حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا

حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا Instagram
بایگانی
آخرین نظرات
پیام های کوتاه
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo

فید خوان rss reader

۰۶
بهمن ۹۳

یا من ضعیف شدم که بعید میدونم، یا این شونصد تا مدل ویروسِ سرماخوردگی خیلی خودشون رو تجهیز کردن و قوی شدن! از اونجایی که تهران شهر جهش یافتۀ بیخودی است و همانطوری که جمعیت موشهایش به طور فزاینده ای رو به افزایش است، انواع گونه هایی ویروسهایشم رو به افزایش است! این همه مقدمه چینی کردم که بگم ، من باز اومدم تهران و یکدانه ویروس موذی وارد بدنم شده ! اَه میخواستم بگم سرما خوردم! همیــــــن!

امروز از اون روزهاست که ساعت به من فحش میده! بعله خیال کردید ، ساعت بلد نیست حرف بزنه؟ خیلی هم بلده! مثلا همین الان این ساعتِ گوشۀ سمتِ راسته مانیتور داره به من میگه: خاک تو سرِ تنِ لَشت کنن، ساعت 2:14 دقیقه شده اون وقت تو از صبح تا حالا هیچ غلطِ مفیدی نکردی... فقط نشستی عینِ بز زُل زدی به قیافۀ من که هِی بگذرمُ بگذرمُ بگذرم... حالا دیدید ساعت چقد خوب بلده حرف بزنه تازه بیشترِ وقتها خیلی هم بی ادبه و هر چی هم از دهنش در میاد بارِ آدم میکنه! تازه الان من نصفِ حرفهاشو سانسور کردم که وبلاگ به فضاحت کشیده نشه...

گمونم یه سندرومه جدید اومده به نامِ ریفرش کردنه صفحاتِ وب، این روزها خیلی میشنوم که خیلیها بهش دچار شدن... یکی از دلایلی که ساعت به من فحش میده ، ابتلای من به این سندرومه اَخمَخ و عبضی میباشد... اگه یکی از من بپرسه از صبح تا حالا چکار کردی باید بگم : ریفرش کردم، صبونه خوردم، ریفرش کردم،دمنوش دم کردم، ریفرش کردم، ریفرش کردم،ریفرش کردم،کامنتها رو تایید کردم،ریفرش کردم،ریفرش کردم، کامنتها رو تایید کردم،دسشویی رفتم، ریفرش کردم، اینستاگرام آپ کردم، ریفرش کردم،ریفرش کردم،ریفرش کردم، به خودم فحش دادم، ریفرش کردم و همین الان که در خدمت شمام!

راستی پریشب رفتم ام آر آی انجام دادم، وقتی بعد از یه انتظار 2 ساعته رو اون تختِ ام آر آی دراز کشیدم و دکتر بهم گفت : من یه 20 دقیقه ای باهات کار دارم و تو این بیست دقیقه نه کمرت رو تکون میدی نه پاهاتو و دکمه رو زد و من رفتم اون زیر و اصلا دلم نمیخواست چشمام رو باز کنم چون اون سقفه با صورتم فقط 15 سانت فاصله داشت و بویِ عطرِ دکتر و سیگاره خیلی غلیظش، پیچیده بود توی فضا و شدیدا به من احساس خفگی دست میداد، به یه نتیجه ای رسیدم ، که 20 دقیقه تو یه پوزیشن موندن چـــــــــــــــــــــــقدر سخته! و اینکه آرامشت رو حفظ کنی که یه دفعه پات بیخود از چاش نپره و کمرت و گردنت که تو اون پوزیشن از شدت درد بی حس شدن رو تکون ندی ، خیلی سخت تره حتی....بعد نمیدونم چرا همش اون زیر یادِ زندانیهایی میفتادم که تو انفرادی نگهشون میدارن! و هِی باهاشون همذات پنداری میکردم... وقتی دکتر دره اتاقو باز کرد و دکمه رو زد که من از اون زیر بیام بیرون ، انگار که رفته بودم تا یه عالمِ دیگه و برگشته بودم... والا به همین دکمه های کیبوردم که الان بالا پایین میرن :)))

