حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا

حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا Instagram
بایگانی
آخرین نظرات
پیام های کوتاه
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo

فید خوان rss reader

۰۱
آبان ۹۴

از مادر بزرگ خدا بیامرزم، میگرن به ارث بردم.. علت میگرن تقریبا نامعلومه اما عوامل تشدید کننده اش مشخصه..خستگی زیاد ، نور شدید،  دود ، آلودگی هوا ،صدا طولانی مدت و بلند .. مادر بزرگم همیشه این ایام که میرسید دستمال از سرش جدا نمیشد، با اینکه خودش آدم خیلی خیلی مذهبی ای بود اما چپ میرفت راست میومد  به زبون خودش میگفت والا قدیم اینجوری نبود، کِی این همه تنبک و صدا بود ، کِی کسی تو میکروفون داد و بیداد میکرد ، میرفتیم مسجد سینه میزدیم ، دعا میخوندیم ،گریه میکردیم ، میومدیم خونه...

منم الان نشستم تو خونه و به این فکر میکنم که اون زمانی که میکروفون نبود بلندگو نبود ، طبل غول پیکر نبود، مردم عزاداریشون قبول نبود مثلا؟؟ همۀ اقوام دنیا ، مناسبتهایی دارن که میان تو خیابونها، جمع میشن و دسته جمعی یه کاری رو انجام میدن ، که البته اکثریتشون مناسبتهای شادی داره ... بهش میگن کارناوال.. همه آدمها این حس دسته جمعی و گروهی رو دوست دارن.. تو خیابون اومدن.. با هم بودن... ولی خب وقتی خیلی چیزها نباشه، سر از یه جای اشتباهی در میاره ، از کِی و کجا بود که عزاداری و نیکوکاری و دین داریِ ما تبدیل به کارناوال خیابونی شد؟؟ و خیلیها بدون اینکه فکر کنن ، رفتن و رونقش دادن؟

 

همت کنیم، اینجوری باشیم

 

مادربزرگم میگفت همسایه شون تاسوعا نذری داشت ولی به اهل و کوچه و محل جز یکم برای بچه ها چیزی نمیداد بقیه رو بار وانت میکرد میبرد تو محله های فقیر نشین پخش میکرد... از کِی فلسفۀ نذری یادمون رفت، لباس مشکی نو خریدیم ، فلسفۀ عزا یادمون رفت؟ صدامون رو انداختیم تو بلندگو ، حق الناس یادمون رفت؟ طبل کوبیدیم ، مریضها یادمون رفت... این آدمهایی که ساعتها پشت دسته ها راه میرن، حاضرن یه روز تا کهریزک برن؟؟ یا برن کوه و جنگل ،آشغالهایی که خودمون ریختیم رو جمع کنن؟ از کِی یادمون رفت فکر کنیم، خودمون رو سپردیم دستِ جو؟؟ جو عید نوروز ، جو رمضون ، جو محرم ، جو کریسمس ، جو تابستون ، زمستون ... خدایا این جوِ انسانیت رو تو سر ما نازل کن. 

کد کمک از طریق موبایل به محک (موسسه حمایت از کودکان سرطانی) >>>>>

*733*23540#

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۰۱
آزیتا م.ز

نظرات  (۱۴)

حالا خونه ی ما چون تو مسیرها و خیابونای اصلی نیست ساکته ساکته!! آدمهایی هم که قبلا باعث سروصدا و اینا بودن چون میرن هیٸت و مراسم, کلا ساکت!!
 این ده روز میومدی خونه ی ما:))
پاسخ:
عهههه چه خوب حالا پشت خونه ما تکیه زدن :|

کاملا باهات موافقم آزیتا جون

واسه منم همیشه سواله که فقط چهارشنبه سوری مردم مریض دارن؟

تو محرم سر و صدا و بسته شدن خیابونا مشکلی نیست؟ مریضا خوب شدن اون موقع؟!

پاسخ:
اوهوم :/ ... 
لایک
پاسخ:
مچکر
توی شهر ما که چند ساله ممنوع کردن طبل های بزرگ رو. الان اغلب هیأت ها دمام می زنن:)
پاسخ:
باز جای شکرش باقیه... ولی میکروفون چی ... :|
همچین موقع های باید گفت التماس تفکر لطفا
پاسخ:
لطفا :)
دیشب داشتم به مستر میگفتم بعضی موقع ها متنفرم از زندگی تو این دنیااا با این ادماا که بویی از انسانیت نبردن..اصلا فکرو درک ندارن
پاسخ:
:||| 
من تقریبا روزی یبار متنفر میشم :/
۰۲ آبان ۹۴ ، ۱۴:۵۵ آقای همکار
خوشمان آمد خوشمان آمد
بخصوص از اون کد شماره ای که گذاشتی
+ همه چیزت شبیه مادربزرگته بخصوص اون زبونت !
پاسخ:
اتفاقا زبونم فقط بهش نرفته... من صبرم زیاده بر عکسه اون... هر چی میکشم از صبر زیادمه.. والا
سلام عنوان پست درمورد نذره

