حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا

حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا Instagram
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۰ دی ۹۵، ۰۰:۳۸ - کرگدن آبی
    :(
  • ۱۸ دی ۹۵، ۱۶:۳۸ - برنا
    :((((
پیام های کوتاه
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo

فید خوان rss reader

۲۱
فروردين ۹۳

یادتونِ گفتم کی میاد بریم دکتر ماهی؟ یادتون نیست؟ اینجا رو ببینید یادتون میاد :)


خب امروز بالاخره شد که بشه! من و تنها کسی که پایهٔ دکتر ماهی بود ، یعنی خانم خوجگله :))

اینجا


هوا عالی..همه چی عالی توووووپ :))

جای همتون خاااااااااالی!





در ابتدای امر که رفتیم غذایی به بدن زدیم اساسی...

اون سالادی که میبینید خیلبی بامزه بود، کاهو مادهٔ اصلیش بود با سیب و پرتقال و توت فرنگی و کشمش و سس زرشک قرار بود انارم توش باشه که ما هر چی گشتیم چیزی نبود!



یه نوع ساندویچ ترکی که گوشت گوسفندیِ کبابی بود... خیلی خوشمزه، اما حیف که کم بود :)




از اونجایی که همچنان جا داشتیم، نوشیدنی با کیک سفارش دادیم خخخخخ

بنده دمنوش انرژی خوردم با کیکِ سیب و خانوم خوجگله میلک شیک شکلات با کیک شکلاتی....

خدایی وقتی آدم یه جای خوب میشینه یه غذای خوب میخوره بدون اینکه استرسِ گذر زمان رو داشته باشه چه فاااازی میده!

موسیقی زنده هم بود( گیتار و ویولن ) کلی آهنگهای نوستالژی میخوند آقاهه :))

اصن نفهمیدیم که دقیقا سه ساعته که اونجا نشستیم :)






بعد پا شدیم بریم پاهامون رو بدیم تحویلِ دکتر جون :)





و اما اصلِ ماجرا :)

اول رفتیم داخل و پاهامون رو با آب شستیم بعدش رو صندلی نشستیم و پاهامون رو داخل آکواریوم فرو بردیم... البته که اول خانم خوجگله پاشو فرو برد! بعدشم شروع کرد به جیغ و داد و خندیدن !!! بعد من اونو دیدم دلهره گرفتم :))) حالا اونم داد میزد پاتو بکن تو پاتو بکن تو ..... تو منو آوردی اینجا زود باش پاتو بکن توووووو :))))





اولش خیلی غلغلک (قلقلک) میومد... ولی یواش یواش تبدیل شد به یه آرامشی که آدم دلش میخواست بخوابه اصن یه وضی :))





کلا ماهیهای شدیدا وظیفه شناسی بودن! تازه مهاجرم بودن! از مالزی با هواپیما اومده بودن!:)





خلاصه که ای همهٔ کسانی که میترسید ، حیف نیست از این ماهیهای به این مهربونی میترسید :)))))

جای همتون خالی....

بعدش آرامش و انرژیِ افزاینده ای داشتیم که نگو :)

آی عاغا الان خسته ام آی خسته ام اوووووووووف....

موافقین ۵ مخالفین ۲ ۹۳/۰۱/۲۱
آزیتا م.ز

نظرات  (۳۸)

ای شماهایی که رفتید حال و هول و آقای همکار را با خود نبردید، حداقل عکس غذا را نگذارید که نصفه شبی با شکم گرسنه من الان غذا از کجا تو این خراب آباد پیدا کنم بخورم؟ جا دارد انواع و اقسام فحش ها را نثار شما دو عدد دختر خوشکل کرده و از در دیدار بعدی با خود ساندیچی دو متری آورده و به شما ندهم !