و در آخر باید عرض کنم که هر چی من میکشم از همین تنگی میکشم، اوووووووووهوی منظورم تنگیه کانالِ نخاعی میباشد... احتمالا خدا هنگام خلقِ کانالهای خانوادگیِ بنده دستگاه کالیبرشان دچار مشکل بوده و در ایجاد آنها دچار مشکل شده! ما را دچار مشکل تنگیسم در قسمت نخاع و کمر کرده و همچنین گشادیسم در آنِ خود... من از این حرفهای بی تربیتی بلد نبودم که... این ساعته یادم داده که الان داره داد میزنه ، چقد زِر میزنی اخه 20 دقیقه است داری تایپ میکنی، بازم چیز شعرهات تموم نشده... الان دستور فرمودن که خفه شم... با تشکر خخخخخ


عاغا من یه عکسم بذارم بعد میرم دیگه!

.

.

.

.

.

همان ناحیۀ تنگِ زبون نفهم...

موافقین ۲ مخالفین ۱ ۹۳/۱۱/۰۶
آزیتا م.ز

نظرات  (۱۴)

ساعت بیشعورِ ناراحت
پاسخ:
ساعت کلا با من لجه :))))
آزی وقتی از ام‌ آر آی انجام دادنت گفتی همش یاد بابا پنجعلی پایتخت افتاده بودم خخخخخ
سرش میکوبید به اون سقفِ :)))) همش اون سکانس تو ذهنم بود :))) 

پاسخ:
من که ندیدم اون قسمت رو خخخخ ولی میتونم تجسم کنم :)))))) یعنی میخوای بگی منو با بابا پنجعلی یکی کردی ؟ :)))))
:(((
پاسخ:
غصه نخور حیران جون
وای! من تا الان از نزدیک نخاعِ تنگ ندیده بودم! :))))

یه ساعت خارجی بگیر لااقل زبانت خوب شه!!!
پاسخ:
آقای شوژ نخاع که تنگ نمیشه اون سوراخه وسطه مهره های کمر که اسمش کاناله تنگ میشه :)))) الان دیگه دیدی :))))

اتفاقا ساعتم چند زبانه است انگلیسی و آلمانی فحش میده در حد تیم ملی :)))
ای بر پدر و مادر این ویروسها لعنت که همش میان سرااغ تو:|
حالا نگفت این تنگی کانال نخاعی درمون داره?نداره?

منم مرض ریفرش دارم:| بد مرضیه!! باشد که جفتمون شفا یابیم!!
پاسخ:
درمونش رو باید ببرم پیش دکتر مغز و اعصاب ببینم چی میگه، اما میگن عمل میکنن مهره ها رو میتراشن تا جا باز بشه ولی هم خیلی عمل وحشتناکیه هم خیلی موفقیت امیز نیست :/
یعنی ام آر آی اینقد وحشتناکه? از کمردرد دارم میمیرم ولی از ترس ام آرآی نمیرم دکتر :((((
پاسخ:
من گفتم وحشتناکه؟ نه من گفتم وحشتناکه؟ 
آخه دختر جون این کجاش وحشتناکه، نه دردی نه چیزی! فقط باید برای یه ٢٠ دقیقه رویه یه تخت دراز بکشی، آخه کار از این ساده تر هم هست تو دنیا؟ :|
بعد یه چیز دیگه ، حتما دکتر برو ، چون دکترها به همین راحتی ام ار ای نمینویسن که، منو داداشم نیم ساعت داشتیم با دکتره چونه میزدیم که بنویسه وگرنه دکتر دارو و فیزیوتراپی داده بود میگفت برو انجام بده اگه خوب نشدی بیا ام ار ای مینویسم :/ 
ام ار ای که راه تشخیصه اگه راه درمان بود من حاضر بودم ٦٠ بار دیگه انجامش بدم اما کمرم درد نکنه و خوب شه به همین کلهء سحر قسم :)
وای الان من با کمر درد از خواب پریدم خدایی حالا کمر درد من بعضی وقتا ست که چن ساعت بعد خوب میشه خدا صبرت بده راستی بیماری ریفرش سالهاست که هست اون روز سر قضیه بازی ایران و عراق که شایعه بود ممکنه نتیجه 3-0 به نفع ایران بشه من و لا اقل 300 - 400 هزار ایرانی از ساعت 4 صبح تا حدود 11 ظهر داشتیم ریفرش میکردیم :/
پاسخ:
بعله میدونم سالهاست هست متاسفانه مثل سندرومه ساعت شنی که با اومدنه ویندوز به دنیا بوجود اومد :/

