم همچنین 
خدا رحمتش کنه.روحش شاد
قصه زندگیش قصه زندگی خیلی از هم نسلاشه. و متاسفانه هنوزم هستن اینجور مردا.
پاسخ:
ممنون
بعله متاسفانه
سلام
قبلا در مورد مادربزرگ چیزی نگفته بودی
خدا رحمتشون کنه
دیرفهمیدم ببخشید
خوبیهاش رو جا گذاشته برات پس هنوز زندس
پاسخ:
مگه من راجع به همه چی گفتم عایا؟
بعله واقعا اینجوری زنده ست
خدا رفتگان شما هم بیامرزه
خدا بیامرزش
پاسخ:
ممنون
فکر کردم شما از صفحه روزگار اینجا محو شدی نگو هنوز هستی 
نه نیستم. هر از گاهی میام ازت خبر بگیرم ببینم هستی نیستی....  عروس شدی نشدی....  خوشی ناخوشی....  زنده ای مرده ای..... :))
پاسخ:
مرسی که باز پیگیر حال منی :)
سلام؛ با عرض پوزش بخاطر دیرکردم(انقدر دیر شده بود که دیگه روم نمیشد چیزی بگم) و ضمن بیان تسلیت و شاد باش برای روح اون مرحوم مغفور باید بگم عجیب این پست منو یاد آهنگ رسم زمونه شکیلا انداخت.
چقدر خوبه وقتی رفتی کسی باشه واقعاً،بخاطر خالی بودن جات ناراحت باشه. این روزا که... هر چی کمتر بگم بهتره، انقدر دنیا و حرصش کورمون کرده که از یاد بردیم در نهایت خودمونم آدمیم و:
میرن آدما ، از اونا فقط، خاطره هاشون به جا میمونه

پاسخ:
خواهش میکنم مشکلی نیس
به هر حال ممنون 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">