پاسخ:
ای کسانی که همیشه گرسنه اید و انگار که در قحطی بسر میبرید :))) عب نداره شما ساندویچ دومتری بیار تنها بخور ما از خدامونه بلکم یکم چاق شوید خخخخخخخ
لااقل اون فیش کارتخون رو برمیداشتین ریا نشه ;)
اینطور که معلومه فقط به پا عکس العمل نشون نمیدن
جاهای دیگه رم میشه تست کرد
جای بسی امید
پاسخ:
فیش کارتخوان نیس فیش رستورانه وگرنه نقدی حساب کردیم بعد میگم فیشی که قیمتش دیده نشه بازم ریا حساب میشه ؟؟؟؟؟

نه اتفاقا اگه اون پست مرتبط رو میخوندی اطلاعاتش رو نوشته بودم! تو خارج استخرش هست واسه کل بدن!
یعنی ازی الان که دارم اینو می نویسم چشامو با کبریت باز نگه داشتم....
یعنی فقط  بگم : BEST DAY EVEEEEERRRRR

ما که راضی بودیم. خدا هم راضی باشه. :))
( من اومدم خونه با اجازتون شام رو هم زدم :)) )
پاسخ:
خخخخخخخ ینی من خودم داشتم غش میکردم غش :))))) چه برسه به تو ;)

خیلی روز عالی ای بود خیلی :)

تو نترکی من دیگه هیچی نخوردم هیچی :)
:)
بگو که میخوای من یکی رو این وسط له له کنی داغونم کنی :| د بگو آقو بگو :| خو آخه انقد خوردید که چی؟ چیدن کنارشون یکی یکی میندازن بالا :| خو بترکین دیگه :( باو ما آدمیم این وسط :| ربات که نیسیم :| کم مونده فیلم خوردنتونم بذاری اینجا بگی خب بچه ها ما داریم اینجا میخوریم نگا کنید حالشُ ببرید :| والا :)))))))))))
ولی خب نوش جونتون گوشت بشه به رونتون :| ما که بخیل نیسیم :|
یه چیزیم امروز پیدا کردم گفتم بیام نشون بدم :))) نشون بدم :))


فک نکنی دری وریه ها :| آدرسه :)) برو ببین مرتبطه به چندتا پست قبل که دلمونُ همینجوری لرزوندی :((
پاسخ:
بابا حوایه شما قحطیه؟ خخخخخ آیا ملزومات خوردنی یافت نمیشود؟آیا همیشه گشنه اید :D

خداییش حجم غذاش کم بود و سس سالادشم ترش بود زین رو آدم احساس گشنگی میکرد واسه همین اون کیکها هم خوردیم :)



خخخخخخ بعله خیابان گوگَل :))))) تارتِ توت فرنگی خخخخخخخخخ
و یک شکمو که همش دلش در حال لرزیدنه :D
خوبه دیگه هر روز یه برنامه ی تفریحی سلامتی دارین:)))
کاش منم بووووووووووودم ، عاشق کارایی هستم که همه می ترسن انجامشون بدن و هی اه و اوه می کنن بعد خودمم خیلی می ترسم ها ولی به ظاهر ادای نترس شیر دل رو در میارم و میرم به استقبالشون و آخرشم میشم قهرمان ، یعنی تو فامیل که من قهرمانم همیشه:))))
پاسخ:
خخخخ خب آخرهای اقامتم در تهرانه چند روز دیگه باید برگردم خراب آباد دارم انرژی ذخیره میکنم :)

خب خوبه که خودت رو به شجاع بودن وادار میکنی این خیلی خوبه :):) آورین :)
پس حسابی بهتون خوش گذشته
پاسخ:
 اوهوم :)
چقد عالی جای ما خالی :)
پاسخ:
YES! :)
از مالزی؟ :)) من اگه جات بودم از خنده ی زیادِ ناشی از قلقلک میمردم :)) 
پاسخ:
وای اولش خیلی خندیدیم ولی شکیبایی کردیم تا عادی شد :D

آره از مالزی :)
چقد ترسناکه عکس ماهیاش
من حتی دلم نمیاد ماهیا آکواریوممو بگیرم چه برسه دست و پامو اون تو کنم!!
+
کفشا خانم خوجگله خوجگل تره،اصن ته سلیقست،مدیونی فک کنی نمیدونم کدومه :دی
پاسخ:
کجاش ترسناکه به این کوشولویی :)
واااااااااااااااا مرد باید مررررررررررررررررد باشه ها!!!!!!!! :)))))))

ای پاچه خار :D
کفش قرمز با شلوار جین منم!!!!! حالا که فهمیدی برو پاچهٔ درست رو بخارون :D

ووویییییییییییییی!بعد حالا چه تاثیری داشت این حرکت مور مور کننده؟!
اون کنار سالاده سیب زمینی و پنیره ایا؟!!!!

