حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا

حرفهای شاید بی پردۀ آزیتا Instagram
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۰ دی ۹۵، ۰۰:۳۸ - کرگدن آبی
    :(
  • ۱۸ دی ۹۵، ۱۶:۳۸ - برنا
    :((((
پیام های کوتاه
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۳ , ۱۹:۰۹
    Boooooooo

فید خوان rss reader

۰۳
مرداد ۹۴

قدم میزدم و آرزوی مرگ میکردم ! بوی عود مرا احاطه میکرد بویش شیرین و زننده بود. صدا میامد ، نامفهوم بود.. قدم میزدم و چه پوچ بنظر میرسیدم! آن وقت آرزوی مرگ میکردم... پله بود بالا میرفتم ، سوزشی مرا پر میکرد... نفس میکشیدم و نفسم چقد خالی بنظر میرسید ... نسیم خنکی دودها را به رقص در آورد ، شمعها را خاموش کرد! و چه بی اندازه آرزوی دود شدن میکردم!! دود که شوی باد سبکی هم تو را رها میکند ... میروی و پخش میشوی و تمام. نوری از بالای سرم آمد ، من رفتم زیرش یا او آمد، نمیدانم... سرم را بالا کردم و چقد بی انتها دلم میخواست محو شوم.. خیره شدم به آن ، نور مرا خورد و صدای موسیقی شاد شد...

 

 

اسفند 93

Batu Cave

مالزی

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۴/۰۵/۰۳
آزیتا م.ز

نظرات  (۱۳)

چه جای قشنگی.. آرامش ازش می باره همراه نور.. 
پاسخ:
اره ... عالی بود با تموم شلوغیش پر بود از آرامش
نور
گرانبها ترین عنصر موجود در عالم
ارزشمند ترین آرزو
رها کننده از تاریکی نادانی
امیدوارم زندگیتان پر نور باشد همواره
پاسخ:
همچنین برای شما :)
اینجور جاها که عظمتش هزارها برابر یه آدمه همیشه یه حس خوب ته دل آدم میزارن :)
پاسخ:
اره یه حس ارامش که الکی تو این دنیا تکاپو نکنی اروم بشینی سر جات :))
حتی با دیدن عکسش هم آروم میشه آدم :))

اینجور جاها بی توجه میکنه آدم رو نسبت به خیلی چیزا :)
پاسخ:
اره ... دنیا واست بی ارزش میشه
چند بار خوندم این پست رو 
از بس که دوستش داشتم 
پاسخ:
فدات :)
خودمم هی خوندمش هی خوندمش هی خوندمش :)
چه حس خوبی داره این عکس
پاسخ:
حس خوب تقدیم شما :*
واااااای عقش عجببب متنی نوشدییییی واااای خیلی قشنگگگگ بود احسنت عقشمم^__^😘
واسه منه تبدار که نزدیک مجلسمه و افتادم ور بستر😐 دعا بنموووی عزیزمممم:*
پاسخ:
به به عروس خانوم ایشالا زود زود خوب میشی :)
۰۳ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۲۵ فاطیما کیان
چقدر زیبا و با ابهت
پاسخ:
بله :)

یادش بخیر. دلم برای همه اون دیوثها تنگ شده:)

پاسخ:
برعکس من... اصلا دلم براشون تنگ نشده.. 
ماشّاللا قدرتِ قلم! [آیکن فرودِ سرِ تعظیم]
پاسخ:
چاکریم :))
این متن همراه بود با عشق ٬غم ٬شادی٬سردرگمی و.... . نمیدونم شایدمن اشتباه میکنم ...خخخ ...عکست با روانم بازی کرد....آیا کار درستیست؟؟؟
پاسخ:
اتفاقا دقیقا همیناست :)))
چه خوبه اینجا آزیتا :)
پاسخ:
اره باحال بود
عجب غار با عظمتی...خوف کردم
پاسخ:
اره خیلی جالب بود :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">