کمر درد خر است!
آزی سعی کن تا میتونی عمل نکنی!!! :( هووچ خوب نیست واسه کمر.
پاسخ:
اره همه همینو میگن :/
تو هم به مرض رفرش دچار شدی؟ :)))))) خوشحالم که تنها انسان مبتلا به این مرض نمیباشم :)))))))
من این روزا فقط نگاه ساعت میکنم که بگذره این هفته پر مشقت و دردسر :(((((( برگردم خونه خودمون اتاق خودم :(((( خلاص شم یکی دوروز نفس راحت بکشم :(((
آزی تا جایی که میتونی زیر بار عمل نرو به هیچ وجه این دیسک بد دردیه ممکنه بدتر بشه یا کلا بیشتر مجبور به مراقبت بشی
پاسخ:
عه مگه کجا رفتی که بهت اینقد بد میگذره؟

اره خودمم عمل دوس ندارم :/
خونه خواهرم ://///
پاسخ:
خخخخ غصه نخور تموم مِره :))))
خدا از دهنت بشنوه :/// زودتر تموم بره :///
پاسخ:
میره میره :))) انگار بردنش تبعیدگاه خخخخخ
بوخودا دو تا بچه قد و نیم قد هی دورت بگردن کم میاری دیگه :((( هی یا باید غذا بخورن یا پوشکشون عوض شه :((( شیرینن  ولی نه یه هفته کلهم در خدمتشون باشی:(((
پاسخ:
خخخخخخ خاله باید صبور باشه :))))
من اولین بار چن ماه پیش بود که رفته بودم ام ار آی
خنده داره اما قبلش هیچ تصوری ازش نداشتم فک میکردم مث یه عکس برداری سادس بعد که اون تونل رو دیدم با خودم گفتم ا این که ازوناس که تو فیلما کسی دور از جون همه تومور داشته باشه میرن. به اون آقاهه گفتم من واسه کمرم اومدما درست اومدیم
قبل اینکه دراز بکشم آقاهه هی تاکید میکرد اصلا تکون نخوریا یه وقت تکون نخوریا
منم فک میکردم الان اگه تکون بخورم یه وقت چیزی منفجر میشه
خلاصه دراز کشیدم...
یه سری صدای وحشتناک شروع شد
تو اون چن دقیقه من فقط صلوات فرستادمو آیت الکرسی خوندم
با اینکه من اصلا ترسو نیستم. اما اصلا فکرشو نمیکردم ام ار ای همچین چیزی باشه
پاسخ:
خب من دقیقا خبر داشتم که ام ار ای چیه ولی نمیدونستم ٢٠ مین طول میکشه! اون صداها هم زیاد ناجور نبود که ادم احساس میکرد دارن از رو بدنش نقشه نگاری میکنن خخخخخ
سلام آزی جون
پارسال منم کمردرد داشتم
طوری که نمیتونستم بشینم
زن داییم هم همینطور
باهم رفتیم دکتر
دکتر قبلی بهش گفته بود که تنگی نخاعی داری و ...
دکتری که باهم رفتیم اما تشخیصش متفاوت بود.
مثلامن فکر میکردم که بخاطر اعصابم کمردرد گرفتم
بعدا فهمیدم که بارسنگین بلند کردم و خب بلند کرده بودم واقعا
علی ای حال، احتمالا بهت گفتن ورزشهای پرشی و ... انجام نده.
و خب مراقبت کن تو نشستن و برخاستن و خیلی چیزهای دیگه
متاسفانه کمردرد آدم رو نمیکشه،
 اما کیفیت زندگی آدم رو به شدت کم میکنه. :|
پاسخ:
خب منم فبلش که رفته بودم دکتر گفت دیسکه :/ بعد ام ار ای کردم معلوم شد تنگی کانال نخاعیه! بعدشم فعلا نبردم دکتر چون اخرش همینایی رو ک گفتی بهم میگن :/

دقیقا! کیفیت زندگی رو خوب اومدی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">