پاسخ:
خیلی تاثیر داشت یه درجه پوست پامون روشن شد ، کلی نرم شد و خیلی هم آرامبخش بود! :) میگن اگه یه هفته هر روز استفاده کنی پات دیگه پا نیست دمبه است از نرمی :D

بعله پنیر و سیب زمینیه :D
نوش جونت گلم:غذا و نوشیدنی و ماهی:)))))
پاسخ:
مرسی عزیزم....جات خیلی خالی بود....خیلی..اونجا اینترنت پر سرعت بود میخواستم همونجا آپ کنم اما چون تو نمیتونستی عکسهاشو ببینی نکردم تا بیام حجمشون بکاهم....جات خیییییییییلی خالی بود خییییییییلی:-*:-*:-*:-*
پس بالاخره خودتون رو به وصال یار رسوندین :دی
الان دقیقا چه تاثیری داشته این ماهی توریست ها؟قیاقه آنچنانی که ندارن :پی از تاثیرشون بگید ببینم چطوری بوده
پاسخ:
اوهوم :D
مگه باید خوش قیافه باشن ؟ :D
نرمی و لطافت پوست پا و آرامش :)
مشهد هم سمت طرقبه دکتر ماهی داره ، بنظر باید جذاب باشه :)
میگیم فکر کنم بیشتر خستگیت ما غذا خوردن باشه واقعا آدم با ظرفیتی هستید که گنجایش اینقدر خوراکی را دارید :))))
اقا اون کلیده مال کیه :دی 
پاسخ:
جالبه امتحان کن خیلی صفا میده :D
من که کلا شام نخوردم زیادم با ظرفیت نیستم ولی حجم غذاش فوق العاده کم بود :) ولی خب دوستم ظرفیتش بالا بود :)))))
کلید قلب منه :دی هنوزم کسی تنونسته بدزدتش :)
خدا رو شکر که خوش گذشته....:))
پاسخ:
ممنون :)
همیشه خوش باشی...:*
پاسخ:
:)
قربونت برم مهربوووووون:)))من که اینقد وقتم پره که شباساعت3میخوابم:|این بینم وقتای خالی و استراحتمو بدو بدو میام اینجا:))خیلییییییی خوشحالم که خیییلیییی خوش گذشته و لذت بردین :)))باتو بیرون رفتن خیلی خوش میگذره:* کاش میشد کمرتو هم میذاشتی اون توD= کفشای جفتتونم خوشگله:)))
پاسخ:
الهی بمیرم حنما همش کار موکونی:|
قربون اون دیتهای خسته ات:***
با تو بیرون رفتن معرکه است :))
مرسی :***
نوووش جونتون غذا ها و دست ماهی جون ها درد نکنه زحمت افتادن :)
من که خیلی دوست داشتم برم نشد حالا اینجا یکم کارام بیوفته رو روال عادی میرم ببینم چی میگن این ماهیا .راستی آزی قیمتش چند بود ؟

پاسخ:
آره اونقد زحمت میکشیدن :)))))
ایشالا میری خیلی باحالتره اگه هر چند وقت یه بار بره آدم پاش همیشه نرمه نرمه:)
نیم ساعتش ١٢ تومن بود :)
ma hamuni hastim k tu poste mahi furushi az mahi badesh miomad, ma hamani hastim k az mahi ermeze badesh miad, alan chera fek kardidi ba in post chendeshemun nemishe?iiiiiiishhh
پاسخ:
انفاقا چون میدونستیم چندشتون میشه این پست را قرار دادیم :)))))
خدایی دلت میاد؟ ببین چه نازن :)
ماهی ها هم اندازه شما خسته شدن؟! :))