عزیزم نذرت قبول حق باشه 

راستی یادم رفت به ما هم رمز بده
پاسخ:
سلام
ممنون
زیزاد شمارو نمیشناسم فکر کنم تازه واردید؟
سلام انصافا مطلب زیبایی بود .تفکره که انسان و بالا میبره  چند روز پیش مادر بزرگم به رحمت خدا رفت ،یه رسم چشم هم چشمی تو خانواده پدرم هست ،پدر بزرگم که فوت کرد دخترها و پسرها هر هفته غذا به فامیلها میدن که اصلا فقیر بینشون نیست فقط وفقط برا چشم هم چشمی ،خلاصه پنج شنبه رفتیم شهرستان ختم گرفتیم و طبق معمول کل روستا دعوت به غذا شدن ،ولی متاسفانه عمه ها و عمو میخوان هر هفته هر نفر  به کل فامیلها که فقیری بینشون نیست غذا بدن ،پدرم دیشب زنگ زد به داییش گفت دایی ،مسجد ر.وستای شما اشپزخونش نیاز به دیگ و سنگ و تعمیر داره بیایید خرج و به تعمیر مسجد بدیم و باقیات برای مادرم بمونه ، گفتن نه ابرومون میره ،خلاصه حرفم اینه که چه شیعه ای چه مسلمونی همه چیمون ریا شده و بویی از مسلمونی نبردیم ،پارسال محرم مسجد بودیم نماز مغرب رو  به جماعت خوندیم یدفعه دسته ی عزاداری امد داخل با طبل چه طبلهایی که 5 نفری باید حمل میکردند .یه ریش سفید به روحانی مسجد گفت بزار عزاداری کنیم تا نماز عشا رو همه بیان ملحق شن ،چنان  طبل میزدن گفتم الانه شیشه ها بریزه پایین ،طبل زدن تموم شد باور کنید از 500 نفر حداکثر 10 نفر نماز موندن ،امام حسین (ع) ظهر عاشورا نماز و بپا کرد و ماها الکی طبل و ...و فرمود انی احب الصلاه من به نماز عشق میورزم .فقط از خدا میخوام یک درصد این عزاداری ها روم همه ما تاثیر بزاره که بخدا نزدیک شیم ،فامیل داریم سه تا یتیم داره دختر بزرگش موقع ازدواجشه ،دیشب گفتم پدر یه یخچال و لباسشویی براش بخرید ،گفت ابجی هام و داداش قبول نمیکنن 
پاسخ:
چقد بده واقعا اینجوری :| ببخشید واقعا مسخره است... بدترش اینه که هیچکس حاضر نیست با حرف و عقیدۀ اشتباه خانواده روبه رو بشه و خودش رو در بندازه... هه به اون کار اشتباه ادامه میدن بخاطر حرف دیگری :/
موافقم
از این قوم خیلی نا امیدم....میدونم درست نیستا.....اما چه کنم
کلا همه توی جو هستند. درسته که شرایط اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و امنیتی باعث چنین چیزهایی میشه، اما خب، سهم ما مردم چیه؟ خودمون نباید فکر کنیم؟ خودمون نباید ببینیم چی داره سرمون میاد؟ چه کاری رو به چه دلیلی و چگونه انجام بدیم؟.....
امیدوارم بهتر شده باشید.
پاسخ:
انسان به امید زنده است :| 
اقلا پونزده ساله با رفقا نذری میدیم ، ولی هنوز فلسفه عزاداری عاشورا رو درک نکردم
پاسخ:
:-؟
حالا از کجا معلوم این ک این کد واقعا برای کمک به کودکان سرطانی باشه!؟؟
پاسخ:
اگه اینقد شکاکی میتونی پاشی بری دم بیمارستان محک از خودشون سوال کنی این کد مال خودشونه یا نه همونجا هم کمک نقدی کنی با بچه های سرطانی هم ملاقات کنی... و غیره.
چقدر خوب نوشتین .. الهی آمین .
+ خوشحالم که دوباره اینجا به روزشده ،یک ماه که به روز نشد ، فکر کردم  نوشتن رو‌کنار گذ اشتین .. 
پاسخ:
ممنونم ...

خدا بخواد مینویسم
امیدوارم همه همین نذر (آدم بودن) رو داشته باشیم و در اداش هم کوشا باشیم.
من باب همین نذری دادن باید بگم خدا رو شاکرم که یکی دو ساله ما هم بعد چند سال نذر دادن دیگه چیزی نمیدیم (البته بخاطر نذر بلند مدت مادرم بود) و جاش پولی که خرج می‌شد رو به خیریه نگه داری از کودکان معلول اهدا میکنیم. (دوستان تا حالا شده به یکی از این موسسات سر بزنند؟ مطمئنا منقلب و دگرگون میشید.)
+ همه این چیز محرم به کنار این مداحا هم به کنار. یعنی مداحیشون رو که گوش میدم به جای غمگین شدن از دست رفتارا، لحنشون و حرفهاشون کفری میشم
پاسخ:
چه کار خوبی کردین مرحبا به شما باریک الله

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">