پاسخ:
نه بابا اونا که داشتن حالش رو میبردن :)))
این فینچولیا چه نازن،میدونی که من چقدرررر پایه از خونه بیرون رفتنم،میدونستم حتما باهاتون میومدم،فش نده خودم در رفتم
پاسخ:
خیلی ناز بودن :))
آره تو که خدایه بیرون اومدن از خونه ای، خوب شد فلنگ رو بستی وگرنه گازت میگرفتم :)
آره خیلی خوبه از آخرین روز های تهرن بودنت نهایت لذذذذذت رو ببر :))))
که میخای برگردی پیش عاغای همکار;)
پاسخ:
همینو بگو... خراب آبادش یه ور آقای همکارش یه ور:))
میگما این برج میلاد چقدر تفریحات متنوع و مختلف در خودش جای داده ها!!! اصن بهش نمیاد :)))))))))
پاسخ:
اوووووو تاره خیلی چیزها داره که ما قصد داریم دفعه بعدی بریم حالشو ببریم :)
کفش رنگی رنگیه مال کدومتونه؟
پاسخ:
خانم خجگله:)

من حس میکنم خیلی بترسم و چندشم بشه!!!!

 

منم معمولا کیک رو با میلک شیک سفارش میدم :دی

الان هم خیلییییییییییی گرسنه ام :|

پاسخ:
میلک شیک خودش سنگینه من نمیتونم با کیک بخورم اونم کیک خامه ای :))

آخی باید با من بیای که هی بهت روحیه بدم :))
خیلی جای زیبا و عالی بود آزیتا جان
تو خود برج میلاد بود؟اگر بود انشاالله همه توانایی رفتن رو داشته باشن....!
پاسخ:
تو خودش که نبود تو محوطه بود ینی ورودی نداشت! تا طبقه چهارم برجم که ما رستوران رفتیم ورودی نداره فقط بازدید از خود برج ورودی داره:)

هیییی روزگار پس قراره دفعه های بعدی هم باشه که دل ما قشنگ اب شه!!!!!!!!
درسته عکس سیب زمینی با پنیر درسته عکس فلافل؟!

پاسخ:
خب میخوای دفعه بعدی رفتیم دیگه عکسشو نذارم دلتون آب نشه :)))
۲۲ فروردين ۹۳ ، ۱۶:۳۲ دست و پا چلفتی
حالا کلا چندی آب خورد اینا؟ گرونه نه؟ وسع ما قد نمیده بریم؟


پاسخ:
نه خیلی گرون نبود نیم ساعت 12 تومن...البته یه سایتی آف زده بود که 40 دقیقه اش واسه ما شد 10 تومن نفری :)
خجالت بکش خاله من الان گشنمه :))

من مگس میشینه رو پام میمیرم از قلقلک اونوقت شما رفتی وسط یه مشت ماهی؟ :دی
آززززیییییی [ایکن عصبانی]
این ماهیا مونث بودن یا جمع مذکر ناسالم؟ :))

پاسخ:
واااااااااااااااااااای اولش خیلی قلقلک داشت ولی بعد از چندی تحمل درست میشد :))))

اینا در هم بودن جانم درهم :))
۲۲ فروردين ۹۳ ، ۱۷:۵۶ خانوم خوجگله
اقای همکار حرص نخور اگه پسری خوبی باشی (از آزی می پرسم بعدا!)
دفعه دیگه تو رو هم با خودمون می بریم تا شادی کنی... خخخخخ

بسیار بسیار بسیار جای شما و مستر لهجه خالی بود.
انشالا گلایی دیگر.
+ (گلایی دیگر به گلیکی یعنی دفعه دیگه ;) )
پاسخ:
گوشت رو بیا (پسر خوبی نیس) :))))))))))))))


بعله  بعله انشالا گلایی دیگر :)))
چه حال وحولی کردید
ایشالا
همیشه به گردش :-*
پاسخ:
اوووووووووووووووووووووووووووووووف.......جات خالی .....حظِ وافری بردیم
 میگم اگه گوشت نفر قبلی که احیانا ایدز داشته به دندون این ماهی ها گیر کرده باشه بعد به شمام منتقل کرده باشن چی ؟
حد اقل میذاشتین چن سال بگذره مضراتش بر همگان آشکار بشه !
میگم ایدز از راه خوندن وبلاگم منتقل میشه ینی ؟
پاسخ:
عزیزم ایدز از بافتهای مرده انتقال نمیابه ... از بافتهایی که خون توشون نباشه هم همچنین پس....>>>>>>>>>>>> منفی :))

آره احتمالا از وبلاگم میشهههههههههههههههههههههههههههههههههههههه.. منتها از طریق ایدز
واقعا چه جالب من فک کردم حتی وارد شدنش هم هزینه داره ....منم دوز دارم برم نه برا ماهیا اون غذا ها خوشمزه بودن نه:-D 
پاسخ:
غذاها خوشمزه بودن اما کم بودن :))
اگه با ماشین بخوای بری داخل سه تومن پول پارکینگ داره
همیشه به خوشی :*
پاسخ:
مرسی

۲۳ فروردين ۹۳ ، ۱۰:۲۱ خانم هموستات
واااای چه باحال منکه چندشم میشه.راجع به اون کافی شاپشم خیلی دله.واسه اولین بار که رفته بودم برج میلاد دیدمش اما راستش روم نشد به همراهم بگم بریم ولی واقعا به نظرم جالب بود
پاسخ:
وااااااااااااااا....روت نشد؟ خب همراهت باید بهت میگفت....وه وه چه همراه بدی خخخخخخخ

حرف آزی رو گوش نکن خانوم خوجگله
از بقیه دخدرای وبلاگ بپرس بهت میگن چقدر پسر خوبی هستم، بوخودا!
اصلا بیا دفعه بعد با هم بریم این آزی رو هم نبریم!
مهمون تو البته :D
پنج برابر من از وزارت نفت حقوق میگیری خب یکم خرج کن! چرا خسیس بازی در میاری؟!
پاسخ:
بیا باز این اومد رفیقهای منو بُر بزنه...این عدالت است عایا؟ ;)

عب نداره برید ما که بخیل نیستیم! دوستان به جای ما اصن....

اینم ع مردهای دور و بر من همه تو کارِ دزدیدنه رفیقن هعیییییی

خخخخخخخخ ساعت کامنتت تو حلقم
00:00:00
خخخ
۲۴ فروردين ۹۳ ، ۰۸:۳۹ خانوم خوجگله

آقای همکار:

1- خودشو با آزی مقایسه نکن... دختری گفتن پسری گفتن!

2- با تو بیام بیرون؟ هممم. نه! :))

3- بابا تو چقده خسیسی

4- چرا بی خودی جو می دی؟ کی گفته من تو نفت ام؟ من تو گازوئیلم نیستم!

5- خدا قبول کنه دارم ماشین می گیرم سری دیگه دست جمعی با هم بریم زیارت :)) پایه ای؟

آزی تا همکار غذا شو نخوره بیرون نمی بریمش ها. هر وقت غذا شو خورد ، اون وقت :)))

پاسخ:
وای ایشالا ماشین بگیری:)
:)
میگم خانوم خوجگله تو اصلا گواهی نامه داری؟ :D
من سوار ماشینت نمیشم:D خودتو آزی با هم برید من از خیرش گذشتم :D
خودم یه دو چرخه خوشکل دارم از ماشین تو هم خوشکلتره :D

پاسخ:
نع نداره هنوز :)))
ما میریم با ماشین تو هم با دوچرخه ات دنبالمون بدووووو :))))
منم میخوام...........همینا رو میگفتم.....
پاسخ:
بلی میدونم همینارو میگفتی :))) خب برو انجام بده کار سختی نیست 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">